English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 223 (36 milliseconds)
English Persian
brail up جمع کردن بادبان
Search result with all words
truss بهم بستن بادبان را جمع کردن
trussed بهم بستن بادبان را جمع کردن
trusses بهم بستن بادبان را جمع کردن
trussing بهم بستن بادبان را جمع کردن
reef پیچیدن و جمع کردن بادبان
reefs پیچیدن و جمع کردن بادبان
hank وسیله وصل کردن بادبان به سیم دکل
hanks وسیله وصل کردن بادبان به سیم دکل
sail کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sailed کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sailings کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
shake out باز کردن بادبان
shake-out باز کردن بادبان
shake-outs باز کردن بادبان
langrage اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
langrel اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
langridge اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
reefknot گره مربع مخصوص توگذاشتن یا جمع کردن بادبان تو گذاشتن
sheet down ثابت کردن بادبان در مقابل باد
spill wind سست کردن بادبان برای جلوگیری از تمایل قایق به یک سمت
to take in sail جمع کردن یا پیچیدن بادبان شراع پیچیدن
traveler میله فلزی عقب قایق با حلقه برای وصل کردن طناب بادبان
Other Matches
working sails بادبان معمولی که با بادبان سبک یا سنگین در موقع تغییرشدت باد فرق دارد
foresail بادبان عمده دگل جلو کشتی بادبان پایین
brail بادبان
sailings بادبان
sailed بادبان
inhaul بادبان کش
vela بادبان
velorum بادبان
sail بادبان
inhauler بادبان کش
batten pocket بادبان
sailcloth بادبان
cut of sail برش بادبان
gaskets بادبان بند
topsail بالاترین بادبان
unfurls بادبان گستردن
unfurling بادبان گستردن
unfurled بادبان گستردن
jigger بادبان کوچک
halyard ریسمان بادبان
foresail بادبان سینه
to take in a reef بادبان را تو گذاشتن
main sail بادبان اصلی
catboat قایق تک بادبان
jackstay بادبان بند
mizzen sail بادبان پاشنه
halliard ریسمان بادبان
unfurl بادبان گستردن
fill away بادبان اراستن
reefers بادبان جمع کن
gasket بادبان بند
reefer بادبان جمع کن
inhauler ریسمان بادبان کش
to clew up[ a sail بالاکشیدن بادبان
goosewing دو پهلو بادبان
sail area سطح بادبان
fill away بادبان برافراشتن
lateen rig بادبان 3 گوشه
foot پایین بادبان
mainsail بادبان اصلی
lateen sail بادبان سه گوش
miz واپسین بادبان کشتی
skysail بادبان فوقانی کشتی
luff لبه جلویی بادبان
ship rigged دارای بادبان مربع
frigates کشتی بادبان دار
atrip مربوط به بادبان برافراشته
frigate کشتی بادبان دار
flying jib بادبان سه گوش کوچک
mainsail بادبان اصلی کشتی
set sail بالا بردن بادبان
afterleech بادبان جلوی قایق
furled پیچیدن و بستن بادبان
rigged بادگل و بادبان اراستن
tackline طناب بادبان جلو
furl پیچیدن و بستن بادبان
press of sail or canvas بادبان بفراخور باد
sail loft جایگاه بادبان سازی
clew گوشه پایین بادبان
under bare poles با دکل خالی بی بادبان
rig بادگل و بادبان اراستن
head sail بادبان جلوی دکل
head sail بادبان جلو کشتی
rigs بادگل و بادبان اراستن
airing هوا خوری بادبان
topsoil بادبان اصلی ناو
furling پیچیدن و بستن بادبان
furls پیچیدن و بستن بادبان
lugger کشتی کوچک با بادبان چارگوش
foresail بادبان سه گوش در جلوی دکل
booms تیر افقی وصل به بادبان
windsurfers تخته موج سواری با بادبان
parachute spinnaker بادبان سه گوش قایقهای تفریحی
mainsheet طناب حافظ بادبان اصلی
genoa بادبان عریض برای مسابقه
jibbed بادبان سه گوشه جلوی دکل
dumb barge کرجی بی بادبان یابی موتور
jib بادبان سه گوشه جلوی دکل
spinnaker بادبان 3 گوشه بشکل بالن
foretoppsail بادبان بالای شراع صدر
mizzen واپسین بادبان کشتی دو دگلی
windsurfing موج سواری با تخته و بادبان
jibbing بادبان سه گوشه جلوی دکل
gaff headed بادبان چهارضلعی نیازمند به میله
windsurfer تخته موج سواری با بادبان
jibs بادبان سه گوشه جلوی دکل
boom تیر افقی وصل به بادبان
staysail بادبان 3 گوشه روی سیم
mizen واپسین بادبان کشتی دو دگلی
backs تنظیم بادبان پشت کمان
back تنظیم بادبان پشت کمان
flying dutchman قایق بادبان دار 3 نفره
mizzen sail بادبان روی دکل فرعی
boomed تیر افقی وصل به بادبان
sky scraper بادبان سه گوش بسیار بلند
head دستشویی قایق بالای بادبان
bend بستن بادبان به تیر دکل
lateener کشتی دارای بادبان سه گوش
booming تیر افقی وصل به بادبان
lateen sail کشتی دارای بادبان سه گوش
jibbing بادبان سه گوش جلو کشتی لب زیرین
sloop rigged قایق دارای یک دکل و بادبان 3گوشه
downhaul طناب مخصوص کشیدن بادبان کشتی
buntline طنابی که بپای بادبان بسته میشود
gooseneck وسیله اتصال تیر بادبان به دکل
jib بادبان سه گوش جلو کشتی لب زیرین
yards میله وصل به دکل برای بادبان
jibs بادبان سه گوش جلو کشتی لب زیرین
ketches کشتی دارای بادبان جلو و عقب
ketch کشتی دارای بادبان جلو و عقب
yard میله وصل به دکل برای بادبان
gaff topsail بادبان سه گوش یا مربع شکل سبک
sheet طناب تنظیم بادبان ناو صفحه
send sailing مسابقه با وسیله بادبان دارروی شن و ماسه
ballooner بادبان مثلثی شکل در مقابل باد
balloon jib بادبان مثلثی شکل در مقابل باد
kite بادبان 3 گوشه بشکل بالن کایت
kites بادبان 3 گوشه بشکل بالن کایت
gibes تغییر محل بادبان به سمت مخالف
jibe تغییر محل بادبان به سمت مخالف
jibed تغییر محل بادبان به سمت مخالف
jibing تغییر محل بادبان به سمت مخالف
jibes تغییر محل بادبان به سمت مخالف
sheets طناب تنظیم بادبان ناو صفحه
spinnaker pole تیری که بادبان 3 گوشه به ان وصل میشود
canoe قایق باریک وبدون بادبان وسکان
stay sail بادبان نصب شده برروی دیرک
jibbed بادبان سه گوش جلو کشتی لب زیرین
canoes قایق باریک وبدون بادبان وسکان
parachute spinnaker نوعی بادبان خیلی بزرگ 3گوشه
main yard قسمتی از عرشه که بادبان اصلی در ان واقع است
mizzen staysail بادبان روی سیم جلوی دکل فرعی
tack گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
leach لبه عقبی بادبان جلو و عقب قایق
tacked گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
tacking گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
leeches لبه عقبی بادبان جلو و عقب قایق
leech لبه عقبی بادبان جلو و عقب قایق
tacks گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
shroud طناب اتصال بادبان بنوک عرشه کشتی
outhaul طناب وصل کننده بادبان به تیر افقی
shrouded طناب اتصال بادبان بنوک عرشه کشتی
halliard طناب ویژه بالا و پایین بردن بادبان یاپرچم
lugsail بادبان چهارگوشی که بطوراریب به زورق یا قایق اویخته شود
batten قطعه چوب صاف برای نگهداشتن حالت بادبان
sheets طناب وصل به بادبان برای تنظیم ان در مقابل باد
battens قطعه چوب صاف برای نگهداشتن حالت بادبان
chain plate صفحه فلزی کنار قایق برای بستن بادبان
sheet طناب وصل به بادبان برای تنظیم ان در مقابل باد
spreader میله افقی که بادبان را از دکل جدا نگاه می دارد
tacking تغییر سمت قایق در حرکت گوشه جلویی بادبان
tacks تغییر سمت قایق در حرکت گوشه جلویی بادبان
tack تغییر سمت قایق در حرکت گوشه جلویی بادبان
tacked تغییر سمت قایق در حرکت گوشه جلویی بادبان
boatswain افسری که مسئول افراشتن بادبان ولنگر طنابهای کشتی است
boatswains افسری که مسئول افراشتن بادبان ولنگر طنابهای کشتی است
jibstay قسمت فوقانی تیر که بادبان یک گوشه روی ان قرار می گیرد
chutes چترنجات محوطه کوچک گاو پیش از ورود به میدان بادبان سه گوش بزرگ
chute چترنجات محوطه کوچک گاو پیش از ورود به میدان بادبان سه گوش بزرگ
crotch مربع کوچک در 4 گوشه میزبیلیارد بی کیسه چنگک نگهدارنده تیر افقی بادبان
crotches مربع کوچک در 4 گوشه میزبیلیارد بی کیسه چنگک نگهدارنده تیر افقی بادبان
blankest حرکت دادن قایق بطوریکه مانع وزیدن بادروی بادبان سمت باد شود
gaff میله نگهدارنده ضلع بالایی بادبان قلاب مخصوص حمل ماهی به خشکی یا قایق
blank حرکت دادن قایق بطوریکه مانع وزیدن بادروی بادبان سمت باد شود
telltale نوار فلزی یا چوبی روی دیوار جلو اسکواش نوارپارچه وصل به بادبان برای نشان دادن سمت باد
ssquare rig کشتی دکل دار دارای بادبان خم شده بطرف دکل
backwind حرکت قایق در وضعی که باداثر نامساعد نسبت به بادبان قایق بعدی داشته باشد
pinch محکم گرفتن بیش از حد گوی بولینگ کاستن سرعت اسب قایق را بیش از حد بطرف بادبان بردن
pinches محکم گرفتن بیش از حد گوی بولینگ کاستن سرعت اسب قایق را بیش از حد بطرف بادبان بردن
flattest ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flat ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
jigger بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
yaght قایق بادبان دار یا موتور دار
inhaul ریسمان ریسمان بادبان کشی
to let somebody treat you like a doormat <idiom> با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharge اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
countervial خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
capture اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verify مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoot جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoots جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
orienting جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
survey براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
cross examination تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
surveyed براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orient جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orients جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveys براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
to temper [metal or glass] آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
calk بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
serve نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com