Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (29 milliseconds)
English
Persian
power of reservation
حق نگهداری وذخیره کردن
Other Matches
waveform
تبدیل وذخیره سازی یک حالت موج به صورت عددی با استفاده از مبدل آنالوگ / دیجیتال
corrective maintenance
نگهداری همراه با تعمیروسیله نگهداری تعمیراتی ورفع عیب
maintenance
تعمیر و نگهداری نگهداری وسایل
upkeep
نگهداری کردن
tending
نگهداری کردن از
conserve
نگهداری کردن
maintains
نگهداری کردن
conserving
نگهداری کردن
conserved
نگهداری کردن
to maintain a road
نگهداری کردن
support
نگهداری کردن
to take keep
نگهداری کردن
conserves
نگهداری کردن
tends
نگهداری کردن از
maintained
نگهداری کردن
keep
نگهداری کردن
manage
نگهداری کردن
maintain
نگهداری کردن
safeguarded
نگهداری کردن
safeguards
نگهداری کردن
safeguard
نگهداری کردن
tend
نگهداری کردن از
safeguarding
نگهداری کردن
tended
نگهداری کردن از
maintain
نگهداری کردن
to maintain one's family
نگهداری کردن
maintrain
نگهداری کردن
keeps
نگهداری کردن
to bear up
نا امیدنشدن نگهداری کردن
support
تایید کردن نگهداری
mewed
دراصطبل نگهداری کردن
mewing
دراصطبل نگهداری کردن
bestride
نگهداری ودفاع کردن از
mew
دراصطبل نگهداری کردن
patronised
نگهداری کردن مشتری شدن
hold at disposal
در اختیار دیگری نگهداری کردن
carry over
<idiom>
برای بعد نگهداری کردن
to have custody of
نگهداری یا امانت داری کردن از
patronizes
نگهداری کردن مشتری شدن
patronized
نگهداری کردن مشتری شدن
patronize
نگهداری کردن مشتری شدن
patronises
نگهداری کردن مشتری شدن
to safeguard
[against]
نگهداری کردن
[علیه]
[در برابر]
lay up
<idiom>
ذخیره کردن ،نگهداری برای آینده
keep in trust
به عنوان امانت نگهداری کردن چیزی
cryptocustodian
مسئول نگهداری یا کار کردن یا انهدام وسایل رمز
minding
نگهداری کردن رسیدگی کردن به
ward
نگهداری کردن توجه کردن
wards
نگهداری کردن توجه کردن
mind
نگهداری کردن رسیدگی کردن به
minds
نگهداری کردن رسیدگی کردن به
protects
نیکداشت کردن نگهداری کردن
protecting
نیکداشت کردن نگهداری کردن
protect
نیکداشت کردن نگهداری کردن
streaming tape drive
دستگاهی که یک کارتریج نوارپیوسته را نگهداری کردن واساسا" به عنوان پشتیبان گردانندههای دیسک سخت بکار می رود
deletion
روشی برای دوباره ایجاد کردن فایلهای حذف شده وقتی فایلی حذف میشود سکتورهای دیسک نگهداری می شوند چون ممکن است حذف با اشتباه صورت گرفته باشد
sustentation
نگهداری
custody
نگهداری
sustention
نگهداری
keeping
نگهداری
upkeep
نگهداری
retention
نگهداری
guarding subsidy
حق نگهداری
sustenance
نگهداری
safe guard
نگهداری
retinue
نگهداری
storage
نگهداری
retinues
نگهداری
internment
نگهداری
protection
نگهداری
holding
نگهداری
preservation
نگهداری
landing, storage, delivery
نگهداری
guardianship
نگهداری
maintenance
نگهداری
detentions
نگهداری
conservation
نگهداری
detention
نگهداری
safe keeping
نگهداری
detainer
نگهداری
preventive maintenance
نگهداری پیشگیری
holding costs
مخارج نگهداری
maintenance functions
کارکردهای نگهداری
tenure
نگهداری اشغال
levels of maintenance
ردههای نگهداری
maintenance support
پشتیبانی نگهداری
maintenance period
دوره نگهداری
maintenance cost
ارزش نگهداری
maintenance status
وضعیت نگهداری
maintenance cost
هزینه نگهداری
organizational maintenance
نگهداری سازمانی
retentivity
قدرت نگهداری
holding time
زمان نگهداری
maturing
نگهداری بتن
holding capacity
فرفیت نگهداری
program maintenance
نگهداری برنامه
preventive maintenance
نگهداری پیشگیرانه
preventive maintenance
نگهداری حفافتی
restraint
نگهداری خودداری
record keeping
نگهداری سوابق
account
نگهداری حسابها
granfather file
نگهداری می شوند
deffered maintenance
نگهداری مخصوص
cares
نگهداری موافبت
cared
نگهداری موافبت
care
نگهداری موافبت
hold
ایست نگهداری
restraints
نگهداری خودداری
the keeping of a festival
نگهداری عید
energy preservation
نگهداری انرژی
category
طبقه نگهداری
maintenance
تعمیر و نگهداری
depot maintenance
نگهداری دپویی
depot maintenance
نگهداری امادگاهی
LSD
نگهداری تحویل
warehousing
نگهداری در انبار
tenability
قابلیت نگهداری
care of supplies
نگهداری اماد
categories of maintenance
طبقات نگهداری
categories of maintenance
انواع نگهداری
field maintenance
نگهداری در صحرا
maintenance
نگهداری و تعمیر
keep track of
<idiom>
نگهداری یاداشت
interludes
نگهداری مقدماتی
interlude
نگهداری مقدماتی
field capacity
فرفیت نگهداری
holds
ایست نگهداری
field maintenance
نگهداری صحرایی
keep time
<idiom>
نگهداری میزان و وزن
maintenance
نگهداری از تاسیسات یاساختمان
remote servicing
نگهداری از راه دور
moist curing
نگهداری مرطوب بتن
maintenance routine
روال تعمیر و نگهداری
membrane curing
نگهداری غشایی بتن
schedule maintenance
نگهداری زمانبندی شده
ammunition depot
محل نگهداری مهمات
depositery
محل نگهداری سپرده
poor law
قانون نگهداری از تهیدستان
remote maintenance
نگهداری از راه دور
hold something back
<idiom>
نگهداری اطلاعات از کسی
custody of goods
حفافت یا نگهداری کالا
baby farm
محل نگهداری کودکان
managements
اجرا و نگهداری شبکه
maintenance work
کار تعمیر و نگهداری
gasholder
محل نگهداری بنزین
software maintenance
نگهداری نرم افزار
management
اجرا و نگهداری شبکه
upkeep
هزینه نگهداری وتعمیر
upkeep
هزینه نگهداری و تعمیر
gurantee period
دوره نگهداری تاسیسات
system maintenance
تامین و نگهداری سیستم
gasholders
محل نگهداری بنزین
entertainable
قابل پذیرائی و یا نگهداری
stair rod
گیره فرش
[از این گیره های برنزی جهت نگهداری فرش های کناره در پله ها و یا آویزان کردن فرش استفاده می کنند.]
bee-keepers
متصدی نگهداری از زنبور عسل
administrative crypto account
نگهداری اسناد و مدارک محرمانه
warren
محل نگهداری حیوانات وحشی
confessio
[محل نگهداری جسد شهید]
columbarium
جای نگهداری خاکستر مردگان
accountable depot
مرکز نگهداری سوابق حسابداری
stickboy
متصدی نگهداری چوبهای هاکی
accountable supply distribution activity
سازمان نگهداری سوابق امادی
serviced
بررسی یا تعمیر یا نگهداری سیستم
warrens
محل نگهداری حیوانات وحشی
remote servicing
تعمیر و نگهداری از راه دور
fit call
رده یکم تعمیر و نگهداری
bee-keeper
متصدی نگهداری از زنبور عسل
remote maintenance
تعمیر و نگهداری از راه دور
maintenance shop
کارگاه تعمیر و نگهداری تعمیرگاه
tape library
اتاق مخصوص نگهداری نوار
service
بررسی یا تعمیر یا نگهداری سیستم
customer
نگهداری و تعمیر یک وسیله مشتری
customers
نگهداری و تعمیر یک وسیله مشتری
administrators
تنظیم و نگهداری شبکه دارد
administrator
تنظیم و نگهداری شبکه دارد
preventive
ماده نگهدارنده وسایل نگهداری
maintenance calibration
تنظیمات مربوط به نگهداری تنظیم تعمیراتی
apicultural
مربوط به پرورش و نگهداری زنبور عسل
lay up
<idiom>
گذاشتن درگاراژ یا محل نگهداری قایق
sacrist
متصدی نگهداری فروف مقدسه کلیسا
three
سیستم نگهداری و مدیریت اقلام دریایی
conservancy
نگهداری جنگلهاوشیلات ومنابع طبیعی دیگر
bonded store
انباری که کالاهای وارداتی در ان نگهداری میشود
maintenance float
شارژ انباراضافی وسایل نگهداری اضافی
for keeps
برای نگهداری همیشگی بعنوان یادگار
magazine area
محل نگهداری مواد منفجره یامهمات
file maintenaee
اصلاح و نگهداری پرونده پشتیبانی فایل
white paternoster
دعای نگهداری ازشر روح پلید
spoin bank
محل نگهداری وسایل مازاد بر احتیاج
cost of maintenance
هزینه نگهداری و ترمیم نفقه و خرجی
bone-house
[جایی برای نگهداری استخوان مردگان]
buffer
کل حروفی که قابل نگهداری در بافر هستند
gross negligence
تقصیر در نگهداری مال تعدی و تفریط
hand-held
آنچه قابل نگهداری در دست است
threes
سیستم نگهداری و مدیریت اقلام دریایی
archive
کپی ای که در محیط ذخیره سازی نگهداری میشود.
housekeeping
امور لازم برای نگهداری سیستم کامپیوتری
maternal school
اموزشگاهی که درانجا مانند مادرازکودک نگهداری میشود
accountability
ذیحسابی مسئولیت نگهداری سوابق پولی و مالی
reliquaries
فرف مخصص نگهداری اثار مقدس یا باستانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com