| Total search result: 203 (5 milliseconds) |
|
|
|
| English |
Persian |
double |
ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل |
| doubled |
ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل |
| doubled up |
ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل |
|
|
|
|
| Other Matches |
|
| clicks |
دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب |
| clicked |
دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب |
| click |
دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب |
| drag |
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه |
| dragged |
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه |
| drags |
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه |
| righted |
دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید |
| righting |
دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید |
| right |
دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید |
| rollover |
استفاده از بافر بین صفحه کلیدوکامپیوتر برای تامین ذخیره سریع کلیدبرای ماشین نویسهای سریع که چندین کلید را خیلی سریع انتخاب می کنند |
| hit |
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه |
| hitting |
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه |
| hits |
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه |
| slashed |
ضربه سریع |
| slashes |
ضربه سریع |
| slash |
ضربه سریع |
| mouse |
که از mouse و نه صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند |
| mouses |
که از mouse و نه صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند |
| jabbed |
ضربه سریع مستقیم |
| jabbing |
ضربه سریع مستقیم |
| jabs |
ضربه سریع مستقیم |
| jab |
ضربه سریع مستقیم |
| flick |
ضربه سریع با چرخش مچ انحراف ناگهانی تیر از خط مستقیم |
| flicking |
ضربه سریع با چرخش مچ انحراف ناگهانی تیر از خط مستقیم |
| flicks |
ضربه سریع با چرخش مچ انحراف ناگهانی تیر از خط مستقیم |
| flicked |
ضربه سریع با چرخش مچ انحراف ناگهانی تیر از خط مستقیم |
| it occurs twice a day |
روزی دوبار رخ میدهد روزی دوبار اتفاق میافتد |
| straight line coding |
برنامه نوشته شده برای جلوگیری از استفاده حلقه و انشعاب برای اجرای سریع تر |
| programmable function keyboard |
صفحه کلید دکمه یی برای سیستمهای گرافیکی |
| microsoft |
واسط کاربر چند کاره گرافیکی که برای استفاده ساده طراحی شده است . ویندوز از نشانه ها برای نمایش دادن فایل و قط عات استفاده میکند با mouse قابل کنترل است بر عکس DOS-MS که نیاز به دستورات تایپی دارد |
| O.K. |
دکمه OK که برای شروع یا تایید یک عمل به کار می رود |
| quadrature encoding |
سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند |
| claim frame |
فریم مخصوص برای مشخص کردن ایستگاه آغاز کننده شبکه |
activate |
آغاز یک فرآیند یا آغاز کار یک وسیله |
| activates |
آغاز یک فرآیند یا آغاز کار یک وسیله |
| activating |
آغاز یک فرآیند یا آغاز کار یک وسیله |
| activated |
آغاز یک فرآیند یا آغاز کار یک وسیله |
| gather shot |
ضربه برای نزدیک اوردن 2گوی برای کسب امتیازهای پی درپی باکارامبول |
| enabling |
استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار |
| enabled |
استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار |
| enable |
استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار |
| enables |
استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار |
| single breasted |
دارای دکمه در یک طرف کت کت دو یا سه دکمه |
| single-breasted |
دارای دکمه در یک طرف کت کت دو یا سه دکمه |
key |
استفاده از بافر بین صفحه کلید و کامپیوتر برای تامین ذخیره سازی کلیدها برای ماشین نویس های سریع که چندین کلید را به سرعت انتخاب می کنند |
| dial up |
استفاده از یک شماره گیر یا دکمه فشاری تلفن برای ایجاد مکالمه تلفنی ایستگاه به ایستگاه |
| numbers |
پردازنده خاص برای محاسبات سریع |
| number |
پردازنده خاص برای محاسبات سریع |
| housekeeping |
در آغاز برنامه جدید برای انجام امور سیستم مثل پاک کردن حافظه تشخیص کلیدهای تابع یا تغییر حالت صفحه تصویر |
| fastest |
حافظه سریع و با دستیابی کوتاه برای CPU |
| fasted |
حافظه سریع و با دستیابی کوتاه برای CPU |
| fast |
حافظه سریع و با دستیابی کوتاه برای CPU |
| fasts |
حافظه سریع و با دستیابی کوتاه برای CPU |
| processor |
سیستم کامپیوتری با دو پردازندهه برای اجرای سریع تر برنامه |
| dichotomizing search |
روش جستجو سریع برای استفاده از لیست داده ها. |
| tachistoscope |
دستگاه تصویرافکنی سریع برای سنجش حافظه وتوجه |
| balestra |
پرش کوتاه و سریع شمشیرباز بجلو برای حمله |
| dual |
سیستم کامپیوتری با دو پردازنده برای اجرای سریع تر برنامه |
| scalar |
پردازنده طراحی شده برای پردازش سریع روی مقادیراسکالر |
| binary look up |
روش جستجوی سریع برای استفاده از لیست مرتب داده |
| putts |
ضربه برای انداختن به سوراخ |
| kickable |
اسان برای ضربه زدن با پا |
| putt |
ضربه برای انداختن به سوراخ |
| putted |
ضربه برای انداختن به سوراخ |
| rugby point |
امتیاز 3 یا 4 برای رساندن توپ به پشت خط پایان امتیاز 2 برای ضربه با پاوفرستان توپ از روی دروازه |
| workings |
فضایی از حافظه سریع برای ذخیره موقت داده در استفاده جاری |
| jaguar |
-بیتی RISC برای تصاویر گرافیکی سریع و صوت استفاده میکند |
| jaguars |
-بیتی RISC برای تصاویر گرافیکی سریع و صوت استفاده میکند |
| small computer systems interface |
واسط موازی سریع استاندارد , برای اتصال کامپیوتر به وسایل جانبی |
| buffering |
استفاده از بافر برای ایجاد اتصال بین وسایل کند و سریع |
| scsi |
استاندارد واسط موازی سریع برای اتصال کامپیوتر به رسانه جانبی |
| working |
فضایی از حافظه سریع برای ذخیره موقت داده در استفاده جاری |
| addresses |
اماده شدن برای ضربه یاهدفگیری |
address |
آماده شدن برای ضربه یا هدفگیری |
| addressed |
اماده شدن برای ضربه یاهدفگیری |
| scratchpad |
فضای کاری یا محلی با حافظه سریع برای ذخیره موقت داده جاری |
| asynchronous |
1-کامپیوتری که از یک عمل به عمل دیگر طبق سیگنالهای دریافت شده پس از خاتمه فرآیند تغییر میکند. 2-کامپیوتری که در آن یک فرآیند در آغاز ورود سیگنال یا داده آغاز میشود به جای اینکه مط ابق با باس ساعت باشد |
| forces |
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف |
| force |
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف |
| break shot |
نخستین ضربه برای پراکندن گویهای بیلیارد |
| forcing |
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف |
| approaches |
ضربه برای نزدیک شدن به هدف گلف |
| blasts |
ضربه به گوی برای خروج ازماسه یا شن نرم |
| blast |
ضربه به گوی برای خروج ازماسه یا شن نرم |
| approached |
ضربه برای نزدیک شدن به هدف گلف |
| approach |
ضربه برای نزدیک شدن به هدف گلف |
| rugby point |
3 امتیاز برای ضربه ازاد یاضربه پنالتی |
| in distance |
نزدیک بودن شمشیرباز برای ضربه زدن |
| VRAM |
حافظه سریع با دستیابی تصادفی برای ذخیره تصاویر تولید شده در کامپیوتر یا دیجیتالی |
| typhoons |
نوعی موشک زمین به هوای دریایی برای هواپیماهای سریع السیر درفواصل کوتاه |
| typhoon |
نوعی موشک زمین به هوای دریایی برای هواپیماهای سریع السیر درفواصل کوتاه |
| stencil |
ورقه پلاستیکی با نشانههای بریده شده روی آن برای رسم سریع و ساده فلوچارت |
| stenciled |
ورقه پلاستیکی با نشانههای بریده شده روی آن برای رسم سریع و ساده فلوچارت |
| stenciling |
ورقه پلاستیکی با نشانههای بریده شده روی آن برای رسم سریع و ساده فلوچارت |
| stencilled |
ورقه پلاستیکی با نشانههای بریده شده روی آن برای رسم سریع و ساده فلوچارت |
| stencilling |
ورقه پلاستیکی با نشانههای بریده شده روی آن برای رسم سریع و ساده فلوچارت |
| stencils |
ورقه پلاستیکی با نشانههای بریده شده روی آن برای رسم سریع و ساده فلوچارت |
| gallium arsenide |
ماده جدید برای ساختار قطعه که عملیات را سریع تر از قط عات سیلیکف انجام میدهد |
| processor |
کامپیوتری که میتواند روی چندین آرایه داده برای عملیات ریاضی خیلی سریع |
| fibre distributed data interface II |
استاندارد ANSI پیشرفته برای شبکههای سریع که از کابل فیبر نوری استفاده میکند و نرخ ارسال داده مگابایت در ثانیه است . ولی میتواند بخشی از پهنای باند را به کانال آنالوگ کیلو بیت در ثانیه برای داده صوتی یا تصویری اختصاص دهد |
| drag bunt |
ضربه با ثابت نگهداشتن چوب برای دویدن به پایگاه |
back up |
اماده برای دویدن درصورت ضربه خوب یار |
| webbing |
نوارهای داخل کلاهخود برای کاستن فشار ضربه |
| back-up |
اماده برای دویدن درصورت ضربه خوب یار |
| minimum |
سیستم کدگذاری که سریع ترین دستیابی و زمان بازیابی را برای داده ذخیره شده دارد |
| MDRAM |
حافظه با کارایی بالا که در کارتهای آداپتور ویدیو برای تامین نمایش گرافیک سریع به کار می رود |
| multibank dynamic random access memory |
حافظه با کارایی بالا که در کارت آداپتور ویدیو برای تامین نمایش گرافیک سریع به کار می رود |
| chop |
ضربه پایین زدن به توپ برای اینکه به زمین بخورد |
| scalper |
پوشش روی پا و سم عقبی برای حفافت از ضربه پای جلو |
| chopped |
ضربه پایین زدن به توپ برای اینکه به زمین بخورد |
| marine express |
کالای سریع الحرکت از راه دری_ا سیستم حمل و نقل سریع دریایی |
| fibre optics |
لایههای مناسب شیشهای یا پلاستیکی محافظت شده برای ارسال سیگنالهای نوری که داده سریع منتقل می کنند |
| scratchpad |
حافظه پنهان برای بافر کردن داده ارسالی بین پردازنده سریع و وسیله ورودی / خروجی کند. |
| lay up |
ضربه زدن به مسافت کوتاهتر از عادی برای اجتناب از افتادن ان در مانع |
| quick kick |
کوشش در ضربه زدن با پا درضمن پاس برای کسب موقعیت بهتر |
| chop |
کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو |
| tee |
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا |
| teed |
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا |
| tees |
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا |
| chopped |
کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو |
| teeing |
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا |
| tow |
دوبار |
| twice |
دوبار |
| tows |
دوبار |
double |
دوبار |
| doubled up |
دوبار |
| doubled |
دوبار |
| thumbnail |
نمایش گرافیکی فریف یک تصویر, به عنوان یک روش سریع و مرسوم برای مشاهده محتوای گرافیک یا فایل PTP پیش از بازیابی |
| thumbnails |
نمایش گرافیکی فریف یک تصویر, به عنوان یک روش سریع و مرسوم برای مشاهده محتوای گرافیک یا فایل PTP پیش از بازیابی |
| super- |
کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع |
| dma |
اتصال سریع و مستقیم بین رسانه جانبی سریع و حافظه اصلی کامپیوتر که مانع دستیابی به توابع خواندن داده میشود |
| biweekly |
هفتهای دوبار |
| semi weekly |
هفتهای دوبار |
| semimonthly |
ماهی دوبار |
| biyearly |
سالی دوبار |
| batches |
ارسال سریع حجم بزرگی از داده بدون نیاز به تصدیق گیرنده برای هر داده |
| batch |
ارسال سریع حجم بزرگی از داده بدون نیاز به تصدیق گیرنده برای هر داده |
| arrays |
کامپیوتری که میتواند روی چندین آرایه دادهای همزمان کار کند و برای برنامههای محاسباتی ریاضی بسیار سریع استفاده میشود |
| array |
کامپیوتری که میتواند روی چندین آرایه دادهای همزمان کار کند و برای برنامههای محاسباتی ریاضی بسیار سریع استفاده میشود |
| generation |
مرحله بعدی طراحی سیستم کامپیوتری با استفاده از مدارهای VESI سریع و زبانهای برنامه نویسی قدرتمند برای امکان محاوره افراد |
| generations |
مرحله بعدی طراحی سیستم کامپیوتری با استفاده از مدارهای VESI سریع و زبانهای برنامه نویسی قدرتمند برای امکان محاوره افراد |
| fibre distributed data interface |
استاندارد ANSI پیشرفته برای شبکههای سریع که از کابل فیبر نوری استفاده میکند و نرخ ارسال دده مگابایت در ثانیه است |
| AT Attachment |
خصوصیتی در ATA توسعه یافته توسط Quantum Lorp که حاوی واسط استاندارد سریع برای ارسال چندین مگابایت داده است |
| Advanced Technology Attachment |
خصوصیتی در ATA توسعه یافته توسط Quantum Lorp که حاوی واسط استاندارد سریع برای ارسال چندین مگابایت داده است |
| reecho |
دوبار منعکس شدن |
| relive |
دوبار زندگی کردن |
| relived |
دوبار زندگی کردن |
| relives |
دوبار زندگی کردن |
| We've already been burglarized twice. |
[خانه ] ما را دوبار دزد زد. |
| reliving |
دوبار زندگی کردن |
| double bogey |
دوبار کسب امتیاز |
| dma |
CI واسط که ارسال داده سریع بین رسانه جانبی سریع و حافظه اصلی فراهم میکند معمولاگ کنترولی از طریق CPU متوقف میشود |
| fifth generation computers |
مرحله بعدی طراحی سیستم کامپیوتری که با استفاده از مدارهای سریع VLSI و زبانهای برنامه سازی قدرتمند برای ایجاد امکان محدوده افراد |
| overstriking |
توانایی یک چاپگر نسخه چاپی برای ضربه مکرر زدن به کاراکتربه منظور تولید حالت نمایانتری از ان |
| databases |
ترکیب سخت افزار و نرم افزار که برای پردازش سریع اطلاعات پایگاه داده ها طراحی شده است |
| database |
ترکیب سخت افزار و نرم افزار که برای پردازش سریع اطلاعات پایگاه داده ها طراحی شده است |
| doubled up |
دوبار چرخش کامل ژیمناست |
| biannual |
سالی دوبار دوسال یکبار |
double |
دوبار چرخش کامل ژیمناست |
| vellicate |
دوبار دودفعه دو مرتبه دوبرابر |
| Once bitten,twice shy. <proverb> |
یک بار گزش ,دوبار ترس . |
| doubled |
دوبار چرخش کامل ژیمناست |
| nubus |
NUbus به اداپتوری نیاز داردکه مخصوصا" برای گیرندههای 69 سوزنی طراحی ان طراحی شده گذر گسترشی سریع کامپیوترacintosh |
| L cache |
فضای کوچک RAM ایستای سریع روی قطعه پردازنده که داده هایی که اغلب استفاده می شوند را برای افشزایش سرعت پردازش ذخیره میکند |
| peripheral |
باس سریع طراحی شده توسط Intel که تا چند مگاهرتز گنجایش دارد و در کامپیوترهای شخصی بر پایه Pentum برای آداپتورهای شبکه یا گرافیکی استفاده میشود |
| not up |
توپ دوبار به زمین خورده دبل |
| away |
بازی در زمین حریف گویی که دورتر ازگوی دیگر از سوراخ قراردارد و حق تقدم برای ضربه زدن پیدا میکند |
| snap pass |
پاس سریع با پیچش سریع مچ |
| mouse |
مقابل حساسیت Mouse |
| mouses |
مقابل حساسیت Mouse |
| step frame |
استفاده از رشته ویدیویی به صورت یک فریم در هر لحظه برای زمانی که کامپیوتر قوی نیست یا آن قدر سریع نیست که تصاویر بلادرنگ را نشان دهد |
| distance vector protocols |
اطلاعات در مورد مسیرهای مختلف شبکه گسترده که توسط rowter برای یافتن کوتاهترین و سریع ترین مسیر ارسال اطلاعات به کارمی رود |
| wimps |
POINTERS ,MOUSE ,ICON ,WINDOW |
| wimp |
POINTERS ,MOUSE ,ICON ,WINDOW |
| indian check |
سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او |
| punted |
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین |
| punts |
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین |
| punt |
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین |
| pull bread |
مغز نان تازه که دوبار به پزندتا سرخ شود |
| impluse response |
پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز |
| panel |
نمایشگر ویدیو و mouse را نگه می دارد |
| panels |
نمایشگر ویدیو و mouse را نگه می دارد |
| free drop |
برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان |
| ethernet |
شبکه سریع کد از فیبر نوری برای اتصال یک گره به دیگر در توپولوژی point to point نقط ه به نقط ه |
| raiding |
سیستم دیسک درایو سریع با فرفیت خطا, که ازچندین درایو که هریک ازبابت بررسی برای تشخیص خطا خواهد بود |
| raids |
سیستم دیسک درایو سریع با فرفیت خطا, که ازچندین درایو که هریک ازبابت بررسی برای تشخیص خطا خواهد بود |
| raid |
سیستم دیسک درایو سریع با فرفیت خطا, که ازچندین درایو که هریک ازبابت بررسی برای تشخیص خطا خواهد بود |
| thinned |
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها |
| thinners |
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها |
| thin |
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها |
| raided |
سیستم دیسک درایو سریع با فرفیت خطا, که ازچندین درایو که هریک ازبابت بررسی برای تشخیص خطا خواهد بود |
| thinnest |
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها |
| thins |
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها |
| mouse |
فلش کوچک ری صفحه نمایش که با حرکت mouse |
| mouses |
فلش کوچک ری صفحه نمایش که با حرکت mouse |
| clicked |
نگه داشتن و آزاد کردن کلیدی از صفحه کلید یا mouse |
| clicks |
نگه داشتن و آزاد کردن کلیدی از صفحه کلید یا mouse |
| click |
نگه داشتن و آزاد کردن کلیدی از صفحه کلید یا mouse |
| arrow pointer |
پیکان کوچکی است که می توانید آنرا با استفاده از mouse حرکت دهید |
| left handed mouse |
تشخیص Mouse به طوری که کار دو دگمه از پیش مشخص شده است |