English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (29 milliseconds)
English Persian
revalidate تجدید اعتبار کردن
Search result with all words
reinstatement of revolving credit اعتبار گردانی را تجدید کردن
Other Matches
ervolving credit اعتبار قابل تجدید
revolving credit اعتبار قابل تجدید
rally تجمع برای تجدید قوایا تجدید سازمان
rallies تجمع برای تجدید قوایا تجدید سازمان
rallied تجمع برای تجدید قوایا تجدید سازمان
overdrafts حواله بیش از اعتبار دریافتی اضافه بر اعتبار
overdraft حواله بیش از اعتبار دریافتی اضافه بر اعتبار
unfinanced بدون اعتبار تضمین اعتبار نشده
resupply تجدید اماد تجدید تدارکات
rearming تجهیز کردن بااسلحه نوین تجدید جنگ افزار کردن
furbishing تجدید کردن
reedify تجدید کردن
furbish تجدید کردن
re edify تجدید کردن
furbishes تجدید کردن
re establish تجدید کردن
renews تجدید کردن
furbished تجدید کردن
renew تجدید کردن
renewing تجدید کردن
craft revolving fund حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
refresh تازه کردن یک صفحه تصویر تجدید کردن
refreshed تازه کردن یک صفحه تصویر تجدید کردن
rehabilitate تجدید اسکان کردن اعاده حیثیت کردن
refreshes تازه کردن یک صفحه تصویر تجدید کردن
rehabilitating تجدید اسکان کردن اعاده حیثیت کردن
rehabilitated تجدید اسکان کردن اعاده حیثیت کردن
rehabilitates تجدید اسکان کردن اعاده حیثیت کردن
reconstructing تجدید بنا کردن
reelect تجدید انتخاب کردن
rest تجدید قوا کردن
rests تجدید قوا کردن
refuelled تجدید سوخت کردن
reorganization تجدید سازمان کردن
reorganizes تجدید سازمان کردن
up to date تجدید نظر کردن
up-to-date تجدید نظر کردن
modifies تجدید نظر کردن
retry تجدید نظر کردن
resupply تجدید اماد کردن
critiques تجدید نظر کردن در
second wind <idiom> تجدید قوا کردن
redeployment تجدید گسترش کردن
reconstructs تجدید بنا کردن
rearm تجدید تسلیحات کردن
rearms تجدید تسلیحات کردن
revise تجدید نظر کردن
modify تجدید نظر کردن
revising تجدید نظر کردن
reconstructed تجدید بنا کردن
revises تجدید نظر کردن
refueling تجدید سوخت کردن
refueled تجدید سوخت کردن
refuel تجدید سوخت کردن
critique تجدید نظر کردن در
reconstruct تجدید بنا کردن
modifying تجدید نظر کردن
marry a second time تجدید فراش کردن
rearmed تجدید تسلیحات کردن
rethought تجدید نظر کردن
restructure تجدید سازمان کردن
rethinks تجدید نظر کردن
reorganises تجدید سازمان کردن
refuelling تجدید سوخت کردن
reshape تجدید وضع کردن
restructures تجدید سازمان کردن
reconsignment تجدید بارنامه کردن
reorganised تجدید سازمان کردن
restructured تجدید سازمان کردن
renovation تجدید قطعات کردن
rethinking تجدید نظر کردن
reorganize تجدید سازمان کردن
reconcider تجدید نظر کردن در
refuels تجدید سوخت کردن
reorganizing تجدید سازمان کردن
reorganising تجدید سازمان کردن
rechamber تجدید خان کردن
reorganized تجدید سازمان کردن
rethink تجدید نظر کردن
reviews تجدید نظر دوره کردن
review تجدید نظر دوره کردن
reviewing تجدید نظر دوره کردن
reviewed تجدید نظر دوره کردن
rehabilitates اعاده اعتبار کردن
rehabilitating اعاده اعتبار کردن
rehabilitated اعاده اعتبار کردن
rehabilitate اعاده اعتبار کردن
fuel تحریک کردن تجدید نیرو کردن
fueled تحریک کردن تجدید نیرو کردن
fuelling تحریک کردن تجدید نیرو کردن
fuelled تحریک کردن تجدید نیرو کردن
fuels تحریک کردن تجدید نیرو کردن
rescheduled در شرایط وام تجدید نظر کردن
refect با مشروب یا خوراک تجدید قوا کردن
modifying تجدید نظر کردن در طرح اتش
modifies تجدید نظر کردن در طرح اتش
refocillate تجدید حیات کردن بخود اوردن
reschedule در شرایط وام تجدید نظر کردن
modify تجدید نظر کردن در طرح اتش
reschedules در شرایط وام تجدید نظر کردن
rehabilitation تجدید قوا کردن توان بخشی
rescheduling در شرایط وام تجدید نظر کردن
validated تایید اعتبار قانونی کردن
validating تایید اعتبار قانونی کردن
validates تایید اعتبار قانونی کردن
void از درجه اعتبار ساقط کردن
validate تایید اعتبار قانونی کردن
call for ..... under the credit درخواست کردن ..... تحت اعتبار
reshuffle تجدید سازمان کردن تغییرات سازمانی دادن
reshuffled تجدید سازمان کردن تغییرات سازمانی دادن
reshuffles تجدید سازمان کردن تغییرات سازمانی دادن
reshuffling تجدید سازمان کردن تغییرات سازمانی دادن
recuperation تجدید کردن روغن وسیله یاجنگ افزار
appropriation اختصاص دادن اعتبار واگذار کردن
credit system of supply سیستم براورد اعتبار برای تهیه و اماد سیستم تعیین اعتبار خرید اماد
authentication تعیین اعتبار و صحت اسناد اعلام نشانی کردن
overdraw بیش از اعتبار حواله کردن برات خالی از وجه دادن
superinduce تخحت فشار قرار گرفتن کشیدن یا گذاشتن یا جا دادن تجدید فراش کردن
staging base پایگاه تجدید سوخت یابارگیری مجدد یا جابجا کردن کالاها در کشتی یا هواپیما
corrupting تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupted تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupt تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupts تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
continuance تمدید یا تجدید وقت دادگاه دادگاه را به عنوان تنفس موقتا" تعطیل کردن
refile تجدید نظر در متن پیامهابرای ارسال تصحیح و مرتب کردن متن پیامهای ارسالی
demonetization خارج کردن پول از گردش از اعتبار انداختن پول درگردش
request for discharge عرضحال اعاده اعتبار دادن عرضحال اعاده اعتبار
renews تجدید
repetitions تجدید
revivals تجدید
reviewing تجدید
turnover تجدید
recrudescence تجدید
neogenesis تجدید
reviewed تجدید
review تجدید
reviews تجدید
renewals تجدید
renewal تجدید
repetition تجدید
renewing تجدید
refreshes تجدید
refreshed تجدید
anabiosis تجدید
renew تجدید
refresh تجدید
revival تجدید
instauration تجدید
rearmament تجدید تسلیحات
reelection تجدید انتخاب
reviews تجدید نظر
revisal تجدید نظر
redintegrate تجدید شونده
reviewing تجدید نظرکردن
furbishes تجدید نظرکردن در
revivor تجدید مرافعه
reform تجدید نظر
remarriages تجدید فراش
remarriage تجدید فراش
revolving قابل تجدید
reproductions تجدید چاپ
reviewed تجدید نظرکردن
renewable تجدید شدنی
rebirth تجدید حیات
furbishing تجدید نظرکردن در
remarrying تجدید فراش
reviewed تجدید نظر
review تجدید نظر
reforms تجدید نظر
furbish تجدید نظرکردن در
reviewing تجدید نظر
reviews تجدید نظرکردن
review تجدید نظرکردن
furbished تجدید نظرکردن در
reproduction تجدید چاپ
re election تجدید انتخاب
revisions تجدید نظر
revision تجدید چاپ
revision تجدید نظر
renascence تجدید حیات
recollections تجدید خاطره
recollection تجدید خاطره
reinforcement تجدید قوا
updates تجدید نظرشده
it is not subject to review تجدید نظر
remilitarization تجدید تسلیحات
reconstruction تجدید بنا
revisions تجدید چاپ
renewability قابلیت تجدید
re-election تجدید انتخاب
renewal of the convention تجدید اتفاق
renewal of the convention تجدید پیمان
revisionist تجدید نظرخواه
renewed تجدید شده
re hearing تجدید نظر
re hearing تجدید محاکمه
instaurator تجدید کننده
reconditioning تجدید امادگی
recalculation تجدید محاسبه
renewer تجدید کننده
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com