English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (40 milliseconds)
English Persian
lime light روشنایی سفیدی که از داغ کردن اهک حاصل میشود
Other Matches
iceblink روشنایی که ازبازتاب روشنایی یخ در افق پیدا میشود
asynchronous computer نوعی از کامپیوتر که در ان هر عمل در نتیجه سیگنالی که از تکمیل عمل قبلی حاصل میشود و یا در اثر اعلام امادگی وسیله لازم برای عمل بعدی اغاز میشود کامپیوترناهمگام
bituminous paint رنگی ضخیم و سنگین که جزء اصلی ان قیر بوده و بعنوان رنگ ضد اسید برای کم کردن خوردگی حاصل از بخارات والکترولیت موجود در باطری استفاده میشود
fog dog روشنایی کم که درهنگام مه گرفتگی نزدیک افق دیده میشود
phosphene حلقههای روشنایی که ازفشردن تخم چشم دیده میشود
augend عددی که عدد دیگر به آن اضافه میشود تا حاصل بدست آید
thermokarst عوارض برجستهای که ازذوب شدن یخها و تولیدسوراخها و غارها در زمین حاصل میشود
it is insensitive to light روشنایی را حس نمیکند نسبت به روشنایی حساس نیست
submarginal land زمین مطلقا" بی حاصل زمینی که چنان بی حاصل باشد که مخارج سرمایه گذاری و کارگر را نتواندجبران کند
closed cycle reactor system در هسته شناسی راکتوری که در ان گرمای اولیه حاصل ازشکافت برای انجام کار مفیدتوسط دوران یا گردش ماده سرد کننده در یک مدار بسته دارای مکانیزم تبادل حرارتی به خارج از هسته منتقل میشود
to i. light from anything گذر کردن روشنایی
affords حاصل کردن
acquire حاصل کردن
affording حاصل کردن
afforded حاصل کردن
afford حاصل کردن
gets حاصل کردن
get حاصل کردن
getting حاصل کردن
illuminations روشن کردن منطقه روشنایی
illumination روشن کردن منطقه روشنایی
come to an agreement توافق حاصل کردن
sheer انحراف حاصل کردن
go to rack and ruin <idiom> نتیجه بد حاصل کردن
look in on <idiom> تماس حاصل کردن
sterilising بی بار یا بی حاصل کردن
sterilises بی بار یا بی حاصل کردن
sterilised بی بار یا بی حاصل کردن
acquiring حاصل کردن اندوختن
acquires حاصل کردن اندوختن
sterilizing بی بار یا بی حاصل کردن
sterilizes بی بار یا بی حاصل کردن
sterilized بی بار یا بی حاصل کردن
sterilize بی بار یا بی حاصل کردن
harvests حاصل درو کردن وبرداشتن
harvested حاصل درو کردن وبرداشتن
do wonders <idiom> نتیجه عالی حاصل کردن
harvest حاصل درو کردن وبرداشتن
osculate تماس نزدیک حاصل کردن
hold out <idiom> حاصل شدن ،تقدیر کردن
horned scully مانع افقی زیرابی که برای سوراخ کردن بدنه کشتیهاکار گذاشته میشود و معمولابا بتون و تیراهن ساخته میشود
silveriness سفیدی
whiteness سفیدی
chalkiness سفیدی
whithness سفیدی
candour سفیدی
whitest سفیدی
acquittal رو سفیدی
argent سفیدی
whiter سفیدی
candor سفیدی
blankness سفیدی
white سفیدی
generates حاصل کردن تولید نیرو کردن
generating حاصل کردن تولید نیرو کردن
generate حاصل کردن تولید نیرو کردن
communicates مخابره کردن ارتباط حاصل کردن
communicated مخابره کردن ارتباط حاصل کردن
communicate مخابره کردن ارتباط حاصل کردن
generated حاصل کردن تولید نیرو کردن
brushes تماس حاصل کردن واهسته گذشتن
getting حاصل کردن گرفتن گیر اوردن
gets حاصل کردن گرفتن گیر اوردن
to come to an agreement یکدل شدن توافق حاصل کردن
get حاصل کردن گرفتن گیر اوردن
brush تماس حاصل کردن واهسته گذشتن
impudence چشم سفیدی
blank سفید سفیدی
albinism سفیدی پوست
albescent مایل به سفیدی
blankest سفید سفیدی
watcheye سفیدی چشم
alphosis سفیدی جلد
rivers سفیدی بین خطوط
acquittals برائت ذمه رو سفیدی
gray روبه سفیدی رونده
river سفیدی بین خطوط
ice blink سفیدی افق از انعکاس دریا
get حاصل کردن تحصیل کردن
getting حاصل کردن تحصیل کردن
gets حاصل کردن تحصیل کردن
top روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
wall eye چشمی که سفیدی ان زیادوعنبیه ان کمرنگ باشد
white line خط سفیدی که برای تمایز وتشخیص بکار رود
snow geese غاز آمریکای شمالی که پرهای سفیدی دارد.
snow goose غاز آمریکای شمالی که پرهای سفیدی دارد.
You name it , weve got it. از سفیدی ماست تا سیاهی ذغال را داریم ( همه چیز )
gaiters پارچه سفیدی که روی کفش بسته میشودگتر پارچهای
gaiter پارچه سفیدی که روی کفش بسته میشودگتر پارچهای
havelock روکلاهی سفیدی که پشت گردن را نیز از افتاب محفوظ میدارد
You name it . Everything under the sun . از سفیدی ماست تا سیاهی ذغال ( از شیر مرغ تا جان آدمیزاد )
skimmed سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skim سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skims سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
sectors دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sector دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
universal آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
hereford نوعی گوساله گوشت قرمز ازنژاد انگلیسی که صورت سفیدی دارد
slip sheet صفحه سفیدی که بین دوصفحه چاپی دیگر قرار داده شده
course light روشنایی باند فرودگاه چراغهای مخصوص روشن کردن باند فرود
coordinated illumination روشنایی هم اهنگ شده طرح روشنایی هم اهنگ شده
flashed روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashes روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flash روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
QBE زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود
echoing هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echo هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoed هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoes هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
forms ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
formed ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
perfoliate درباب برگی گفته میشود که ساقه اش فاهرا ازتوی ان رد میشود
form ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
averages متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
average متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averaging متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
trace نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
traces نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
traced نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
averaged متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
load برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
loads برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
soft دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
softer دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
dummies متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود
dummy متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود
softest دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
throughput نرخ تولید ماشین یا سیستم که به عنوان کل اطلاعات مفید که در یک زمان پردازش میشود اندازه گیری میشود
town fog نوعی مه یخ مانند که دردرجه حرارت خیلی پایین تولید میشود و معمولا درشهرهای پر جمعیت دیده میشود
suffix notation عملیات ریاضی که به صورت منط ق نوشته میشود و نشانه پس از عددی که عمل روی آن انجام میشود می آید
master و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
seconds که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
second که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
masters و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
seconded که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
mastered و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
seconding که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
electric lighting روشنایی
clearness روشنایی
lighting روشنایی
light روشنایی
lightest روشنایی
lightness روشنایی
lighted روشنایی
illuminations روشنایی
luminouity روشنایی
illumination روشنایی
rushlight روشنایی کم
night light روشنایی شب
luminance روشنایی
peeped روشنایی کم
luminosity روشنایی
peeping روشنایی کم
peeps روشنایی کم
peep روشنایی کم
workgroup خصوصیتی که به بستههای نرم افزاری استاندارد اضافه میشود که باعث کارایی بهتر آن در گروه کاربران شبکه میشود
faxes کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxed کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
fax کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxing کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
illuminating gas گاز روشنایی
illuminating system سیستم روشنایی
luminance decay کم شدن روشنایی
illumination شدت روشنایی
search light illumination روشنایی با نورافکن
luminance channel کانال روشنایی
glares روشنایی زننده
continuous illumination روشنایی مداوم
intensity of illumination شدت روشنایی
intensity level سطح روشنایی
asterism روشنایی و نور
constant luminance روشنایی ثابت
brightness signal پیام روشنایی
brightness control پیچ روشنایی
artifical light روشنایی مصنوعی
glared روشنایی زننده
direct lighting روشنایی مستقیم
illuminating engineering مهندسی روشنایی
illuminations شدت روشنایی
illuminating engineering تکنیک روشنایی
illuminating fixture لوازم روشنایی
glimmerings روشنایی ضعیف
glimmering روشنایی ضعیف
lighting scheme ترتیب روشنایی
lighting set دستگاه روشنایی
glare روشنایی زننده
street lighting روشنایی خیابان
lighting source منبع روشنایی
lighting switch کلید روشنایی
lighting transformer مبدل روشنایی
lighting unit واحد روشنایی
ligting conditions نسبتهای روشنایی
luminous efficiency ضریب روشنایی
lighting plant تاسیسات روشنایی
incandescence روشنایی سیمابی
luminous efficiency راندمان روشنایی
glimmers روشنایی ضعیف
indirect lighting روشنایی غیرمستقیم
flash روشنایی مختصر
flashed روشنایی مختصر
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com