Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (40 milliseconds)
English
Persian
triplicate
در سه نسخه تهیه کردن
Search result with all words
handwrite
نسخه خطی تهیه کردن
Other Matches
triplication
تهیه در سه نسخه
triplicity
تهیه در سه نسخه
copies
پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copied
پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copy
پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copying
پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
laying up
تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
purveying
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purvey
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
duplicates
دو نسخه کردن
duplicated
دو نسخه کردن
duplicate
دو نسخه کردن
duplicating
دو نسخه کردن
to pirate something
چیزی را غیر قانونی چاپ کردن
[دو نسخه ای کردن]
duplicate
تکثیر کردن نسخه ها
duplicated
تکثیر کردن نسخه ها
duplicates
تکثیر کردن نسخه ها
duplicating
تکثیر کردن نسخه ها
prescribes
نسخه نوشتن تعیین کردن
prescribed
نسخه نوشتن تعیین کردن
prescribing
نسخه نوشتن تعیین کردن
prescribe
نسخه نوشتن تعیین کردن
purvey
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveyed
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying
تهیه اذوقه تهیه سورسات
schematize
بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
pre engage
ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
castellation
تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
to pull off something
[contract, job etc.]
چیزی را تهیه کردن
[تامین کردن]
[شغلی یا قراردادی]
administer
تهیه کردن
processes
تهیه کردن
afforded
تهیه کردن
administers
تهیه کردن
affording
تهیه کردن
afford
تهیه کردن
supplied
تهیه کردن
prepare
تهیه کردن
administered
تهیه کردن
supplying
تهیه کردن
caters
تهیه کردن
prepares
تهیه کردن
catering
تهیه کردن
supply
تهیه کردن
catered
تهیه کردن
preparing
تهیه کردن
affords
تهیه کردن
provides
تهیه کردن
procures
تهیه کردن
procured
تهیه کردن
to find in
تهیه کردن
procuring
تهیه کردن
process
تهیه کردن
blends
تهیه کردن
cater
تهیه کردن
administering
تهیه کردن
procure
تهیه کردن
blend
تهیه کردن
provide
تهیه کردن
provision
تهیه کردن
orchestrating
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrated
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrate
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrates
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
back-up
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
back up
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
effigies
تمثال تهیه کردن
getting
تهیه کردن فهمیدن
programme
برنامه تهیه کردن
fund
تهیه وجه کردن
funded
تهیه وجه کردن
whomp up
بسرعت تهیه کردن
prearrange
قبلا تهیه کردن
enable
تهیه کردن برای
effigy
تمثال تهیه کردن
harnessing
اشیاء تهیه کردن
preparation
تهیه کردن اتش
harnessed
اشیاء تهیه کردن
preparations
تهیه کردن اتش
gets
تهیه کردن فهمیدن
bills
تهیه کردن صورتحساب
bill
تهیه کردن صورتحساب
get
تهیه کردن فهمیدن
quadruplicate
در چهارنسخه تهیه کردن
extemporises
فورا تهیه کردن
extemporizing
فورا تهیه کردن
extemporising
فورا تهیه کردن
program
برنامه تهیه کردن
extemporizes
فورا تهیه کردن
programs
برنامه تهیه کردن
processes
تهیه و تولید کردن
enabled
تهیه کردن برای
extemporize
فورا تهیه کردن
extemporised
فورا تهیه کردن
enabling
تهیه کردن برای
extemporized
فورا تهیه کردن
to lay in a stock
موجودی تهیه کردن
enables
تهیه کردن برای
programmes
برنامه تهیه کردن
conserving
کنسرو تهیه کردن
conserves
کنسرو تهیه کردن
conserve
کنسرو تهیه کردن
conserved
کنسرو تهیه کردن
harness
اشیاء تهیه کردن
process
تهیه و تولید کردن
bosses
نقش برجسته تهیه کردن
mush
حریره اردذرت تهیه کردن
finances
بودجه چیزی را تهیه کردن
bossed
نقش برجسته تهیه کردن
financing
بودجه چیزی را تهیه کردن
circumstantiate
امارات لازمه را تهیه کردن
to raise funds
تهیه وجه یاسرمایه کردن
finance
بودجه چیزی را تهیه کردن
bossing
نقش برجسته تهیه کردن
to serve the city with water
اب برای شهر تهیه کردن
financed
بودجه چیزی را تهیه کردن
boss
نقش برجسته تهیه کردن
aminister
تهیه کردن بکار بردن
to draw up
تهیه کردن درصف اوردن
to provide for old age
برای پیری تهیه کردن
scabble
زمخت وناصاف تهیه کردن
draft
تهیه کردن پیش نویس
drafted
تهیه کردن پیش نویس
drafts
تهیه کردن پیش نویس
financing
علم دارایی تهیه پول کردن
outline
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
develops
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
outlined
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlining
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlines
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
financed
علم دارایی تهیه پول کردن
finances
علم دارایی تهیه پول کردن
munition
تدارکات جنگ افزار تهیه کردن
finance
علم دارایی تهیه پول کردن
develop
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
revictual
دوباره غذا یا خواربار تهیه کردن
preparative
تدارکی مربوط به تهیه کردن چیزی
formulation
تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
mekeready
تهیه واماده کردن فرم وصفحه و گراور
mekeready
وسایل تهیه کردن فرم وصفحه بندی
furnishes
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
financed
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
furnish
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
procurement
تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
financing
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
finance
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
furnishing
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
finances
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
bookings
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
booking
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
makes
تهیه کردن طرح کردن
To make reservations. To book seats.
جا تهیه کردن ( رزرو کردن )
make
تهیه کردن طرح کردن
furnish
مزین کردن تهیه کردن
furnishes
مزین کردن تهیه کردن
furnishing
مزین کردن تهیه کردن
to draw out
تهیه کردن طرح کردن
put out
تهیه کردن اشفته کردن
redundancy
نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
redundancies
نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
map compilation
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
projection print
روش تهیه نقشه یا عکس بااستفاده از روش بزرگ کردن یا کوچک کردن فیلم یک عکس دیگر چاپ تصویری
projections
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projection
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
conformal projection
نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
code
قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
phototostat
رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
copying
نسخه
versions
نسخه
triplicate
در سه نسخه
version
نسخه
copies
نسخه
perscription
نسخه
exemplars
نسخه
exemplar
نسخه
copy
نسخه
copied
نسخه
prescriptions
نسخه
prescription
نسخه
induplicate
در دو نسخه
maps
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
map
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
mapping
نقشه کشی کردن تهیه نقشه
copied
نسخه برداری
transcripts
نسخه رونوشت
duplicating
نسخه برداری
manifoldly
درچندین نسخه
transcript
نسخه رونوشت
manifold copies
چندین نسخه
manifold copies
چند نسخه
handwriting
نسخه خطی
backup copy
نسخه پشتیبان
fair copy
نسخه درست
dispensers
نسخه پیچ
presentation copy
نسخه قدیمی
dispenser
نسخه پیچ
face the music
<idiom>
پذیرش نسخه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com