Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (15 milliseconds)
English
Persian
trinomial
دارای سه عبارت
Search result with all words
tongue twister
کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
tongue-twister
کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
tongue-twisters
کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
florulent
خوش عبارت دارای صنایع بدیعی
Other Matches
search and replace
خصوصیتی در کلمه پرداز که به کاربر امکان یاتن کلمه یا عبارت خاص میدهد وآنرا با کلمه یا عبارت دیگری جایگزین میکند
statements
عبارت
experssion
عبارت
termed
عبارت
term
عبارت
cl
عبارت
expression
عبارت
wordage
عبارت
statement
عبارت
expressions
عبارت
phrases
عبارت
word
عبارت
phrase
عبارت
terming
عبارت
clause
عبارت
phrased
عبارت
worded
عبارت
clauses
عبارت
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
an exclamatory phrase
عبارت تعجبی
phraseology
عبارت پردازی
affirmative
عبارت مثبت
the letter of the law
عبارت قانون
relational expression
عبارت رابطهای
quotation
اقتباس عبارت
term
عبارت
[ریاضی]
mathematical term
عبارت
[ریاضی]
in other words
<adv.>
به عبارت دیگر
phraseologist
عبارت پرداز
quotations
اقتباس عبارت
range expression
عبارت دامنه
colloquialisms
عبارت مصطلح
Namely …viz …it consists of…
عبارت است از ...
term
جمله عبارت
termed
جمله عبارت
passages
عبارت فقره
passage
عبارت فقره
protext
عبارت پیشین
terming
جمله عبارت
namely
<adv.>
به عبارت دیگر
wording
عبارت سازی
to wit
<adv.>
به عبارت دیگر
videlicet
به عبارت دیگر
in fact
به عبارت دیگر
assignment statement
عبارت گمارشی
colloquialism
عبارت مصطلح
Verbosity. Rhetoric.
عبارت پردازی
To phrase.
به عبارت در آوردن
expressions
افهار عبارت
expression
افهار عبارت
involution
پیچدارکردن عبارت
put into words
به عبارت دراوردن
paragrapher
عبارت نویس
context style of a expression
سیاق عبارت
prolixity
عبارت زاید
an idiomatic experssion
عبارت اصطلاحی
doxology
عبارت تسبیحی
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
anastrophe
تعویض کلمات یک عبارت
phrase
فراز عبارت سازی
pull out quote
عبارت استخراج شده
escalation
ماده یا عبارت تعدیل
qualificative
کلمه یا عبارت توصیفی
i.e
مخفف به عبارت دیگر
phrases
فراز عبارت سازی
phrased
فراز عبارت سازی
mixed mode experssion
عبارت امیخته یاب
locution
سبک عبارت پردازی
locutions
سبک عبارت پردازی
verbalism
عبارت بی معنی پرحرفی
landed a
که عبارت از زمین است
limitation clause
عبارت تعیین حدود
passage
عبارت منتخبه از یک کتاب
locus classicus
عبارت نمونه ادبی
to express in worde
به سخن یا عبارت دراوردن)
it consists mainly
بیشتر عبارت است از
passages
عبارت منتخبه از یک کتاب
metaphraze
به عبارت دیگر در آوردن
facies
عبارت مشخص یک طبقه
restrictive
جمله یا عبارت حصری یا محدودکننده
anastrophe
قلب عبارت کلمات مقلوب
lambs wool
که عبارت از ابجوامیخته با سیب و قند
anaphora
تکرار یک یا چند عبارت متوالی
phraseography
نشان گذاری بجای عبارت
b. and b
مخفف عبارت 'breakfast and bed'
B.Sc
مخفف عبارت 'Science of Bachelor'
equation of exchange
به این ترتیب معادله عبارت از : PQ=V
fisher equation
این رابطه عبارت است از :
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
invert
قلب عبارت معکوس کردن نسبت
inverts
قلب عبارت معکوس کردن نسبت
worid
عبارت پیغام خبر قول عهد
well turned
خوب ادا شده خوش عبارت
word order
ترتیب وقوع کلمه در عبارت یا جمله
irishism
عبارت یا اصطلاح یا رسوم مشخص ایرلندی
C.A.B
مخفف عبارت ادارهی هواپیمایی کشوری
inverting
قلب عبارت معکوس کردن نسبت
C.A.B.s
مخفف عبارت ادارهی هواپیمایی کشوری
Afro-American
نژاد آفریقایی آمریکایی
[عبارت قدیمی]
diction
عبارت انتخاب لغت برای بیان مطلب
functional shift
تغییر یک کلمه یا عبارت برحسب مقتضیات دستوری
to knock head
چیزی که عبارت ازگذاشتن پیشانی بر روی زمین
C.I.A
مخفف عبارت سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا
parachronism
اشتباهی که عبارت است ازدیرترقراردادن تاریخ یک رویداد
mutatis mutandis
عبارت لاتینی به معنی تغییرات لازم را انجام دادن
kowtow
سجودچینی که عبارت است ازگذاشتن پیشانی بر روی زمین
vigmette
ارایشی که عبارت است ازبرگها و پیچکهای تاک سرلوحه
machine address
مقدار یک عبارت که تحت تاثیر جابجایی در برنامه نباشد
multi statement line
خط ی از برنامه کامپیوتری که حاوی بیشتر از یک دستور یا عبارت است
Bye and take care of yourself!
[leaving phrase]
خداحافظ و مواظب خودت باش!
[عبارت هنگام ترک ]
legal
عبارت یا دستوری که در قوانین زبان قابل پذیرش است
kotow
سجودچینی که عبارت است ازگذاشتن پیشانی بر روی زمین
haplography
اشتباهی که عبارت است ازیکبارنوشتن چیزی که بایددوبارنوشته شود
statements
خط ی در برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
semicolon
که انتهای خط برنامه یا عبارت را در برخی زبان ها نشان میدهد.
branches
یک یا چند مسیر که می توانند پس از یک عبارت شرطی انجام شوند
branch
یک یا چند مسیر که می توانند پس از یک عبارت شرطی انجام شوند
statement
خط ی در برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
ends
عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد
demurrer
عبارت از ان است که خوانده ضمن تصدیق اصل افهارات خواهان
paragram
جناسی که عبارت است ازتغییرحرف یا حروفی ازیک واژه تصحیف
gong
زنگی که عبارت است ازکاسه و چکشی که اهسته بران میزنند
ended
عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد
end
عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد
hatched moulding
گچ بری که عبارت است ازدورشته خطهای متوازی که همدیگر راقطع کر
gongs
زنگی که عبارت است ازکاسه و چکشی که اهسته بران میزنند
objects
داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
objecting
داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
object
داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
AFAIK
خلاصه عبارت انگلیسی: تا آنجایی که خبر دارم که در ایمیل یا چت استفاده می شود
kedgeree
خوراک فرنگی که عبارت است ازماهی سردوبرنج جوشانده وتخم مرغ
good offices
عبارت است ازدخالت دولت ثالث به منظورپایان دادن به اختلافات دودولت
direct objects
داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
indirect objects
داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
ignoratio elenchi
سفسطه منطقی که عبارت است از رد بیان یا افهار مخالف بابیان خود
objected
داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
predicated
تابع یا عبارت که در برنامههای مبتنی بر قانون مثل سیستمهای خبره به کار می رود
predicates
تابع یا عبارت که در برنامههای مبتنی بر قانون مثل سیستمهای خبره به کار می رود
predicate
تابع یا عبارت که در برنامههای مبتنی بر قانون مثل سیستمهای خبره به کار می رود
predicating
تابع یا عبارت که در برنامههای مبتنی بر قانون مثل سیستمهای خبره به کار می رود
optimize
برنامهای که از بهینه ساز عبور کرده است تا هر که یا عبارت ناکارا را حذف کند
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
labels
1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف
labeling
1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف
IF statement
عبارت برنامه نویس کامپیوتری به معنای انجام یک عمل در صورتی که یک موقعیت درست است .
labelled
1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف
label
1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف
boolean algebra
قوانین مربوط به معرفی ساده کردن و تغییر توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست
IF statement
عبارت زبان برنامه نویسی سطح بالا به معنای اینکه IF چیزی قابل انجام نیست
leitmotive
عبارت برجسته وملودی درموسیقی درام واگنر که چنددفعه تکرار میشود موضوع مهم تکراری
leitmotif
عبارت برجسته وملودی درموسیقی درام واگنر که چنددفعه تکرار میشود موضوع مهم تکراری
algebra
ساده کردن و تغییر دادن توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست ایجاد شده اند
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
cross elasticity of demand
درصدتغییر تقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت کالای دیگر فرمول کشش متقاطع عبارت است از :
desktop
ترکیب نمایش گرافیکی . نشر رومیزی و چند رسانهای . این عبارت ابتدا توسط سیستم Apple استفاده شد
statement
دستور برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
statements
دستور برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
assertion
1-عبارت برنامه از یک قاعده یا قانون 2-قاعدهای که درست است یا درست فرض میشود
equitable mortgage
در CL عبارت است ازرهنی که در شرایط خاص خود به خود
wife's equity
عبارت است از مقدار مناسب و معقولی ازاثاث البیت و ..... که زن میتواند برای خود و اطفالش نگهدارد و شوهر حق تصرف در ان یا انتقال دادنش راندارد
backgrounds
امکانی که به کاربر داده میشود تا داده جدید را در حسن محاسبه مجدد عبارت وارد کند
background
امکانی که به کاربر داده میشود تا داده جدید را در حسن محاسبه مجدد عبارت وارد کند
token
کد داخلی که جانشین کلمه رزرو یا عبارت برنامه در یک زبان برنامه سازی سطح بالا میشود
tokens
کد داخلی که جانشین کلمه رزرو یا عبارت برنامه در یک زبان برنامه سازی سطح بالا میشود
syntactic error
خطای برنامه نویسی به علت اینکه عبارت برنامه دستور زبان را رعایت نکرده است
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
arc elasticity of demand
عبارت از کشش تقاضا بین دو نقطه روی منحنی تقاضا که بوسیله فرمول زیر محاسبه میشود :
gurantee
عبارت از ان است که دولت یا دولتهایی طی معاهدهای متعهد شوند که انچه را قادر باشند جهت انجام امر معینی انجام دهند
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
errors and omissions expected
باستثنای اشتباهات وچیزهایکه از قلم افتاده این عبارت روی صورت حسابهانوشته میشود و یعنی مسئولیت اشتباهات بعهده شرکت نمیباشد
res ipsa loquitur
این عبارت در دعاوی مربوط به جرم ناشی از بی احتیاطی و درحالاتی بکار می رود که برای اثبات بی احتیاطی هیچ دلیلی لازم نباشد
estate in remainder
ملک معلق عبارت از ان است که شناسایی قانونی یک ملک منوط و موکول به تعیین تکلیف ملک دیگر باشد
parataxis
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
affirmatory
کلمه اثبات عبارت اثبات
consists
شامل بودن عبارت بودن از
consisting
شامل بودن عبارت بودن از
consisted
شامل بودن عبارت بودن از
arithmetic expression
عبارت حسابی دستورالعمل حسابی
consist
شامل بودن عبارت بودن از
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
phraseologically
ازروی قاعده عبارت سازی به ایین سخن پردازی ازروی قاعده انشا
egoism
یکی از اصول فلسفه ماکیاولی و عبارت است ازاعتقاد به خودپرستی وخودخواهی انسان که مبنای فلسفه او به نام اگوئیسم جهانی قرار گرفته است
levee en masse
عبارت است از مسلح شدن افراد یک مملکت جهت مبارزه با دشمن پیش از رسیدن قوای خصم به خاک خودی این افراد که اشکارا سلاح حمل می کنندملزم به رعایت قوانین جنگ هستند
authoritarainism
نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود
arrest of judgment
سرباز زدن قاضی از صدورحکم پس از اعلام نظر هیات منصفه به علت مطالبی که درمدارک ارائه شده به نظررسیده و انهارا غلط یا قابل نقض قلمداد کند . به عبارت دیگر خودداری قاضی ازصدور رای است تا رفع اشتباهات موجود
adverb
قیدی عبارت قیدی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com