English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 211 (34 milliseconds)
English Persian
to interpret [for somebody] [from/into a language] ترجمه شفاهی کردن [برای کسی] [از یک زبان به دیگری]
to act as interpreter [for somebody] [from/into a language] ترجمه شفاهی کردن [برای کسی] [از یک زبان به دیگری]
to provide interpretation [for somebody] [from/into a language] ترجمه شفاهی کردن [برای کسی] [از یک زبان به دیگری]
Search result with all words
interpret ترجمه کردن ترجمه شفاهی کردن
interpret ترجمه شفاهی کردن توجیه کردن
interpreted ترجمه کردن ترجمه شفاهی کردن
interpreted ترجمه شفاهی کردن توجیه کردن
interpreting ترجمه کردن ترجمه شفاهی کردن
interpreting ترجمه شفاهی کردن توجیه کردن
interprets ترجمه کردن ترجمه شفاهی کردن
interprets ترجمه شفاهی کردن توجیه کردن
Other Matches
lexical analysis مرحلهای در ترجمه برنامه که نرم افزار کامپایل یا ترجمه کلمات کلیدی برنامه را با دستورات که ماشین جایگزین کند
verbalised بصورت شفاهی بیان کردن
verbalizing بصورت شفاهی بیان کردن
verbalizes بصورت شفاهی بیان کردن
verbalized بصورت شفاهی بیان کردن
verbalize بصورت شفاهی بیان کردن
verbalising بصورت شفاهی بیان کردن
verbalises بصورت شفاهی بیان کردن
talk out بوسیله بحث شفاهی موضوعی را روشن کردن
putting ترجمه کردن
to do into ترجمه کردن به
put ترجمه کردن
translates ترجمه کردن
translet ترجمه کردن
translating ترجمه کردن
translated ترجمه کردن
translate ترجمه کردن
puts ترجمه کردن
teutonize به المانی ترجمه کردن
mistranslate ترجمه غلط کردن
retranslate دوباره ترجمه کردن
render ارائه دادن ترجمه کردن
literalize تحت اللفظی ترجمه کردن
renders ارائه دادن ترجمه کردن
rendered ارائه دادن ترجمه کردن
paraphrases نقل بیان ترجمه و تفسیر کردن
paraphrased نقل بیان ترجمه و تفسیر کردن
paraphrase نقل بیان ترجمه و تفسیر کردن
paraphrasing نقل بیان ترجمه و تفسیر کردن
to translate something [from/into a language] ترجمه [نوشتنی] کردن چیزی [از یک زبان یا به زبانی]
interpretations تفسیر اخبار واطلاعات رسیده تفسیر عکس ترجمه کردن
interpretation تفسیر اخبار واطلاعات رسیده تفسیر عکس ترجمه کردن
by word of mouth شفاهی
viva voce شفاهی
orals شفاهی
verbal شفاهی
oral شفاهی
nuncupative شفاهی
nuncupatory شفاهی
parol شفاهی
vivas voce شفاهی
interpreters مترجم شفاهی
simple contract قرارداد شفاهی
viva voting رای شفاهی
viva voting گزارش شفاهی
interpreter مترجم شفاهی
nuncupative will وصیت شفاهی
parol promise قرارداد شفاهی
parol evidence شهادت شفاهی
unwritten غیرکتبی شفاهی
unwritten بطور شفاهی
vocabular زبانی شفاهی
parol arrest جلب شفاهی
parol arrest توقیف شفاهی
gentlemen's agreement قرارداد شفاهی
vivas voce امتحان شفاهی
nonverbal غیر شفاهی
interlocutory decree حکم شفاهی
verbalization بیان شفاهی
viva report گزارش شفاهی
oral test ازمون شفاهی
voices شفاهی صوتی
oral evidence شهادت شفاهی
verbal agreement موافقت شفاهی
voice شفاهی صوتی
voicing شفاهی صوتی
oral evidence دلیل شفاهی
jargonize بزبان غیر مصطلح یا امیخته در اوردن یا ترجمه کردن بقالب اصطلاحات خاص علمی یافنی مخصوص در اوردن
reply جواب شفاهی دفاعیه
oral information اطلاعات گفتاری [شفاهی]
replies جواب شفاهی دفاعیه
replying جواب شفاهی دفاعیه
replied جواب شفاهی دفاعیه
catechesis تعالیم مذهبی شفاهی
word of mouth صدای کلمه شفاهی
viva voce شفاها امتحان شفاهی
cabbalah حدیث یا روایت شفاهی وزبانی
simple content debt دین ناشی از قرارداد شفاهی
cabala حدیث یا روایت شفاهی وزبانی
cabbala حدیث یا روایت شفاهی وزبانی
oral trade test ازمون شفاهی از اطلاعات عمومی افراد
machined تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
machines تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
machine تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
barristers وکیل مدافع وکیلی که حق حضور دردادگاه و دفاع شفاهی را دارد
barrister وکیل مدافع وکیلی که حق حضور دردادگاه و دفاع شفاهی را دارد
slander درCL این کلمه تنها برای افترای شفاهی بکار می رود
slandered درCL این کلمه تنها برای افترای شفاهی بکار می رود
slandering درCL این کلمه تنها برای افترای شفاهی بکار می رود
slanders درCL این کلمه تنها برای افترای شفاهی بکار می رود
interpretations ترجمه
rendering ترجمه
interpretation ترجمه
renditions ترجمه
compilation ترجمه
rendition ترجمه
translation ترجمه
version ترجمه
versions ترجمه
compilations ترجمه
renderings ترجمه
translations ترجمه
translation ترجمه
paraphrase ترجمه ازاد
mechanical translation ترجمه مکانیکی
liberaltranstation ترجمه ازاد
mechanical translation ترجمه ماشینی
metaphraze ترجمه لفظی
reversion ترجمه مجدد
interpretations تعبیر ترجمه
paraphrased ترجمه ازاد
mistranslation ترجمه نادرست
paraphrases ترجمه ازاد
algorithm translation ترجمه الگوریتم
the a of a trans lation صحت ترجمه
translate time حین ترجمه
an a translation ترجمه درست
translate time هنگام ترجمه
translatable قابل ترجمه
paraphrasing ترجمه ازاد
interpretation تعبیر ترجمه
trannlatability قابلیت ترجمه
address translation ترجمه ادرس
misinterpretation ترجمه غلط
machine translation ترجمه ماشینی
the a of a trans lation درستی ترجمه
translation agency موسسه ترجمه
translation agency دفتر ترجمه
indirect objects زبان برنامه پس از ترجمه
object زبان برنامه پس از ترجمه
dynamic address translation ترجمه پویای ادرس
had it trans ted بدهید ترجمه کنند
delectus برای ترجمه دارد
fortran translation process فرایند ترجمه فرترن
objects زبان برنامه پس از ترجمه
direct objects زبان برنامه پس از ترجمه
objected زبان برنامه پس از ترجمه
objecting زبان برنامه پس از ترجمه
assembles ترجمه کد اسمبلی به زبان ماشین
version کتابی که ترجمه کتاب دیگرباشد
versions کتابی که ترجمه کتاب دیگرباشد
assemble ترجمه کد اسمبلی به زبان ماشین
assembled ترجمه کد اسمبلی به زبان ماشین
tropology ترجمه یا تفسیر مجازی وروحانی
to to ترجمه کد اسمبلی به زبان ماشین
literalist طرفدار معنی یا ترجمه لفظی
processor برنامه که از یک زبان به کد ماشین ترجمه میکند.
This is its Persian rendering ( translation) . این برگردان ( ترجمه ) فارسی آن است
bridgeware برنامههای کامپیوتری به منظور ترجمه دستورالعملها
revised version ترجمه اصلاح شده کتاب مقدس
pcv این برگردان ( ترجمه ) فارسی آن است
verbal note شود مورد استفاده قرار می گیرد و گاهی نیز برای ان که خلاصهای از مذاکرات شفاهی در دست باشد تنظیم می گردد
language هر برنامهای که هر خط برنامه را به زبان دیگری ترجمه میکند.
languages هر برنامهای که هر خط برنامه را به زبان دیگری ترجمه میکند.
targum ترجمه زبان ارامی قسمتی از عهد عتیق
cross assembler ترجمه برنامه اسمبلر برای یک کامپیوتر دیگر
pass برنامه اسمبلر که کد اصلی را در یک عمل ترجمه میکند
passes برنامه اسمبلر که کد اصلی را در یک عمل ترجمه میکند
encoding ترجمه پیام یا متن طبق سیستم کد گذاری
passed برنامه اسمبلر که کد اصلی را در یک عمل ترجمه میکند
literality صوری بودن عینیت تفسیر یا ترجمه لفظی
one pass assembler برنامه اسمبلر که در یک عمل که اصل را ترجمه میکند
posted ویرایش یا تغییر متن پس از کامپایل یا ترجمه توسط ماشین
septuagint ترجمه یونانی توریه بدست 07تن درزمان بطلیموس
intermediate کد یک کامپیوتر یا اسمبلر در حین ترجمه کد سطح بالا به کد ماشین
posts ویرایش یا تغییر متن پس از کامپایل یا ترجمه توسط ماشین
post- ویرایش یا تغییر متن پس از کامپایل یا ترجمه توسط ماشین
post ویرایش یا تغییر متن پس از کامپایل یا ترجمه توسط ماشین
parses شکستن کد زبان سطح بالا به بخشهایی در حین ترجمه به کد ماشین
compilations ترجمه برنامه کد گذاری شده به کد قابل خواندن برای ماشین
jugend stil [ترجمه تحت الفظی سبک جوان در هنر نوی آلمان]
signaled تبدیل یا ترجمه سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها
signalled تبدیل یا ترجمه سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها
signal تبدیل یا ترجمه سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها
parse شکستن کد زبان سطح بالا به بخشهایی در حین ترجمه به کد ماشین
parsed شکستن کد زبان سطح بالا به بخشهایی در حین ترجمه به کد ماشین
compilation ترجمه برنامه کد گذاری شده به کد قابل خواندن برای ماشین
p code روشی برای ترجمه کد منبع به یک کد واسط بنام کد Pتوسط یک کامپایلر
parol contract قرارداد کتبی امضا نشده قرارداد شفاهی
preprocessor نرم افزاری که داده را پیش از کامپایل یا ترجمه آماده و پردازش میکند
controllers وسیله اصلی در چاپگر که خروجی را از کامپیوتر به دستورات چاپی ترجمه میکند
signaled تبدیل یا ترجمه سیگنال به صورتی به توسط وسیله قابل قبول باشد
signalled تبدیل یا ترجمه سیگنال به صورتی به توسط وسیله قابل قبول باشد
controller وسیله اصلی در چاپگر که خروجی را از کامپیوتر به دستورات چاپی ترجمه میکند
signal تبدیل یا ترجمه سیگنال به صورتی به توسط وسیله قابل قبول باشد
executable form برنامهای که به کد ماشین ترجمه یا کمپایل شده باشد تا پردازنده بتواند اجرا کند
machines سیستم کامپیوتری که برای ترجمه متن و دستورات از یک زبان به دیگری به کار می رود
machined سیستم کامپیوتری که برای ترجمه متن و دستورات از یک زبان به دیگری به کار می رود
queries پردازش درخواستها , با بازیابی اطلاعات از پایگاه داده یا با ترجمه دستورات از زبان درخواست
query پردازش درخواستها , با بازیابی اطلاعات از پایگاه داده یا با ترجمه دستورات از زبان درخواست
querying پردازش درخواستها , با بازیابی اطلاعات از پایگاه داده یا با ترجمه دستورات از زبان درخواست
machine سیستم کامپیوتری که برای ترجمه متن و دستورات از یک زبان به دیگری به کار می رود
queried پردازش درخواستها , با بازیابی اطلاعات از پایگاه داده یا با ترجمه دستورات از زبان درخواست
machine دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
tabled لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
table لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
machines دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
machined دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
tabling لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
tables لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com