Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (14 milliseconds)
English
Persian
halt
فرآیند را متوقف میکند.
halted
فرآیند را متوقف میکند.
halts
فرآیند را متوقف میکند.
Search result with all words
stop
دستوری که فرآیند را موقتاگ متوقف میکند تا کاربر داده وارد کند
stopped
دستوری که فرآیند را موقتاگ متوقف میکند تا کاربر داده وارد کند
stopping
دستوری که فرآیند را موقتاگ متوقف میکند تا کاربر داده وارد کند
stops
دستوری که فرآیند را موقتاگ متوقف میکند تا کاربر داده وارد کند
Other Matches
cancellation
عمل متوقف کردن فرآیند شروع شده
cancel
متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل
cancelling
متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل
cancels
متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل
dump
نرم افزاری که اجرای برنامه را متوقف میکند وضعیت داده و برنامههای مربوطه را بررسی میکند و برنامه مجدداگ شروع میکند
critical error
خطایی که پردازش کامپیوتر را با شکل مواجه میکند یا متوقف میکند
crashed
خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
crashing
خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
crashes
خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
crash
خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
crashingly
خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
real time
مدل کامپیوتری یک فرآیند که به هر فرآیند در زمانه مشابه با فرآیند واقعی اجرا میشود
asynchronous
1-کامپیوتری که از یک عمل به عمل دیگر طبق سیگنالهای دریافت شده پس از خاتمه فرآیند تغییر میکند. 2-کامپیوتری که در آن یک فرآیند در آغاز ورود سیگنال یا داده آغاز میشود به جای اینکه مط ابق با باس ساعت باشد
hottest
کلیه خاص یا ترکیب کلیه ها که یک فرآیند را آغاز میکند یا یک برنامه را فعال میکند
hotter
کلیه خاص یا ترکیب کلیه ها که یک فرآیند را آغاز میکند یا یک برنامه را فعال میکند
hot
کلیه خاص یا ترکیب کلیه ها که یک فرآیند را آغاز میکند یا یک برنامه را فعال میکند
microinstruction
که عملیات ALU را در فرآیند کنترل میکند
pause key
[کلیدی که موقتا فرآیند را قطع میکند]
flags
فرآیند یا وضعیت یا موقعیتی که یک پرچم را تنظیم میکند
flag
فرآیند یا وضعیت یا موقعیتی که یک پرچم را تنظیم میکند
end of page halt
ویژگی ای که چاپگر را درپایان هر صفحه خروجی متوقف میکند
shut off mechanism
وسیلهای که در صورت بروز خرابی فرایند را متوقف میکند
LCD
چاپگر کاغذ که از تابلوی CCD در مقابل نور روشن استفاده میکند تا تصاویری را روی رسانه حساس به عکس نشان دهد. تابلوی CCD عبور نور را متوقف میکند بجز در پیکس هایی که تصور را شرح می دهند
background
فرآیند با حق تقدم پایین که تا وقتی منبع فرآیند بزرگ فراهم شود پردازش میشود
exit
در DOS-MS دستور سیستم برای توقف و ترک زیر فرآیند و بازگشت به فرآیند اصلی
exits
در DOS-MS دستور سیستم برای توقف و ترک زیر فرآیند و بازگشت به فرآیند اصلی
backgrounds
فرآیند با حق تقدم پایین که تا وقتی منبع فرآیند بزرگ فراهم شود پردازش میشود
cycle
1-مدت زمانی که چیزی موقعیت اصلی خود را ترک میکند تا وقتی به آن برگردد 2-عمل کامل شده در یک فرآیند مکرر
cycled
1-مدت زمانی که چیزی موقعیت اصلی خود را ترک میکند تا وقتی به آن برگردد 2-عمل کامل شده در یک فرآیند مکرر
cycles
1-مدت زمانی که چیزی موقعیت اصلی خود را ترک میکند تا وقتی به آن برگردد 2-عمل کامل شده در یک فرآیند مکرر
dynamically
توقف فرآیند ووووقتی سیستم به کاربر می گوید پیش از خاتمه فرآیند عملی باید انجام شود
dynamic
توقف فرآیند ووووقتی سیستم به کاربر می گوید پیش از خاتمه فرآیند عملی باید انجام شود
coroutine
بخشی از برنامه یا تابع که داده را عبور میدهد و سایر توابع همروند را کنترل میکند سپس متوقف میشود
stopped
دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند
stops
دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند
stop
دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند
stopping
دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند
soft
دستوری که هر اجرای برنامه را متوقف میکند و کاربر را به برنامه نمایش داده شده یا Bios برمی گرداند
softest
دستوری که هر اجرای برنامه را متوقف میکند و کاربر را به برنامه نمایش داده شده یا Bios برمی گرداند
softer
دستوری که هر اجرای برنامه را متوقف میکند و کاربر را به برنامه نمایش داده شده یا Bios برمی گرداند
transaction
سیستم کامپیوتری که معمولاگ دستهای کار میکند تا وقتی که با تراکنش جدید متوقف شود و سپس منابع را به تراکنش اختصاص میدهد
dma
CI واسط که ارسال داده سریع بین رسانه جانبی سریع و حافظه اصلی فراهم میکند معمولاگ کنترولی از طریق CPU متوقف میشود
cycled
عمل دستیالی به حافظه توسط یک وسیله جانبی که CPU را برای یک یا چند باس ساعت متوقف میکند تا داده از حافظه به وسیله منتقل شود
cycle
عمل دستیالی به حافظه توسط یک وسیله جانبی که CPU را برای یک یا چند باس ساعت متوقف میکند تا داده از حافظه به وسیله منتقل شود
cycles
عمل دستیالی به حافظه توسط یک وسیله جانبی که CPU را برای یک یا چند باس ساعت متوقف میکند تا داده از حافظه به وسیله منتقل شود
mail server
کامپیوتری که پستهای وارد شده در ذخیره میکند و به کاربر صحیح ارسال میکند و پست خروجی را ذخیره میکند و به مقصد درست روی اینترنت منتقل میکند
repeater
وسیلهای درارتباطات که سیگنال دریافتی را مجدداگ تولید میکند وسپس ارسال میکند.که برای گسترش محدوده شبکه به کارمی رود.این دستگاه درلایه فیزیکی مدل شبکه DSI کار میکند
regulating
کنترل فرآیند
flowchart
شرح فرآیند
deposition
فرآیند پوشاندن
depositions
فرآیند پوشاندن
regulates
کنترل فرآیند
regulated
کنترل فرآیند
regulate
کنترل فرآیند
decay
فرآیند سیگنال
flow diagram
شرح فرآیند
decays
فرآیند سیگنال
decayed
فرآیند سیگنال
decaying
فرآیند سیگنال
installed
متوقف
abeyant
متوقف
abeyant abeyance
متوقف
dead in the water
متوقف در اب
insolvent
متوقف
crashing
متوقف
crash
متوقف
halts
متوقف
crashes
متوقف
crashingly
متوقف
halt
متوقف
halted
متوقف
crashed
متوقف
initialization
فرآیند مقداردهی اولیه
documenting
نوشتن شرح یک فرآیند
document
نوشتن شرح یک فرآیند
documented
نوشتن شرح یک فرآیند
finish
انتهای فرآیند یا تابع
selections
عمل یا فرآیند انتخاب
selection
عمل یا فرآیند انتخاب
finishes
انتهای فرآیند یا تابع
normalization
فرآیند یا داده نرمال
phases
بخشی از فرآیند بزرگتر
phased
بخشی از فرآیند بزرگتر
phase
بخشی از فرآیند بزرگتر
stand fast
متوقف شدن
hold on
<idiom>
متوقف شدن
pull-ins
متوقف شدن
slap down
متوقف ساختن
halted
متوقف شدن
halts
متوقف کردن
let up
<idiom>
کم کم متوقف شدن
to put to a pause
متوقف ساختن
to come to a stand
متوقف شدن
holding attack
تک متوقف کننده
lay off
متوقف ساختن
stopped
متوقف کننده
halts
متوقف شدن
stoppers
متوقف کننده
stopper
متوقف کننده
halted
متوقف کردن
halt
متوقف شدن
put under the ban
متوقف کردن
pull in
متوقف شدن
stopping
متوقف کننده
stops
متوقف کننده
dead in the water
متوقف در دریا
throwbacks
متوقف سازی
throwback
متوقف سازی
pt down
متوقف ساختن
fetch up
متوقف شدن
stop
متوقف کننده
come to a stand
متوقف شدن
suppressible
متوقف کردنی
pull-in
متوقف شدن
stopple
متوقف کننده
halt
متوقف کردن
mastered
آموزش و فهمیدن یک زبان یا فرآیند
execute
اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند
master
آموزش و فهمیدن یک زبان یا فرآیند
executed
اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند
executing
اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند
executes
اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند
inherited error
خطایی در فرآیند یا عمل قبلی
masters
آموزش و فهمیدن یک زبان یا فرآیند
execution
اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند
stage
یکی از چند نقط ه در یک فرآیند
checks
خطا یا توقف کوچک در فرآیند
checked
خطا یا توقف کوچک در فرآیند
stages
یکی از چند نقط ه در یک فرآیند
pagination
فرآیند تقسیم متن به صفحاتی
check
خطا یا توقف کوچک در فرآیند
technical
مربوط به ماشین یا فرآیند خاص
stopping
متوقف کردن ایستگاه
straying
که متوقف نشده باشد
crash
متوقف شدن ناگهانی
crashingly
متوقف شدن ناگهانی
to come to a stop
متوقف شدن
[مهندسی]
gravel
شن دار متوقف کردن
crashed
متوقف شدن ناگهانی
stop
متوقف کردن ایستگاه
stopped
متوقف کردن ایستگاه
crashes
متوقف شدن ناگهانی
crashing
متوقف شدن ناگهانی
taper off
تدریجا متوقف شدن
stray
که متوقف نشده باشد
strays
که متوقف نشده باشد
stopping the work
متوقف کردن کار
stop in one's tracks
<idiom>
سریه متوقف شدن
windbound
متوقف دراثر باد
stops
متوقف کردن ایستگاه
put down
<idiom>
بازور متوقف کرن
to bring traffic to a standstill
ترافیک را متوقف کردن
static
چاپ وضعیت سیستم پس از خاتمه فرآیند
jams
توقف فرآیند یا مکانیزم در اثر خطا
jammed
توقف فرآیند یا مکانیزم در اثر خطا
jam
توقف فرآیند یا مکانیزم در اثر خطا
hunting
فرآیند جستجوی رکورد داده در یک فایل
process
کنترل خودکار فرآیند توسط کامپیوتر
simultaneous
دو یا چند فرآیند که همزمان اجرا شوند
processes
کنترل خودکار فرآیند توسط کامپیوتر
call it quits
<idiom>
متوقف کردن تمام کار
flameout
متوقف ساختن موتور هواپیما
check
کم یا متوقف کردن سرعت بدن
pull in
نقشه یا عملی را متوقف ساختن
checked
کم یا متوقف کردن سرعت بدن
pull-in
نقشه یا عملی را متوقف ساختن
elevation stop
متوقف کننده حرکت ارتفاع
pull-ins
نقشه یا عملی را متوقف ساختن
arresting system reset unit
متوقف کننده سیستم مهارهواپیما
checks
کم یا متوقف کردن سرعت بدن
to stop taking
[pills]
,
[to go off a drug]
متوقف شدن
[از خوردن قرص]
recognition
فرآیند تشخیص خط وط یا نشانه ها یا الگو ها به صورت نوری
frameworks
ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
processes
کامپیوتر مخصوص برای کنترل و مدیریت فرآیند
schemata
شرح گرافیکی فرآیند یا ساختار پایگاه داده ها
schema
شرح گرافیکی فرآیند یا ساختار پایگاه داده ها
process
که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند
processes
که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند
process
کامپیوتر مخصوص برای کنترل و مدیریت فرآیند
indexing
فرآیند ساخت و ذخیره سازی لیستی از رکوردها
c
استفاده مشابه از کامپیوتر و سایر اجزا در فرآیند
framework
ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
pages
چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
page
چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
paged
چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
fault
برنامهای که وقوع خطا در سیستم را بررسی میکند و ذخیره میکند
faults
برنامهای که وقوع خطا در سیستم را بررسی میکند و ذخیره میکند
faulted
برنامهای که وقوع خطا در سیستم را بررسی میکند و ذخیره میکند
destructive cursor
نشانه گری که متنی را که روی آن حرکت میکند پاک میکند
edited
کلیدی که تابعی را آغاز میکند که استفاده از ویرایشگر را ساده تر میکند
edit
کلیدی که تابعی را آغاز میکند که استفاده از ویرایشگر را ساده تر میکند
scsi
بیت ارسال داده را پشتیبانی میکند و وسایل را کنترل میکند
controller
را کنترل میکند یا ارسال داده را در شبکه محلی بررسی میکند
controllers
را کنترل میکند یا ارسال داده را در شبکه محلی بررسی میکند
Intel
بیتی استفاده میکند و تا چند مگا بایت از RAM را آدرس دهی میکند
postbyte
بایت داده که کد اصلی ای را بیان میکند که ثابت مورد استفاده را معرفی میکند
Intel
بسیتی استفاده میکند تا چند گیگا بایت از RAM را آدرس دهی میکند
slave
بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
slaved
بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
slaves
بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com