Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
sthenic
شدید نیرومند
Other Matches
fervour
حرارت شدید اشتیاق شدید
fervor
حرارت شدید اشتیاق شدید
red blooded
نیرومند
red-blooded
نیرومند
stout
نیرومند
feckful
نیرومند
orotund
نیرومند
brawny
نیرومند
strongest
نیرومند
stronger
نیرومند
powerful
نیرومند
potent
نیرومند
rugged
نیرومند
mightiest
نیرومند
mighty
نیرومند
main
نیرومند
stoutest
نیرومند
stouter
نیرومند
mightier
نیرومند
vigorous
نیرومند
hale
نیرومند
nervy
پر رگ و پی نیرومند
strong
نیرومند
puissant
نیرومند
two fisted
نیرومند
punchiest
نیرومند
punchier
نیرومند
punchy
نیرومند
robustious
نیرومند
strengthen
نیرومند کردن
formidable
دشوار نیرومند
fortify
نیرومند کردن
strengthened
نیرومند کردن
fortifies
نیرومند کردن
valiant
شجاع نیرومند
fortifying
نیرومند کردن
franks
صریح نیرومند
franking
صریح نیرومند
frankest
صریح نیرومند
franker
صریح نیرومند
franked
صریح نیرومند
powerhouse
تیم نیرومند
solids
توپر نیرومند
frank
صریح نیرومند
strengthens
نیرومند کردن
solid
توپر نیرومند
potentiate
نیرومند ساختن
ironside
مرد نیرومند
stouten
نیرومند شدن
potentiation
نیرومند ساختن
valiantly
شجاع نیرومند
rugged
نیرومند تنومند
all-powerful
بسیار نیرومند
prolific
بارور نیرومند
powerhouses
تیم نیرومند
sinewy
بااسطقس نیرومند
thewed
ماهیچه دار نیرومند
youths of puissance
جوانان توانا یا نیرومند
strong minded
دارای فکر نیرومند
stoutly
بطور محکم و نیرومند
powering
نیرو بخشیدن به نیرومند کردن
power
نیرو بخشیدن به نیرومند کردن
jeeps
اتومبیل نیرومند و جنگی امریکا
powered
نیرو بخشیدن به نیرومند کردن
powers
نیرو بخشیدن به نیرومند کردن
jeep
اتومبیل نیرومند و جنگی امریکا
behemoth
کرگدن هرچیز عظیم الجثه و نیرومند
care killed the cat
غصه انسانراهرقدرهم نیرومند باشد ازپادرمیاورد
machiavelian
مبنی براین عقیده سیاسی که برای برپاکردن یک حکومت نیرومند تقلب را نباید
diametric
شدید
keen
شدید
two fisted
شدید
extensive
شدید
rugged
شدید
sweltering
شدید
towering
شدید
strenuous
شدید
stalwarts
شدید
vigorous
شدید
drastic
شدید
drastically
شدید
stalwart
شدید
keenest
شدید
rigorous
شدید
slashing
شدید
diametrical
شدید
draconic
شدید
toughest
شدید
tougher
شدید
tough
شدید
intensive
شدید
acute
شدید
high wrought
شدید
forcible
شدید
grievous
شدید
hyperpyrexia
تب شدید
boisterous
شدید
incontrollable
شدید
intense
شدید
raging
شدید
inclement
شدید
severest
شدید
vehemently
شدید
vehement
شدید
severer
شدید
violent
شدید
severe
شدید
sopping
شدید
climacteric
<adj.>
شدید
pash
باران شدید
exquisite
شدید سخت
hypersensitivity
حساسیت شدید
hyperinflation
تورم شدید
high order detonation
انفجار شدید
high rate discharge
تخلیه شدید
high explosive
سوختار شدید
galloping inflation
تورم شدید
clavus
سردرد شدید
salvo
افهاراحساسات شدید
workouts
کار شدید
workouts
تمرین شدید
rain shower
باران شدید
rain cats and dogs
<idiom>
باران شدید
workouts
ورزش شدید
workout
تمرین شدید
workout
کار شدید
rumbustious
سخت شدید
schwarmerei
احساسات شدید
gird
ضربه شدید
violent wind
باد شدید
hardest
مشکل شدید
harder
مشکل شدید
hard
مشکل شدید
workout
ورزش شدید
aggravator
شدید کننده
heavy
شدید پرزور
booming
رونق شدید
actude conditions
شرایط شدید
slat
ضربه شدید
slats
ضربه شدید
impetuous
تند و شدید
boom
رونق شدید
revulsion
تنفر شدید
bedlam
اشتباه شدید
rushed
حرکت شدید
penchant
میل شدید
chronic
شدید گرانرو
vehemence
غضب شدید
booms
رونق شدید
heaviest
شدید پرزور
heavies
شدید پرزور
rushing
حرکت شدید
an intensive particle
ادات شدید
rush
حرکت شدید
boomed
رونق شدید
passion
تعصب شدید
salvoes
افهاراحساسات شدید
heavier
شدید پرزور
advertising blitz
تبلیغات شدید
severely retarded
عقب مانده شدید
zing
جیغ شدید وتند
violent pain
درد سخت یا شدید
hunger for power
[craving for power]
میل شدید به قدرت
strong jump
جهش ابی شدید
maelstrom
طوفان یا گرداب شدید
going-over
عیب جویی شدید
nosedived
نزول شدید کردن
nosedived
نزول شدید یا ناگهانی
nosedive
نزول شدید کردن
nosedives
نزول شدید کردن
nosediving
نزول شدید یا ناگهانی
hardball
رقابت شدید و بیرحمانه
groundswell
طغیان شدید دریا
goings-over
عیب جویی شدید
escalates
شدید کردن یا شدن
nosedive
نزول شدید یا ناگهانی
escalated
شدید کردن یا شدن
escalate
شدید کردن یا شدن
nosediving
نزول شدید کردن
yerk
حرکت سریع و شدید
nosedives
نزول شدید یا ناگهانی
hunger for data
میل شدید به داده ها
fanatical
دارای احساسات شدید
yen
تمایل رغبت شدید
hyperirritable
دارای حساسیت شدید
stern
سخت و محکم شدید
hyperdeflation
انقباض پولی شدید
sterner
سخت و محکم شدید
sternest
سخت و محکم شدید
sterns
سخت و محکم شدید
high explosive shell
گلوله محترقه شدید
high explosive
ماده منفجره شدید
die
پارو زدن شدید
impact
اصابت اثر شدید
did you hurt your self a
ایاهیچ اذیت شدید
mass casualties
تلفات و ضایعات شدید
impacts
اصابت اثر شدید
burst advertising
شروع تبلیغات شدید
pathetic
دارای احساسات شدید
fanatic
دارای احساسات شدید
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com