Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 330 (49 milliseconds)
English
Persian
supplied
تهیه کردن
supply
تهیه کردن
supplying
تهیه کردن
provision
تهیه کردن
blend
تهیه کردن
blends
تهیه کردن
cater
تهیه کردن
catered
تهیه کردن
catering
تهیه کردن
caters
تهیه کردن
prepare
تهیه کردن
prepares
تهیه کردن
preparing
تهیه کردن
procure
تهیه کردن
procured
تهیه کردن
procures
تهیه کردن
procuring
تهیه کردن
provide
تهیه کردن
provides
تهیه کردن
afford
تهیه کردن
afforded
تهیه کردن
affording
تهیه کردن
affords
تهیه کردن
administer
تهیه کردن
administered
تهیه کردن
administering
تهیه کردن
administers
تهیه کردن
process
تهیه کردن
processes
تهیه کردن
to find in
تهیه کردن
Search result with all words
booking
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
bookings
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
outline
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlined
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlines
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlining
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
enable
تهیه کردن برای
enabled
تهیه کردن برای
enables
تهیه کردن برای
enabling
تهیه کردن برای
program
برنامه تهیه کردن
programs
برنامه تهیه کردن
map
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
maps
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
get
تهیه کردن فهمیدن
gets
تهیه کردن فهمیدن
getting
تهیه کردن فهمیدن
preparation
تهیه کردن اتش
preparations
تهیه کردن اتش
back up
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
back-up
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
draft
تهیه کردن پیش نویس
drafted
تهیه کردن پیش نویس
drafts
تهیه کردن پیش نویس
furnish
مزین کردن تهیه کردن
furnish
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishes
مزین کردن تهیه کردن
furnishes
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishing
مزین کردن تهیه کردن
furnishing
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
code
قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
procurement
تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
develop
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
develops
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
harness
اشیاء تهیه کردن
harnessed
اشیاء تهیه کردن
harnessing
اشیاء تهیه کردن
make
تهیه کردن طرح کردن
makes
تهیه کردن طرح کردن
mush
حریره اردذرت تهیه کردن
fund
تهیه وجه کردن
funded
تهیه وجه کردن
orchestrate
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrated
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrates
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrating
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
extemporised
فورا تهیه کردن
extemporises
فورا تهیه کردن
extemporising
فورا تهیه کردن
extemporize
فورا تهیه کردن
extemporized
فورا تهیه کردن
extemporizes
فورا تهیه کردن
extemporizing
فورا تهیه کردن
brief
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefed
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefer
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefest
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
purvey
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
finance
علم دارایی تهیه پول کردن
finance
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
finance
بودجه چیزی را تهیه کردن
financed
علم دارایی تهیه پول کردن
financed
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
financed
بودجه چیزی را تهیه کردن
finances
علم دارایی تهیه پول کردن
finances
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
finances
بودجه چیزی را تهیه کردن
financing
علم دارایی تهیه پول کردن
financing
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
financing
بودجه چیزی را تهیه کردن
triplicate
در سه نسخه تهیه کردن
conserve
کنسرو تهیه کردن
conserved
کنسرو تهیه کردن
conserves
کنسرو تهیه کردن
conserving
کنسرو تهیه کردن
formulation
تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
bill
تهیه کردن صورتحساب
bills
تهیه کردن صورتحساب
effigies
تمثال تهیه کردن
effigy
تمثال تهیه کردن
programme
برنامه تهیه کردن
programmes
برنامه تهیه کردن
boss
نقش برجسته تهیه کردن
bossed
نقش برجسته تهیه کردن
bosses
نقش برجسته تهیه کردن
bossing
نقش برجسته تهیه کردن
process
تهیه و تولید کردن
processes
تهیه و تولید کردن
aminister
تهیه کردن بکار بردن
castellation
تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
circumstantiate
امارات لازمه را تهیه کردن
conformal projection
نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
handwrite
نسخه خطی تهیه کردن
laying up
تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
mapping
نقشه کشی کردن تهیه نقشه
mekeready
تهیه واماده کردن فرم وصفحه و گراور
mekeready
وسایل تهیه کردن فرم وصفحه بندی
Other Matches
purveys
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveyed
تهیه اذوقه تهیه سورسات
schematize
بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
pre engage
ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
to pull off something
[contract, job etc.]
چیزی را تهیه کردن
[تامین کردن]
[شغلی یا قراردادی]
quadruplicate
در چهارنسخه تهیه کردن
to lay in a stock
موجودی تهیه کردن
whomp up
بسرعت تهیه کردن
prearrange
قبلا تهیه کردن
scabble
زمخت وناصاف تهیه کردن
to provide for old age
برای پیری تهیه کردن
to raise funds
تهیه وجه یاسرمایه کردن
to draw up
تهیه کردن درصف اوردن
to serve the city with water
اب برای شهر تهیه کردن
preparative
تدارکی مربوط به تهیه کردن چیزی
munition
تدارکات جنگ افزار تهیه کردن
revictual
دوباره غذا یا خواربار تهیه کردن
put out
تهیه کردن اشفته کردن
To make reservations. To book seats.
جا تهیه کردن ( رزرو کردن )
to draw out
تهیه کردن طرح کردن
map compilation
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
projection print
روش تهیه نقشه یا عکس بااستفاده از روش بزرگ کردن یا کوچک کردن فیلم یک عکس دیگر چاپ تصویری
projections
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projection
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
phototostat
رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
tea leaf
برگ چای
[از این گیاه جهت تهیه رنگینه قهوه ای یا بژ استفاده می شود و خصوصا در رفوگری جهت تیره تر کردن رنگ های دیگر بکار می رود.]
purveyed
تهیه
preparations
تهیه
seating
تهیه جا
off hand
بی تهیه
counter preparation
ضد تهیه
housing
تهیه جا
purvey
تهیه
supplied
تهیه
supplying
تهیه
purveys
تهیه
purveying
تهیه
supply
تهیه
ministration
تهیه
preparation
تهیه
procurement
تهیه
provision
تهیه
pitched
تهیه دیده
on the stocks
د رشرف تهیه
the water supply of tehran
تهیه اب تهران
the preparation day
روز تهیه
preparatorily
بعنوان تهیه
triplication
تهیه در سه نسخه
supplier
تهیه کننده
suppliers
تهیه کننده
triplicity
تهیه در سه نسخه
to bargain for
تهیه دیدن
preparation
تهیه مقدمات
placements
تهیه شغل
provides
تهیه دیدن
base development
تهیه پایگاه
placements
تهیه کار
to make provision
تهیه دیدن
placement
تهیه شغل
placement
تهیه کار
provisionment
تهیه خواربار
purveyance
تهیه خواربار
provide
تهیه دیدن
furtherance
تهیه وسایل
weaponry
تهیه سلاح
counter preparation
تیر ضد تهیه
prepare mortar
تهیه ملات
vacuum-packed
تهیه شده
parasceve
روز تهیه
provided
<adj.>
<past-p.>
تهیه شده
preparations
تهیه مقدمات
preparation
اتش تهیه
provided
[that]
<conj.>
تهیه شده
data processing
تهیه و تولیداطلاعات
preparations
تهیه و ارایش
laid on
<past-p.>
تهیه شده
preparation
تهیه و ارایش
data processing
تهیه اطلاعات
preparations
اتش تهیه
lighting feeder
تهیه روشنایی
appropriated
<adj.>
<past-p.>
تهیه شده
victual
تهیه اذوقه
fabricator
تهیه کننده
photo imagery
تهیه عکس
preparation fire
تیر تهیه
preparation fire
اتش تهیه
preparation of food
تهیه خوراک
preparation time
زمان تهیه
victualage
تهیه اذوقه
preparator
تهیه کننده
programmers
تهیه کننده برنامه
foresees
قبلا تهیه دیدن
polychrome
تهیه عکسهای رنگی
programmer
تهیه کننده برنامه
rotogravure
تهیه گراور غلتکی
hosts
تهیه تسهیلات ورزشی
polychromy
فن تهیه نقوش الوان
preparatory students
شاگردان تهیه یا مقدماتی
stenciler
تهیه کننده استنسیل
stenciller
تهیه کننده استنسیل
scripting
تهیه فایل اغازگر
hosted
تهیه تسهیلات ورزشی
prearranged
از پیش تهیه شده
precontract preparations
تهیه اسناد قرارداد
tastiest
باسلیقه تهیه شده
program section
بخش تهیه برنامه ها
project section
بخش تهیه پروژه ها
tastier
باسلیقه تهیه شده
project section
بخش تهیه طرحها
preparatory
مربوط به تهیه یامقدمات
host
تهیه تسهیلات ورزشی
topography
تهیه نقشه از عوارض
tasty
باسلیقه تهیه شده
foresee
قبلا تهیه دیدن
duplicator
ماشین تهیه رونوشت
quadruplication
تهیه چیزی درچهارنسخه
duplicators
ماشین تهیه رونوشت
barrier tactics
تاکتیک تهیه موانع
budgeteer
تهیه کننده بودجه
budget directive
دستورالعمل تهیه بودجه
acetylene generator
دستگاه تهیه استیلن
melinite
مخصوص تهیه چاشنی
furred
تهیه شده باخز
procured
تهیه و تحویل اماد
procures
تهیه و تحویل اماد
advancing
قبلا تهیه شده
forges
تهیه جنس قلابی
lyonnaise
باپیاز تهیه شده
he is an adequate provider
برای تهیه خواربار
procuring
تهیه و تحویل اماد
hydrography
تهیه نقشه دریایی
beach unit
یکان تهیه بارانداز
procure
تهیه و تحویل اماد
information providers
تهیه کنندگان اطلاعات
cold turkey
بدون تهیه وتدارک
advance
قبلا تهیه شده
advances
قبلا تهیه شده
area projection
تهیه تصویر منطقه
it is in preparation
در دست تهیه است
area projection
تهیه نقشه از منطقه
hosting
تهیه تسهیلات ورزشی
affordable
قابل تهیه و خریداری
forge
تهیه جنس قلابی
budgeter
تهیه کننده بودجه
aggregate flow diagram
نمودار تهیه مصالح
artillery preparation
تیر تهیه توپخانه
procurement
تهیه و تحویل اماد
artillery preparation
اتش تهیه توپخانه
lead-up
تهیه مقدمات را دیدن راهنما
central food preparation facility
کارخانجات مرکزی تهیه موادغذایی
special pleader
متخصص تهیه لوایح دفاعی
animator
تهیه کنندهء فیلمهای کارتون
logistics
اقدامات مربوط به تهیه و توزیع
acetate rayon process
فرایند تهیه الیاف استاتی
overwrought
تهیه شده ازروی مهارت
draftsman
تهیه کننده لوایح قانونی
dressing plant
تاسیسات تهیه سنگ معدن
subornation
جرم تهیه شهود کاذب
management accounting
تهیه حساب جهت مدیران
testacy
تهیه وتدوین وصیت نامه
the garden provides food
باغ خوراک تهیه میکند
animators
تهیه کنندهء فیلمهای کارتون
spaced armor
تهیه زره دو پوشه یا دوپوسته
career management
مدیریت تهیه تخصصهای نظامی
silent partner
شریکی که تهیه سرمایه بااوست
curf
خاکی که اجر از ان تهیه میشود
lead up
تهیه مقدمات را دیدن راهنما
custom built
سفارشی تهیه شده اختصاصی
mix in place
تهیه بتن در خود کارگاه
bessemer
یکی از روشهای تهیه فولاد
home-made
<adj.>
در خانه ساخته
[تهیه]
شده
barrage rocket
موشک مخصوص تهیه سداتش
furnisher
تهیه کننده سامان واثاثیه
spinner
دستگاه ریسندگی جهت تهیه نخ
molding sand preparation plant
واحد تهیه ماسه قالب گیری
self service
تهیه وانتخاب غذاتوسط خود شخص
cratering charge
خرج مخصوص تهیه چاله تخریب
career planning
طرح ریزی تهیه تخصصهای نظامی
dairy
قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
preparatory
تیراندازی مقدماتی تیر تهیه برای تک
army material program
برنامه تهیه اماد نیروی زمینی
fluxway cost
هزینه تهیه مدار اکتشافی مین
self-service
تهیه وانتخاب غذاتوسط خود شخص
sour mash
غلات خیسانده برای تهیه مشروبات
ordnance plan
طرح تهیه جنگ افزار ومهمات
photogrammetric map
تهیه نقشه ازروی عکسهای هوائی
solicitor
کسی که اسنادومدارک عرضحال را تهیه میکند
central air data
مرکز تهیه اطلاعات هوایی مرکزی
kosher
تهیه شده برطبق شریعت یهود
solicitors
کسی که اسنادومدارک عرضحال را تهیه میکند
simnel
نانی که از ارد ریزواعلی تهیه میشود
dairies
قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
Foxglove
گل پنجه علی
[در تهیه رنگ زرد]
green soap
صابون ملایمی که ازروغنهای گیاهی تهیه میشود
Where can I get butane gas?
کجا میتوانم گاز بوتان تهیه کنم؟
crocus
[saffron]
گل زعفران جهت تهیه رنگ زرد و بنفش
photogrammetry
فن تهیه نقشه جغرافیائی به کمک عکسهای هوائی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com