Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
English
Persian
mekeready
تهیه واماده کردن فرم وصفحه و گراور
Other Matches
mekeready
وسایل تهیه کردن فرم وصفحه بندی
rotogravure
تهیه گراور غلتکی
paddocks
منطقه پارک کردن اتومبیل واماده کردن ان پیش ازمسابقه
paddock
منطقه پارک کردن اتومبیل واماده کردن ان پیش ازمسابقه
superscribe
روی صفحهای گراور کردن
engrave
گراور کردن نشاندن جایگیر ساختن
engraved
گراور کردن نشاندن جایگیر ساختن
photoengrave
بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
engraves
گراور کردن نشاندن جایگیر ساختن
laying up
تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
job to job transition
فرایند جستجوی یک برنامه وفایلهای مربوط به ان واماده کردن کامپیوتر جهت اجرای یک کار خاص
insculp
حکاکی کردن گراور کردن
inclination
زاویه بین صفحه مدار وصفحه مرجع
gaps
مسافت بین نوک هدف وصفحه نشانه از نظر کمانگیر
gap
مسافت بین نوک هدف وصفحه نشانه از نظر کمانگیر
officinal
ساخته واماده
purveying
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purvey
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
up in arms
مسلح واماده جنگ
on a war footing
مجهز واماده جنگ
broken
رام واماده سوغان گیری
engraving
گراور
gravure
گراور
engravings
گراور
stylography
گراور سازی
line engraving
گراور مخطط
steel engraving
گراور سازی با فولاد
ready reckoner
کتابچه یاجدولی که حسابهای عمل شده واماده دران موجوداست
photoengraving
گراور سازی بوسیله عکاسی
stylet
قلم گراور سازی وحکاکی
dry point
گراور سازی با سیاه قلم
line engraving
گراور سازی با خطوط کوتاه وبلند
photogravure
گراور سازی از روی شیشه عکاسی
tusche
جوهر چاپ مخصوص طراحی و گراور سازی
purveys
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveyed
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying
تهیه اذوقه تهیه سورسات
schematize
بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
pre engage
ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
castellation
تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
to pull off something
[contract, job etc.]
چیزی را تهیه کردن
[تامین کردن]
[شغلی یا قراردادی]
prepares
تهیه کردن
provision
تهیه کردن
caters
تهیه کردن
prepare
تهیه کردن
supplied
تهیه کردن
preparing
تهیه کردن
to find in
تهیه کردن
administered
تهیه کردن
afforded
تهیه کردن
administering
تهیه کردن
administers
تهیه کردن
affords
تهیه کردن
affording
تهیه کردن
administer
تهیه کردن
procuring
تهیه کردن
blend
تهیه کردن
blends
تهیه کردن
procure
تهیه کردن
procured
تهیه کردن
procures
تهیه کردن
afford
تهیه کردن
processes
تهیه کردن
supplying
تهیه کردن
provides
تهیه کردن
supply
تهیه کردن
provide
تهیه کردن
process
تهیه کردن
catered
تهیه کردن
cater
تهیه کردن
catering
تهیه کردن
orchestrate
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrated
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
back-up
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
orchestrates
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrating
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
back up
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
to lay in a stock
موجودی تهیه کردن
extemporised
فورا تهیه کردن
extemporises
فورا تهیه کردن
conserves
کنسرو تهیه کردن
process
تهیه و تولید کردن
extemporizes
فورا تهیه کردن
bills
تهیه کردن صورتحساب
conserving
کنسرو تهیه کردن
extemporising
فورا تهیه کردن
getting
تهیه کردن فهمیدن
extemporize
فورا تهیه کردن
extemporized
فورا تهیه کردن
preparation
تهیه کردن اتش
fund
تهیه وجه کردن
preparations
تهیه کردن اتش
gets
تهیه کردن فهمیدن
funded
تهیه وجه کردن
conserved
کنسرو تهیه کردن
bill
تهیه کردن صورتحساب
extemporizing
فورا تهیه کردن
whomp up
بسرعت تهیه کردن
harnessing
اشیاء تهیه کردن
enabling
تهیه کردن برای
programme
برنامه تهیه کردن
harness
اشیاء تهیه کردن
prearrange
قبلا تهیه کردن
program
برنامه تهیه کردن
triplicate
در سه نسخه تهیه کردن
programs
برنامه تهیه کردن
programmes
برنامه تهیه کردن
harnessed
اشیاء تهیه کردن
enables
تهیه کردن برای
enabled
تهیه کردن برای
enable
تهیه کردن برای
quadruplicate
در چهارنسخه تهیه کردن
effigies
تمثال تهیه کردن
processes
تهیه و تولید کردن
get
تهیه کردن فهمیدن
effigy
تمثال تهیه کردن
conserve
کنسرو تهیه کردن
to provide for old age
برای پیری تهیه کردن
scabble
زمخت وناصاف تهیه کردن
mush
حریره اردذرت تهیه کردن
handwrite
نسخه خطی تهیه کردن
to raise funds
تهیه وجه یاسرمایه کردن
financing
بودجه چیزی را تهیه کردن
finances
بودجه چیزی را تهیه کردن
financed
بودجه چیزی را تهیه کردن
finance
بودجه چیزی را تهیه کردن
aminister
تهیه کردن بکار بردن
to draw up
تهیه کردن درصف اوردن
to serve the city with water
اب برای شهر تهیه کردن
drafted
تهیه کردن پیش نویس
bossing
نقش برجسته تهیه کردن
bosses
نقش برجسته تهیه کردن
draft
تهیه کردن پیش نویس
bossed
نقش برجسته تهیه کردن
boss
نقش برجسته تهیه کردن
circumstantiate
امارات لازمه را تهیه کردن
drafts
تهیه کردن پیش نویس
riposte
ضربت متقابل و تند پاسخ تند واماده
riposting
ضربت متقابل و تند پاسخ تند واماده
riposted
ضربت متقابل و تند پاسخ تند واماده
ripostes
ضربت متقابل و تند پاسخ تند واماده
outline
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
munition
تدارکات جنگ افزار تهیه کردن
outlines
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
finance
علم دارایی تهیه پول کردن
finances
علم دارایی تهیه پول کردن
outlining
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
financed
علم دارایی تهیه پول کردن
outlined
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
develop
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
preparative
تدارکی مربوط به تهیه کردن چیزی
financing
علم دارایی تهیه پول کردن
develops
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
revictual
دوباره غذا یا خواربار تهیه کردن
formulation
تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
financed
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
finance
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
financing
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
furnish
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
finances
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
procurement
تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
furnishing
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishes
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
booking
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
bookings
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
put out
تهیه کردن اشفته کردن
to draw out
تهیه کردن طرح کردن
furnishing
مزین کردن تهیه کردن
To make reservations. To book seats.
جا تهیه کردن ( رزرو کردن )
furnish
مزین کردن تهیه کردن
makes
تهیه کردن طرح کردن
furnishes
مزین کردن تهیه کردن
make
تهیه کردن طرح کردن
wood engraving
گراور سازی روی چوب باسمه کاری با چوب
map compilation
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
projection print
روش تهیه نقشه یا عکس بااستفاده از روش بزرگ کردن یا کوچک کردن فیلم یک عکس دیگر چاپ تصویری
projections
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projection
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
zincography
گراور سازی روی فلز روی قلمزنی روی
code
قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
conformal projection
نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
phototostat
رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
maps
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
map
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
mapping
نقشه کشی کردن تهیه نقشه
brief
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefer
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefest
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefed
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
tea leaf
برگ چای
[از این گیاه جهت تهیه رنگینه قهوه ای یا بژ استفاده می شود و خصوصا در رفوگری جهت تیره تر کردن رنگ های دیگر بکار می رود.]
off hand
بی تهیه
provision
تهیه
counter preparation
ضد تهیه
seating
تهیه جا
purveys
تهیه
purveying
تهیه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com