English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (35 milliseconds)
English Persian
barrel با سرعت زیادحرکت کردن
barrels با سرعت زیادحرکت کردن
Other Matches
speed ring طوقه تطبیق سرعت توپ پدافند هوایی طبله سرعت نما
combined speed indicator عقربه نشان دهنده سرعت علمی و عملی سرعت نمای مرکب
inflow ratio نسبت سرعت واقعی رتورکرافت به سرعت محیطی نوک تیغه ها
burning rate سرعت سوزش مهمات یا خرج سرعت مصرف سوخت
indicated airspeed سرعت تعیین شده بوسیله سرعت نمای هواپیما
drags وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
drag وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
dragged وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
machine number عدد نسبت سرعت هواپیما به سرعت صوت
tachometer اندازه گیر سرعت چرخش سرعت سنج
rate of flame propagation سرعت پخش شدن شعله سرعت احتراق
true air speed سرعت حقیقی هواپیما یا سرعت تنظیم شده ان
variable ratio گیربکسهایی که در ان به منظور ثابت نگاه داشتن سرعت برونگذاشت نسبت تبدیل صرف نظر از سرعت درون گذاشت تغییر میکند
muzzle velocity سرعت دهانهای سرعت اولیه گلوله
rate of pouring سرعت سیلان سرعت جاری شدن
inputted فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
input فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
support CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
chocked nozzle خروجی موتور جت که سرعت جریان گازهای خروجی دران به سرعت صوت رسیده است
subsonic با سرعت کمتر از سرعت صوت
accelerated سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerate سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerating سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerates سرعت دادن سرعت گرفتن
spanked با سرعت حرکت کردن
spank با سرعت حرکت کردن
rates سرعت ارزیابی کردن
spanks با سرعت حرکت کردن
rate سرعت ارزیابی کردن
mach hold بستن سرعت ماخ به هواپیما بستن سرعت لازم به هواپیمابه طور خودکار
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
checked کم یا متوقف کردن سرعت بدن
check کم یا متوقف کردن سرعت بدن
to bolt با سرعت زیاد حرکت کردن
checks کم یا متوقف کردن سرعت بدن
zero wait state که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود
fleet هدف متحرک با سرعت حرکت کردن
fleets هدف متحرک با سرعت حرکت کردن
crossover متقاطع کردن برای ازدیادفشار و سرعت
air plot wind velocity سرعت باد در مسیر هواپیما سرعت باد محاسبه شده
cut off velocity سرعت موشک در لحظه جداشدن موتور سرعت صعودنهایی موشک
transonic سرعت سیال بین مافوق صوت و زیر سرعت صوت
snaps شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
multitasking همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
multi tasking همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
snap شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
snapped شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
snapping شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
fastest وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasted وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasts وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fast وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
burn off خسته کردن رقیب باگرفتن سرعت اولیه دوچرخه
floats ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
stall out کند کردن سرعت تخته موج تاموج بگذرد
float ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
floated ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
airspeeds سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
airspeed سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
declared speed سرعت اعلام شده به ناوگان سرعت استاندارد ناوگان
kill off سرعت گرفتن غیرعادی درمسابقه دو استقامت برای خسته کردن حریفان
supersonic هواپیمای مافوق سرعت صوت با سرعت مافوق سرعت صوت
hot dog skiing اسکی کردن با سرعت در میان پستی و بلندی یا بوس و تابع تکنیک خاصی هم نیست
command speed سرعت تعیین شده هواپیما سرعت پیش بینی شده برای هواپیما
ground speed سرعت دویدن هواپیما در روی باند سرعت دویدن روی باند سرعت گرفتن هواپیما روی زمین
aircraft block speed سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
sustained rate سرعت حرکت مداوم سرعت تکرار مداوم
dragstrip مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragway مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
cruised سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
isotach خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
fastest آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fast آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
calibrated air speed سرعت هوایی تنظیم شده سرعت تنظیم شده هواپیما
fasts آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fasted آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
tree روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
decelerate از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerated از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerates از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerating از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
high speed با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
backbone مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
backbones مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
communication بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
speedy سرعت
low velocity کم سرعت
velocities سرعت
swiftness سرعت
liner velocity سرعت
swiftly به سرعت
low velocity با سرعت کم
directly به سرعت
tilt سرعت
expeditiousness سرعت
celerity سرعت
fastnesses سرعت
fastness سرعت
terminal velocity سرعت حد
tilted سرعت
velocity سرعت
tilts سرعت
seepage velocity سرعت زه اب
rapidity سرعت
speeding سرعت
fleety به سرعت
accelerates بر سرعت
accelerated بر سرعت
accelerate بر سرعت
paces سرعت
accelerating بر سرعت
acceleration سرعت
pace سرعت
rate سرعت
paced سرعت
speeds سرعت
rates سرعت
speed سرعت
haste سرعت
promptitude سرعت
line speed سرعت خط
speediness سرعت
attack speed سرعت تک
souic do سرعت
apparent velocity سرعت فاهری
rates سرعت حرکت
surface speed سرعت محیطی
motor speed سرعت موتور
speed stability پایداری سرعت
permissible velocity سرعت مجاز
speed tests ازمونهای سرعت
peculiar velocity سرعت خاص
escape velocity سرعت گریز
rates سرعت کار
pen speed سرعت قلم
escape velocity سرعت فرار
speedometer multiplier سرعت سنج
perceptual speed سرعت ادراک
peripheral speed سرعت محیطی
speedboating قایقرانی سرعت
peak speed حداکثر سرعت
phase speed سرعت فاز
endurance time سرعت مداوم
acceleration lane خط سرعت گیری
expedite سرعت بخشیدن
maximum speed حداکثر سرعت
absolute velocity سرعت مطلق
expedited سرعت بخشیدن
fleetness سرعت سیر
expedites سرعت بخشیدن
to bolt با سرعت دویدن
speed سرعت حرکت
deep freeze به سرعت منجمدکردن
speed اندازه سرعت
flux سرعت جریان
engin speed سرعت موتور
flat out حداکثر سرعت
flank speed حداکثر سرعت
average speed سرعت متوسط
phase velocity سرعت فاز
speeding سرعت حرکت
accelerometer سرعت سنج
muzzle velocity سرعت دهانه
mean velocity سرعت متوسط
speeds سرعت حرکت
flying speed سرعت پرواز
no load speed سرعت بی باری
phase velocity سرعت موج
mean speed سرعت متوسط
moderate speed سرعت متعادل
wave celerity سرعت موج
speed control کنترل سرعت
speed characteristics مشخصه سرعت
wave speed سرعت موج
speed adjustment تنظیم سرعت
wave velocity سرعت موج
back-pedalled به سرعت پسرفتن
back-pedal به سرعت پسرفتن
back-pedalling به سرعت پسرفتن
back-pedals به سرعت پسرفتن
speed controls نافم سرعت
speed of advance سرعت پیشروی
moderate speed سرعت متوسط
speeding اندازه سرعت
scooting سرعت داشتن
scooted سرعت داشتن
speed indicator سرعت نما
scoot سرعت داشتن
orbital velocity سرعت مداری
base speed سرعت مبنا
operating speed سرعت عملیاتی
speeds اندازه سرعت
airspeed indicator سرعت نما
friction velocity سرعت اصطکاکی
on load speed سرعت بار
wind speed سرعت باد
final velocity سرعت نهایی
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com