English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (39 milliseconds)
English Persian
throttle جلو را گرفتن جریان بنزین را کنترل کردن
throttled جلو را گرفتن جریان بنزین را کنترل کردن
throttles جلو را گرفتن جریان بنزین را کنترل کردن
throttling جلو را گرفتن جریان بنزین را کنترل کردن
Other Matches
electronic مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
circulation control کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
plenum chamber محفظه اب بندی شده درتوربینهای گاز که سبب ملایم کردن و گرفتن نوسانات جریان هوا میگردد
fet وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
flow control کنترل جریان
gasoline سوخت موتورهای بنزینی بنزین موتور بنزین
maximum control current جریان کنترل حداکثر
arrested جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
arrests جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
arrest جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
to regulate the flow of traffic [جریان] ترافیک را کنترل کرن
to regulate the traffic [جریان] ترافیک را کنترل کرن
laminar control flow system سیستم کنترل جریان خطی یالایهای
gill type flap فلپی در پشت موتور برای کنترل جریان هوا
gill فلپی در پشت موتور برای کنترل جریان هوا
transistor وسیله الکترونیکی نیمه هادی که جریان را در یک مدار کنترل میکند.
transistors وسیله الکترونیکی نیمه هادی که جریان را در یک مدار کنترل میکند.
to block [to block up] [to clog] [to clog up] something جلوی جریان [ریزش] چیزی را گرفتن
inverts جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverting جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
invert جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
bids بدست گرفتن کنترل شبکه برای ارسال داده
bid بدست گرفتن کنترل شبکه برای ارسال داده
transistors هر لایه یک emitler برچسب شده در ترمینال , base شدت جریان را کنترل میکند بین emitter,collector
transistor هر لایه یک emitler برچسب شده در ترمینال , base شدت جریان را کنترل میکند بین emitter,collector
marking current جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
petrol بنزین گیری کردن
damping vane پرهای در فلومتر سوخت برای کاهش دادن و گرفتن نوسانات حاصل از جریان متلاطم
cascade control چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
variable discharge turbine توربین گازی که جرم جریان ان توسط شیرها یا دریچه هایی کنترل میشود و قدرت توربین را با ارتفاع ومتغیرهای دیگر سازگارمیکند
leakage current جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
orifice meter روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
control point نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
anti balance tab بالچهای که روی سطوح کنترل که در جهت انحراف سطح اصلی منحرف شده وگشتاور لازم برای انحراف سطح را افزایش میدهد وحرکت انرا در مقابل جریان هوا مشکل میسازد
flowed سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
all mains receiver گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
flow سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flows سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
push pull وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
room circuit جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
current جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
currents جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
ampere واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amp واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amps واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
heterodyne ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
genemotor مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
tasks نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
task نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
token بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
tokens بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
apt زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
control panel صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
processor پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
constrictor گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
loops عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
executives دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
real time سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
looped عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loop عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
control and reporting center تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
executive دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
radio control کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
rolleron کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
counter current جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
constant current جریان مستقیم جریان ثابت باطری
induction current جریان القاء شده جریان تحریک
flexible کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
curbed محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbs محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbing محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curb محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
IRQ سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
control سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
inventory control کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
controlling سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controls سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
fire control کنترل کردن اتش کنترل اتش
gasoline بنزین
fueled بنزین
fuelled بنزین
petrol بنزین
gas بنزین
storm bird بنزین
motor sprit بنزین
gassed بنزین
gasses بنزین
benzole بنزین
fuels بنزین
gases بنزین
benzine بنزین
fuelling بنزین
gasolene بنزین
fuel بنزین
switch جریان را عوض کردن
switched جریان را عوض کردن
flow جریان جاری کردن
switches جریان را عوض کردن
flowed جریان جاری کردن
flows جریان جاری کردن
runoff coefficient ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
reynold's number این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
petrol pipe لوله بنزین
phenyl اصل بنزین
gasses بنزین گازمعده
petrol container فرف بنزین
gas recovery بازیابی بنزین
aviation gasoline بنزین هواپیما
petrol filter صافی بنزین
filling station پمپ بنزین
gases بنزین گازمعده
filling stations پمپ بنزین
gas بنزین گازمعده
gas station پمپ بنزین
gassed بنزین گازمعده
avgas بنزین هواپیما
gas stations پمپ بنزین
fuel pump پمپ بنزین
gas storage مخزن بنزین
petrol tank مخزن بنزین
naphtha بنزین سنگین
premium grade petrol بنزین سوپر
gas tank بخار بنزین
gas tank پودر بنزین
gasoline barrel بشکه بنزین
high grade petrol بنزین سوپر
gas injection پاشش بنزین
gas injection تزریق بنزین
fuel filter صافی بنزین
gas inlet valve needle ژیگلور بنزین
gas level سطح بنزین
gas pump پمپ بنزین
gas pump تلمبه بنزین
petrol pump پمپ بنزین
petrol pump تلمبه بنزین
petrol can باک بنزین
gasoline drum بشکه بنزین
gasoline can قوطی بنزین
gasoline electric بنزین الکتریکی
Premium gas بنزین سوپر
gasoline consumption مصرف بنزین
light gasolin بنزین سبک
gasoline dump باک بنزین
gasolinic وابسته به بنزین
three phase current جریان سه فاز جریان دوار
parasitic current جریان نشتی جریان خارجی
current compensation کمپنزاسیون جریان تعدیل جریان
current flow سیلان جریان فلوی جریان
check-ups کنترل کردن
controls کنترل کردن
get along <idiom> کنترل کردن
bridling کنترل کردن
check-up کنترل کردن
bridle کنترل کردن
bridled کنترل کردن
controlling کنترل کردن
control کنترل کردن
bridles کنترل کردن
inspected جستجو کردن بررسی کردن کنترل
inspect جستجو کردن بررسی کردن کنترل
inspects جستجو کردن بررسی کردن کنترل
inspecting جستجو کردن بررسی کردن کنترل
reflow فروکش کردن جریان مجدد
grid current limiting محدود کردن جریان شبکه
flumming تنگ کردن مقطع جریان اب
To swim against the current. بر خلاف جریان آب شنا کردن
married under a contract unlimited perio زن گرفتن شوهر کردن مزاوجت کردن عروسی کردن با
pr etrol filling station ایستگاه پمپ بنزین
gas form natrural gas بنزین از گاز طبیعی
gasoline brick بنزین بااکتان بالا
gas synthesis ترکیب مصنوعی بنزین
gasoline brick بنزین خوش سوز
gasholders محل نگهداری بنزین
gasoline gels بنزین تغلیظ شده
gasoline dump مخزن موقتی بنزین
gas inlet valve needle سوزن شیرورودی بنزین
gas air mixture مخلوط بنزین و هوا
I've run out of petrol. بنزین تمام کردم.
unleaded petrol بنزین بدون سرب
petrol feed pump پمپ تغذیه بنزین
petrol injection pump پمپ تزریق بنزین
gasholder محل نگهداری بنزین
storm bird بنزین ریختن ماشین
controlling کنترل کردن فرمان
control کنترل کردن فرمان
damage control کنترل کردن خسارات
controls کنترل کردن فرمان
damper الت میزان کردن جریان هوا
electrolyze تجزیه کردن بوسیله جریان برق
ctrl کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
service stations ایستگاه پمپ بنزین بزرگ
petrol gage دستگاه اندازه گیری بنزین
service station ایستگاه پمپ بنزین بزرگ
Where is the neareset petrol station? نزدیکترین پمپ بنزین کجاست؟
gas form natrural gas بنزین حاصله از گاز طبیعی
gas saving صرفه جویی در مصرف بنزین
benzoline بنزین خام یاپالوده نشده
serivce station ایستگاه بنزین گیری وتعمیرگاه
apt یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
get a grip of oneself <idiom> کنترل کردن احساسات شخصی
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com