English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (28 milliseconds)
English Persian
grate باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grated باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grates باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
Other Matches
furnishing دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnish دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnishes دارای اثاثه کردن مجهز کردن
graters شبکه اهنی
grater شبکه اهنی
net با تورگرفتن شبکه دارکردن
nets با تورگرفتن شبکه دارکردن
nett با تورگرفتن شبکه دارکردن
staffed با کارمند مجهز کردن با کارمند مجهز شدن
staffs با کارمند مجهز کردن با کارمند مجهز شدن
staff با کارمند مجهز کردن با کارمند مجهز شدن
marinade [ترد کردن و طعم دارکردن گوشت با خیس کردن آن در ماست یا آب لیمو و غیره]
marinate [ترد کردن و طعم دارکردن گوشت با خیس کردن آن در ماست یا آب لیمو و غیره]
truss bridge پل دارای اسکلت اهنی
ferriferous دارای مواد اهنی
fraise نرده دار کردن دهانه چیزی را گشادتر کردن
club car واگن راه اهنی که دارای میزناهارخوری باشد
tool مجهز کردن
busks مجهز کردن
habilitate مجهز کردن
busked مجهز کردن
equip مجهز کردن
busk مجهز کردن
imps مجهز کردن
equipping مجهز کردن
equips مجهز کردن
imp مجهز کردن
busking مجهز کردن
mechanised با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanize با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanizing با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanises با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanizes با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanising با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
dight اماده کردن مجهز کردن
reflectorize مجهز به بازتابنده کردن
reflecterize مجهز به بازتابنده کردن
masts دیرک بادکل مجهز کردن
prepare مهیا ساختن مجهز کردن
preparing مهیا ساختن مجهز کردن
to provide oneself خودرا اماده یا مجهز کردن
prepares مهیا ساختن مجهز کردن
mast دیرک بادکل مجهز کردن
oxer اغل گاو که دارای نرده یاپرچین باشد
ox fence اغل کاو که دارای نرده یاپرچین باشد
grids بارشته ها و میلههای درهم وبر هم مجهز کردن
grid بارشته ها و میلههای درهم وبر هم مجهز کردن
vesiculate حفره ایجاد کردن ابدانک دارکردن
furnish تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishes تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishing تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
lacevi بستن با بند سفت کردن حاشیه دارکردن
rail نرده کشیدن توبیخ کردن
wattle نرده گذاری کردن بستن
fences حفظ کردن نرده کشیدن
fence حفظ کردن نرده کشیدن
picket نرده کشیدن مراقبت کردن
picketed نرده کشیدن مراقبت کردن
pickets نرده کشیدن مراقبت کردن
well found کاملا مجهز مجهز بوسایل کامل
well founded کاملا مجهز مجهز بوسایل کامل
invert معماری شبکه در آن hub مرکز شبکه است و تمام زیر شبکه ها به hub متصل اند. در شبکه قدیمی backbore زیر شبکه ها به کابل اصلی شبکه وصل بودند
inverting معماری شبکه در آن hub مرکز شبکه است و تمام زیر شبکه ها به hub متصل اند. در شبکه قدیمی backbore زیر شبکه ها به کابل اصلی شبکه وصل بودند
inverts معماری شبکه در آن hub مرکز شبکه است و تمام زیر شبکه ها به hub متصل اند. در شبکه قدیمی backbore زیر شبکه ها به کابل اصلی شبکه وصل بودند
screening, screenings دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screen دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screened دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screens دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
attaching 1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attach 1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attaches 1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
pickets ناو گشتی نرده کشیدن دستک یا نرده
picket ناو گشتی نرده کشیدن دستک یا نرده
picketed ناو گشتی نرده کشیدن دستک یا نرده
personate خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
curb محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbed محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbing محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbs محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
threads دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
incorporates جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
thread دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
incorporating جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
militarize جنگ طلب کردن دارای روح نظامی کردن
incorporate جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
penicillate دارای شبکه توری فریف
reticulated دارای شبکه سه بعدی فریف
edge : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
edges : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
reman دارای نفرات تازه کردن مردانگی کردن
wired glass شیشه دارای شبکه سیمی در متن ان
wire glass شیشه دارای شبکه سیمی در متن ان
fortifying دارای استحکامات کردن تقویت کردن
catalyze دارای اثرمجاورتی کردن تسریع کردن
inflame دارای اماس کردن ملتهب کردن
fortifies دارای استحکامات کردن تقویت کردن
inflames دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflaming دارای اماس کردن ملتهب کردن
fortify دارای استحکامات کردن تقویت کردن
directories روش لیست کردن کاربران و منابع متصل به شبکه به روش ساده و با دستیابی راحت تا کاربر بتواند کاربر دیگر را با نام و با آدرس پیچیده شبکه آدرس دهی کند
directory روش لیست کردن کاربران و منابع متصل به شبکه به روش ساده و با دستیابی راحت تا کاربر بتواند کاربر دیگر را با نام و با آدرس پیچیده شبکه آدرس دهی کند
local area network کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را اجرا میکند و عملیات ابتدایی شبکه را کنترل میکند. تمام ایستگاههای کاری شبکه محلی به سرور شبکه مرکزی وصل هستند و کاربران وارد آن می شوند
lan کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را اجرا میکند و عملیات ابتدایی شبکه را کنترل میکند تمام ایستگاههای کار شبکه محلی به سرور شبکه اصلی متصل هستند و کاربران به آن سرور وارد می شوند
freaks خط دارکردن رگه دارکردن
freak خط دارکردن رگه دارکردن
reticulate شبکه کردن مشبک
internetwork تعدادی شبکه متصل بهم با استفاده از bridge و roater که به کاربر یک شبکه امکان دستیابی به هر منبع در شبکه دیگر بدهد
sorting network شبکه مرتب کردن داده ها
grid current limiting محدود کردن جریان شبکه
meshes شبکه تور مانند یا مشبک کردن
meshing شبکه تور مانند یا مشبک کردن
mesh شبکه تور مانند یا مشبک کردن
bridges وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
bridged وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
bridge وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
racking تمیز کردن شبکه توری اشغال گیر
reseau شبکه بندی کردن عکس برای انطباق ان با نقشه
lattices خطوط شبکه بندی ثابت مخصوص بزرگ کردن نقشه
distributes چ کردن بستههای شبکه توسط جابجایی اطلاعات بین گره ها
lattice خطوط شبکه بندی ثابت مخصوص بزرگ کردن نقشه
AUI connector اتصال D برای متصل کردن کابلهای انترنت به آداپتور شبکه
distributing چ کردن بستههای شبکه توسط جابجایی اطلاعات بین گره ها
distribute چ کردن بستههای شبکه توسط جابجایی اطلاعات بین گره ها
innervate دارای پی کردن
sequential پروتکل ارسال شبکه ساخت شبکه سافت VOVELL برای اجرای ارسال و دریافت شبکه IPX
claim frame فریم مخصوص برای مشخص کردن ایستگاه آغاز کننده شبکه
crenellate دارای کنگره کردن
personified دارای شخصیت کردن
crenelate دارای کنگره کردن
indexes :دارای فهرست کردن
indexed :دارای فهرست کردن
varnishes دارای فاهرخوب کردن
index :دارای فهرست کردن
nitrogenize دارای نیتروژن کردن
zigzag دارای پیچ و خم کردن
zigzagged دارای پیچ و خم کردن
zigzagging دارای پیچ و خم کردن
embrasures دارای منفذ کردن
body دارای جسم کردن
zigzags دارای پیچ و خم کردن
bodies دارای جسم کردن
transistorize دارای ترانسیتور کردن
personify دارای شخصیت کردن
personifying دارای شخصیت کردن
gifts دارای استعداد کردن
ensoul دارای روح کردن
tinkle دارای طنین کردن
varnish دارای فاهرخوب کردن
rampart دارای استحکامات کردن
gift دارای استعداد کردن
varnished دارای فاهرخوب کردن
substantivize دارای ماهیت کردن
personifies دارای شخصیت کردن
systemize دارای همست کردن
personalize دارای شخصیت کردن
embrasure دارای منفذ کردن
varnishing دارای فاهرخوب کردن
potentialize دارای استعداد کردن
tooth دارای دندان کردن
nationalizing دارای ملیت کردن
vallum دارای استحکامات کردن
freckle خال دارای کک مک کردن
nationalising دارای ملیت کردن
hydroxylate دارای هیدروکسیل کردن
populates دارای جمعیت کردن
populate دارای جمعیت کردن
hydrogenate دارای هیدروژن کردن
nationalises دارای ملیت کردن
populating دارای جمعیت کردن
tinkling دارای طنین کردن
insoul دارای روح کردن
nationalizes دارای ملیت کردن
tinkled دارای طنین کردن
castellate دارای استحکامات کردن
vitaminize دارای ویتامین کردن
whipstitch دارای مرز کردن
nationalize دارای ملیت کردن
fluoridate دارای فلورید کردن
tinkles دارای طنین کردن
nationalised دارای ملیت کردن
bedevil دارای روح شیطانی کردن
criss-cross دارای نقش چلیپایی کردن
panes دارای جام شیشه کردن
sanitate دارای لوازم بهداشتی کردن
methodize دارای روش یاقاعدهای کردن
rehabilitate دارای امتیازات اولیه کردن
flyspeck دارای لکه مگس کردن
rehabilitating دارای امتیازات اولیه کردن
fulcrum دارای نقطه اتکاء کردن
bedevils دارای روح شیطانی کردن
bedevilling دارای روح شیطانی کردن
bedevilled دارای روح شیطانی کردن
tat دارای حاشیه توری کردن
pane دارای جام شیشه کردن
rehabilitated دارای امتیازات اولیه کردن
prongs دارای چنگک یا چنگال کردن
to p a thing for a person کسی را دارای چیزی کردن
tongues گفتن دارای زبانه کردن
wig دارای گیس مصنوعی کردن
reengine دارای موتور تازه کردن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com