English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
primary reciever دریافت کننده توپ که هدف اصلی پاس است
Other Matches
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
echo check بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
recipients دریافت کننده
recipient دریافت کننده
payees دریافت کننده
payee دریافت کننده
receiver دریافت کننده
getter دریافت کننده
receivers دریافت کننده
out دریافت کننده سرویس
consignee دریافت کننده محموله
payees دریافت کننده پول
payees دریافت کننده وجه
payee دریافت کننده پول
outed دریافت کننده سرویس
out- دریافت کننده سرویس
payee دریافت کننده وجه
pass reciever دریافت کننده مجاز پاس
hand out حریف دریافت کننده سرویس
hitch کامل کردن پاس به دریافت کننده
hitches کامل کردن پاس به دریافت کننده
flat pass پاس به دریافت کننده درمنطقه بالا
hitching کامل کردن پاس به دریافت کننده
suicide pass پاس به دریافت کننده از پشت سرش
cut block سدکردن دریافت کننده توپ باپشت پا
hitched کامل کردن پاس به دریافت کننده
goes نوعی پاس با دویدن دریافت کننده به جلو
broadcasts شبکه ارسال داده به چندین دریافت کننده
go نوعی پاس با دویدن دریافت کننده به جلو
broadcast شبکه ارسال داده به چندین دریافت کننده
answered زمانی که رسانه دریافت کننده به سیگنال پاسخ میدهد
answer زمانی که رسانه دریافت کننده به سیگنال پاسخ میدهد
answering زمانی که رسانه دریافت کننده به سیگنال پاسخ میدهد
answers زمانی که رسانه دریافت کننده به سیگنال پاسخ میدهد
demodulation ترسیم سیگنال اصلی از موج تقسیم شده دریافت شده
terminate and stay resident program برنامهای که در حافظه اصلی خود را بار میکند و در صورت دریافت آنرا اجرا میکند
flood بیش از 1 نفر دریافت کننده توپ را بمنطقه دفاع حریف فرستادن
floods بیش از 1 نفر دریافت کننده توپ را بمنطقه دفاع حریف فرستادن
flooded بیش از 1 نفر دریافت کننده توپ را بمنطقه دفاع حریف فرستادن
hitch نوعی پاس که دریافت کننده به جلو می دود و به طرف بیرون بر می گردد
doa شرح محصولی که به هنگام دریافت از سازنده یا تهیه کننده کار نمیکند
hitching نوعی پاس که دریافت کننده به جلو می دود و به طرف بیرون بر می گردد
hitched نوعی پاس که دریافت کننده به جلو می دود و به طرف بیرون بر می گردد
hitches نوعی پاس که دریافت کننده به جلو می دود و به طرف بیرون بر می گردد
bridge loan وام موقتی [تا دریافت وام اصلی ]
bridge finance وام موقتی [تا دریافت وام اصلی ]
square in پاس با دویدن دریافت کننده توپ به جلو و تغییر مسیر به کنار و به موازات خط تجمع
main amplifier تقویت کننده اصلی
main regulator تنظیم کننده محور اصلی
polynomial code سیستم تشخیص خطا که از مجموعهای از قوانین ریاضی اعمال شده به پیام پیش از ارسال و سپس پس از دریافت یا تولید مجدد پیام اصلی تشکیل شده است
transponder تقویت کننده مستمر روی یک ماهواره که سیگنالها را ازیک ایستگاه زمینی دریافت کرده و انها را به ایستگاه گیرنده منعکس میکند
maintenance بررسی کننده برنامه که اشکال فرعی یا خطایی که به بخشهای اصلی آسیب نمیزند را صحیح میکند
sysgen فرایند تغییر سیستم عامل عمومی دریافت شده ازفروشنده به سیستم مناسبی که نیازهای یکپارچه استفاده کننده را براورده می سازدتولید سیستم
VL local bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
DSR سیگنال از وسیلهای که آماده دریافت داده است , این سیگنال پس از دریافت سیگنال DTR رخ میدهد
incidence of taxation تحمل کننده نهایی مالیات کسی که بار اصلی مالیات رابه دوش می کشد
check حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
checks حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
checked حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
bulk مین کننده اطلاع برای ایجاد صفحات متن ویدیویی -off line به کار می رود که بعد آنها را به سرعت به کامپیوتر اصلی متصل کند
preventive war جنگ پیشگیری کننده از جنگ اصلی
acknowledging 1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است
acknowledge 1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است
acknowledges 1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است
master data file پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
masters سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
mastered سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
on board که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
stapled جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
stapling جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
main guard نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
first generation computer کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
initial reserves ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
staple جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
prototypal وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
prototypic وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
generation کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
generations کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
cryptoperiod زمان ارسال یا دریافت رمز مدت زمان دریافت رمز
mainstay مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstays مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
fundamental unit یکای اصلی واحد اصلی
master file فایل اصلی پرونده اصلی
base camp پایگاه اصلی کمپ اصلی
base unit یکای اصلی واحد اصلی
expansion slots شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
matters بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matter بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
DIMM سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
externals که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
external که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
FEP پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
pilot tunnel تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
authentic document اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
bodies 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
body 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
source 1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
delivery دریافت
comprehension دریافت
comprehensions دریافت
deliveries دریافت
apprehensions دریافت
sentience دریافت
mental perception دریافت
receipt دریافت
receipts دریافت
collection دریافت
sensing دریافت
apprehension دریافت
inception دریافت
discernment دریافت
collections دریافت
receiving دریافت
apperception دریافت
synecdoche هم دریافت
percipience دریافت
receptions دریافت
transmission/reception of messages دریافت
reception دریافت
acquire دریافت کردن
pull down دریافت کردن
receives دریافت کردن
percept دریافت ادراکی
collection of goods دریافت کالا
collecting of the current دریافت جریان
recipiency قوه دریافت
recieve only دریافت محض
catcher's side سمت دریافت
recieve دریافت کردن
recipients دریافت کنندگان
come into <idiom> دریافت کردن
perceptions دریافت احساس
recipient دریافت کنندگان
collecting main شبکه دریافت
handshaking آماده دریافت
hear from <idiom> دریافت نامه
acquires دریافت کردن
acquiring دریافت کردن
draws دریافت کردن
recover دریافت کردن
recovering دریافت کردن
pick up <idiom> دریافت کردن
recovers دریافت کردن
audio reception دریافت صوتی
long distance reception دریافت دور
reception دریافت پذیرش
answer/originate دریافت / ارسال
perception دریافت احساس
receivable دریافت کردنی
receiver متصدی دریافت
receive دریافت کردن
receptions دریافت پذیرش
draw دریافت کردن
receivers متصدی دریافت
standby سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standbys سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
intuition کشف دریافت ناگهانی
obtains گرفتن یا دریافت کردن
automatic send/reciever ارسال و دریافت خودکار
bills receivable براتهای دریافت کردنی
fee charged هزینه دریافت شده
boost کمک دریافت شده
pick up <idiom> دریافت صدای رادیو و...
sink دریافت انتهای خط ارتباتی
on the dole <idiom> دریافت خیر وسعادت
bills receivable بروات قابل دریافت
received data داده دریافت شده
intuitions کشف دریافت ناگهانی
obtained گرفتن یا دریافت کردن
asr ارسال و دریافت اتوماتیک
boosting کمک دریافت شده
boosts کمک دریافت شده
mortality قابلیت دریافت ضایعات
receipt دریافت رسید دادن
receipts رسید پیام دریافت شد
sinks دریافت انتهای خط ارتباتی
receipt رسید پیام دریافت شد
boosted کمک دریافت شده
receipts دریافت رسید دادن
goods received note برگه دریافت کالا
mail call دریافت نامه از پستخانه
deferred income پیش دریافت درامد
obtain گرفتن یا دریافت کردن
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com