English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 35 (1 milliseconds)
English Persian
shared سهم
shared حصه
shared بخش
shared بهره قسمت
shared بخش کردن
shared تسهیم کردن
shared سهم بردن
shared قیچی کردن
shared فرض
shared تقسیم کردن
shared شرکت داشتن در سهم بردن
shared دانگ
shared فایل ذخیره شده که توسط بیش از یک کاربر یا سیستم قابل دستیابی است
shared پوشه فایل ها روی دیسک درایوکامپیوتر محلی که قابل استفاده
shared توسط کاربران دیگر شبکه است
shared روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
shared سیستم عامل شبکه که به منابع کلمه رمز نسبت میدهد به جای اینکه شماره کاربران را تنظیم کند تا دستیابی محدود شود
shared استفاده از کامپیوتر یا رسانههای جانبی توسط بیش از یک شخص یا سیستم
shared باس مورد استفاده
shared برای آدرس و ارسال داده بین CPU و رسانه جانبی
shared سیستمی که یک وسیله جانبی یا رسانه ذخیره سازی پشتیبان یا منابع دیگر توسط چندین کاربر استفاده میشود
shared یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
shared پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
shared حافظهای که با بیش از یک CPV قابل دستیابی باشد
shared دایرکتوری
shared که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
shared استفاده یا مالکیت چیزی به همراه شخص دیگر
shared IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
Other Matches
shared resource منطق اشتراکی
shared logic منطق اشتراک
shared file فایل اشتراکی
shared electrons الکترونهای پیوندی الکترونهای مشترک
shared memory حافظه تسهیم شده
shared paranoid disorder اختلال پارانویایی مشترک
I shared out the money among four persons. پول را بین چهار نفر قسمت کردم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com