Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English
Persian
legal interest
بهره قانونی
Search result with all words
usury
گرفتن بهره بیشتر از بهره قانونی جهت وام
out law
کسی که از حقوق و حمایت قانونی بهره مند نیست
outlawry
بی بهره گی از حقوق وحمایت قانونی محرومیت ازحقوق
Other Matches
tontine
تاسیس خاصی که به موجب ان عدهای مشترکا" پول قرض می دهند با این شرط که بهره ان مرتبا" و بااقساط معین بین ان ها تقسیم شود و با مرگ هر یک ازایشان سهم دیگران از بهره بیشتر شود تا انجا که اخرین فرد زنده کل بهره را دریافت کند
to lay down a rule
قانونی را درست کردن قانونی را وضع نمودن
automatic release date
تاریخ انقضای عمر قانونی وسایل سررسید عمر قانونی
legitimates
عذر قانونی قانونی
legitimated
عذر قانونی قانونی
legitimate
عذر قانونی قانونی
legitimating
عذر قانونی قانونی
authorized stoppage
برداشت قانونی از حقوق افرادکسورات قانونی از حقوق
diminishing marginal productivity
بهره دهی نهائی نزولی نزولی بودن بهره دهی نهائی
portion
بهره
portions
بهره
efficient
بهره ور
yields
بهره
yielded
بهره
yield
بهره
interests
بهره
interest
بهره
exploited
بهره ده
exploiter
بهره کش
productive
بهره زا
gains
بهره
efficiency
بهره
gained
بهره
gain
بهره
quotient
بهره
quotients
بهره
exploiters
بهره کش
exploitation
بهره برداری
abuses
بهره کشی
gavels
بهره غیرمجاز
exploitation
بهره کشی
at % interest
با بهره 21 درصد
antenna gain
بهره انتن
abuse
بهره کشی
abused
بهره کشی
abusing
بهره کشی
divesting
بی بهره کردن
accrued interest
بهره متعلقه
advantage by illness
بهره بیماری
gavel
بهره غیرمجاز
declaration of interest
اعلام بهره
divested
بی بهره کردن
divest
بی بهره کردن
depriving
بی بهره کردن
deprives
بی بهره کردن
deprive
بی بهره کردن
productivity
بهره وری
utilization
بهره برداری
divests
بی بهره کردن
operation
بهره برداری
exploitation
[utilization]
بهره برداری
bank interest
بهره بانکی
utilisations
بهره برداری ها
lending rate
بهره - نزولپول
sweatshops
بهره کشخانه
sweatshop
بهره کشخانه
voltage gain
بهره ولتاژ
transducer gain
بهره دگرسازی
rq
بهره تنفسی
resipatory quotient
بهره تنفسی
rate of interest
نرخ بهره
interest
بهره
[اقتصاد]
utilizations
بهره برداری ها
usages
بهره برداری ها
utilisation
[British]
بهره برداری
using
بهره برداری
usage
بهره برداری
optimising
بهره بردن
rat of interest
نرخ بهره
quantum yield
بهره کوانتومی
exploited class
طبقه بهره ده
exploitative character
منش بهره کش
economic rent
بهره اقتصادی
economic rent
بهره مالکانه
divestment
بی بهره سازی
divestiture
بی بهره سازی
dispossessor
بی بهره سازنده
deprival
بی بهره سازی
default interest
بهره معوق
contango
بهره دیرکرد
cheap money
پول با بهره کم
exploiting class
طبقه بهره کش
factor payments
بهره وسود
put out to interest
به بهره گذاشتن
pure interest
بهره خالص
productive work
کار بهره زا
passive debt
وام بی بهره
loan interest
بهره وام
laser gain
بهره لیزر
interest rate
نرخ بهره
interest for delay
بهره دیرکرد
high interest
بهره سنگین
high interest
بهره گران
benefic
بهره بردار
gain
بهره تقویت
gained
بهره تقویت
gained
بهره برداری
gains
بهره تقویت
gains
بهره برداری
share
بهره قسمت
shared
بهره قسمت
interests
سودیا بهره
interest
سودیا بهره
gain
بهره برداری
efficiency
بهره وری
shares
بهره قسمت
compound interest
بهره مرکب
lot
بخش بهره
lot
بهره قسمت
enjoy
برخوردارشدن از بهره مندشدن از
enjoys
برخوردارشدن از بهره مندشدن از
enjoying
برخوردارشدن از بهره مندشدن از
utilizing
بهره برداری کردن
sexual abuse
بهره کشی جنسی
respiratory exchange index
شاخص بهره تنفسی
exploit
بهره برداری کردن از
enjoyed
برخوردارشدن از بهره مندشدن از
utilizes
بهره برداری کردن
bank rate
نرخ بهره بانکی
utilize
بهره برداری کردن
interest rate per annum
نرخ بهره سالانه
underutilization of labor
کم بهره گیری از کارگر
to put out money to interest
پول به بهره گذاشتن
prime rate
نرخ بهره پایه
it was sold at 0 year's p
بهره برابردرامدسالیانه اش فروخته شد
landuse
بهره وری از زمین
rate of yield
نرخ بهره موثر
enjoyment
بهره مند شدن از
utilised
بهره برداری کردن
utilises
بهره برداری کردن
utilising
بهره برداری کردن
passive
پدافندغیر عامل بی بهره
passives
پدافندغیر عامل بی بهره
margin productivity
حد بهره وری تولید
money rate of interest
نرخ بهره پولی
per capita productivity
بهره وری سرانه
myrmecophilous
بهره برنده ازمورچه
paranosis
بهره کشی از بیماری
primary gain
بهره اصلی بیماری
paranosic gain
بهره اصلی بیماری
out law
از حقوق بی بهره کردن
natural rate of interest
نرخ بهره طبیعی
operating cost
هزینه بهره برداری
operating budget
بودجه بهره برداری
nominal interest rate
نرخ بهره اسمی
maximum value
مقدار بهره برداری
market rate of interest
نرخ بهره بازار
marginal productivity
بهره وری نهائی
real rate of interest
نرخ بهره واقعی
real interest rate
نرخ بهره واقعی
ready for use
اماده بهره برداری
exploiting
بهره برداری کردن از
pure rate of interest
نرخ بهره خالص
exploits
بهره برداری کردن از
principal and interest
اصل پول و بهره
prime rate of interest
نرخ بهره ترجیحی
neutral rate of interest
نرخ بهره خنثی
money lender
پول به بهره گذار
secondary gain
بهره ثانوی بیماری
emergency operation
بهره برداری اضطراری
sweatshops
کارگاه بهره کشی
effective interest rate
نرخ بهره موثر
sweatshop
کارگاه بهره کشی
high rate of interest
نرخ سنگین بهره
gained
سود بردن بهره
i paid the debt plus interest
بدهی را با بهره ان دادم
gain
سود بردن بهره
high rate of interest
نرخ بالای بهره
child abuse
بهره کشی از کودک
tap
بهره برداری کردن از
factor productivity
بهره دهی عوامل
tapped
بهره برداری کردن از
tapping
بهره برداری کردن از
exploitation of labor
بهره کشی کارگر
exploitation of colonies
بهره کشی مستعمرات
high efficiency
ضریب بهره بالا
epinosic gain
بهره ثانوی بیماری
interest profit
عایدی حاصل از بهره
average productivity
بهره دهی متوسط
gains
سود بردن بهره
royalty
حق بهره برداری از چیزی
utilization statistics
امار بهره وری
royalties
حق بهره برداری از چیزی
beneficiaries
بهره بردار ذیحق
beneficiary
بهره بردار ذیحق
infatute
ازخرد بی بهره کردن
interest free loan
وام بدون بهره
agricultural labor productivity
بهره دهی کارگر کشاورزی
long term interest rate
نرخ بهره طویل المدت
water utilization project
پروژه بهره برداری از منابع اب
time utility
بهره گیری از شرایط زمانی
to p athing to a person
کسی را از چیزی بهره دادن
agronomics
علم بهره برداری از زمین
partake
شریک شدن بهره داشتن
integrated reservoir operation
بهره برداری توام از چندمخزن
gated automatic gain control
تنظیم بهره با کلید خودکار
keyed automatic gain control
تنظیم بهره با کلید خودکار
imperialistic
استعمار گرای بهره جویانه
imparts
بهره مند شدن از رساندن
partaken
شریک شدن بهره داشتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com