English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (38 milliseconds)
English Persian
deacon خادم کلیسا که به کشیش یا اسقف کمک میکند سرود مذهبی قرائت کردن
deacons خادم کلیسا که به کشیش یا اسقف کمک میکند سرود مذهبی قرائت کردن
Other Matches
sextons خادم کلیسا
sexton خادم کلیسا
prelates اسقف اعظم کشیش ارشد
prelate اسقف اعظم کشیش ارشد
cathedra [صندلی اسقف در کلیسا]
archdiocese قلمرو مذهبی اسقف اعظم
hymnbook کتاب سرود مذهبی
psalm سرود مذهبی خواندن
psalms سرود مذهبی خواندن
psalter سرود مذهبی مزامیر
lay clerk سرود خوان کلیسا
chanter سرود خوان کلیسا
presbyter کشیش سرپرست کلیسا
gregorian chant سرود مذهبی ساده کلیسای کاتولیک رومی
parishes بخش یا ناحیه قلمرو کشیش کلیسا
parish بخش یا ناحیه قلمرو کشیش کلیسا
parishes قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
parish قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
inquisitions تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا
inquisition تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا
altar-rail [نرده ای در جلو محراب کلیسا کشیش برگزار کننده ی مراسم را از سایر عبادت کنندگان جدا می کند.]
rigorist کسیکه در قوانین مذهبی زیادسخت گیری ودقت میکند
ghillie خادم پادویی کردن
gillie خادم پادویی کردن
presbyteries داداگاه روحانی که کشیش وغیر کشیش در ان عضویت دارند
presbytery داداگاه روحانی که کشیش وغیر کشیش در ان عضویت دارند
priestly در خور کشیش یا کاهن مانند کشیش یا کاهن وابسته به کشیش یا کاهن
erastianism سیستم فکری که وجود هرنوع منشاء الهی و اسمانی رابرای سلطنت و کلیسا نفی میکند
reads قرائت کردن
read قرائت کردن
exonarthex [هشتی ورودی کلیسا خارج از نمای اصلی کلیسا]
prebendary دریافت مقرری از کلیسا وفیفه خوار کلیسا
concordat پیمان دولت با جماعت مذهبی پیمان رسمی میان دو فرقه مذهبی
elder ارشد کلیسا شیخ کلیسا
psalm سرود روحانی سرود
psalms سرود روحانی سرود
hymnody سرود خوانی سرود
divining کشیش استنباط کردن
divine کشیش استنباط کردن
divined کشیش استنباط کردن
divines کشیش استنباط کردن
preaches وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
preach وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
preached وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
ministrant خادم
servant خادم
servants خادم
subdeacon معاون خادم
public servant خادم ملت
servant خادم پیشخدمت
gilly ملازم خادم
servants خادم پیشخدمت
swain خادم شوالیه
mammonite خادم ابلیس
disestablishes کلیسا را از ازادی محروم کردن
disestablished کلیسا را از ازادی محروم کردن
disestablish کلیسا را از ازادی محروم کردن
disestablishing کلیسا را از ازادی محروم کردن
hetotism حالت خادم ومخدومی
to i. any one into abenefice کسیرابرای دریافت درامد کلیسا معرفی کردن
religionize دینداری زیاد نشان دادن مذهبی یا مذهب دار کردن
mail server کامپیوتری که پستهای وارد شده در ذخیره میکند و به کاربر صحیح ارسال میکند و پست خروجی را ذخیره میکند و به مقصد درست روی اینترنت منتقل میکند
ark [نوعی قفسه برای آویزان کردن پوشاک کشیشان در کلیسا]
pericope قرائت
readings قرائت
reading قرائت
readership قرائت
accented طرز قرائت
picking belt نوار قرائت
reading rooms قرائت خانه
reading room اتاق قرائت
interlocution قرائت یااواز
reading rooms اتاق قرائت
orthoepist قرائت دادن
direct reading قرائت مستقیم
reading room قرائت خانه
accent طرز قرائت
bishop اسقف
bishops اسقف
metropolitan bishop سر اسقف
targets نقطه برداشت یا قرائت
intonation طرز قرائت تلفظ
unread قرائت نشده بیسواد
targeting نقطه برداشت یا قرائت
target نقطه برداشت یا قرائت
targeted نقطه برداشت یا قرائت
targetting نقطه برداشت یا قرائت
targetted نقطه برداشت یا قرائت
intonations طرز قرائت تلفظ
lectern میز مخصوص قرائت
lecterns میز مخصوص قرائت
scansion قرائت شعر باوزن
diocese اسقف نشین
provisor اسقف نافرخرج
archdeacon معاون اسقف
primate of england سر اسقف YORK
archdeacons معاون اسقف
prince bishop شاهزاده اسقف
miter تاج اسقف
archbishops اسقف اعظم
archbishop اسقف اعظم
prelature اسقف نشین
diocese قلمرو اسقف
archbshop اسقف بزرگ
prelatess زن اسقف یا متران
dioceses قلمرو اسقف
dioceses اسقف نشین
miters تاج اسقف
mitres تاج اسقف
mitre تاج اسقف
archbishopric مقام یا قلمرو اسقف
diocesan وابسته به قلمرو اسقف
mitriform مانند کلاه اسقف
miyred مانند کلاه اسقف
prelature قلمرو اسقف اعظم
vestment لباس رسمی اسقف
hierarch سرکشیش اسقف بزرگ
archiepiscopal متعلق به اسقف بزرگ
direct reading dial درجه بندی برای قرائت مستقیم
lectionary صورت ایاتی که درکلیسا قرائت میشود
archdiocesan وابسته بقلمرو اسقف اعظم
patriarchate مقام بطریق یا اسقف بزرگ
exarch نایب السطنه اسقف اعظم
quadrantal error اشتباه قرائت دستگاه جهت یاب هواپیما
declamatory مربوط به قرائت مطلبی باصدای بلند وغرا
prelatic وابسته به اسقف بزرگ متران وار
pontifical وابسته به پاپ یا اسقف جامه اسقفی
roamer کالک شبکه بندی شده برای کمک به قرائت مختصات
dump نرم افزاری که اجرای برنامه را متوقف میکند وضعیت داده و برنامههای مربوطه را بررسی میکند و برنامه مجدداگ شروع میکند
gremial پارچهای که اسقف هنگام اجرای برخی ایین هاروی دامن میاندازد
canticle سرود
carols سرود
canticles سرود
carol سرود
cantation سرود
rhapsode می سرود
dit سرود
anthem سرود
anthems سرود
sing سرود
sings سرود
hymns سرود
chanson سرود
hymn سرود
canto سرود
cantos سرود
songs سرود
dite سرود
mantra سرود
song سرود
churchmen کشیش
priests کشیش
churchman کشیش
clergyman کشیش
priest کشیش
clergymen کشیش
evengelist کشیش
hieratic کشیش
padre کشیش
padres کشیش
herdsmen کشیش
predicant کشیش
druids کشیش
provost کشیش
druid کشیش
clerics کشیش
presbyterate کشیش
ecclesiastics کشیش
herdsman کشیش
abbe کشیش
provosts کشیش
cleric کشیش
ecclesiastic کشیش
to song a song سرود خواندن
psalmody سرود خوانی
ditties سرود کوچک
ditty سرود کوچک
eclogue سرود چوپانی
singsong سرود یک نواخت
tag بندگردان سرود
monody سرود عزا
hymnography سرود سازی
hymn سرود روحانی
doxology سرود نیایش
warbling سرود چهچه
warbles سرود چهچه
hymns سرود روحانی
evensong سرود شامگاه
tags بندگردان سرود
bacchanalian song سرود مستانه
songwriter سرود نویس
songbook کتاب سرود
psalter کتاب سرود
hymnist مصنف سرود
antiphon سرود برگردان
chants مناجات سرود
chanting مناجات سرود
taekwondo nore سرود تکواندو
chant مناجات سرود
hymnography فن تصنیف سرود
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com