Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
English
Persian
disorintate
مالکیت چیزی راانکار کردن
Other Matches
denationalization
تبدیل مجدد مالکیت عمومی به مالکیت خصوصی بازگشت به وضع قبل از ملی کردن
disowns
مالکیت چیزی را انکارکردن ردکردن
disowning
مالکیت چیزی را انکارکردن ردکردن
disowned
مالکیت چیزی را انکارکردن ردکردن
disown
مالکیت چیزی را انکارکردن ردکردن
put in a claim for something
مدعی مالکیت چیزی شدن
shares
استفاده یا مالکیت چیزی به همراه شخص دیگر
shared
استفاده یا مالکیت چیزی به همراه شخص دیگر
share
استفاده یا مالکیت چیزی به همراه شخص دیگر
prior possession
تصرف به عنوان مالکیت دلیل مالکیت است مگر انکه خلاف ان ثابت شود
negationist
کسیکه عادت دارد همه چیز راانکار یا تکذیب کند
his right of ownership lapsed
حق مالکیت از او سلب شد حق مالکیت او ساقط شد
joint ownership
اشتراک در مالکیت مالکیت مشاع
to watch something
مراقب
[چیزی]
بودن
[توجه کردن به چیزی]
[چیزی را ملاحظه کردن]
palinode
قطعه شعر یا سرودی که مطلب شعر یا سرود قبلی راانکار کند
expropriated
سلب مالکیت کردن از
expropriating
سلب مالکیت کردن از
expropriates
سلب مالکیت کردن از
expropriate
سلب مالکیت کردن از
to put in possession
مالکیت دادن متصدی کردن
to stop somebody or something
کسی را یا چیزی را نگاه داشتن
[متوقف کردن]
[مانع کسی یا چیزی شدن]
[جلوگیری کردن از کسی یا از چیزی]
separation of ownership and control
جدائی مالکیت از کنترل جدائی مالکیت از مدیریت
extensions
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
extension
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
to portray somebody
[something]
نمایش دادن کسی یا چیزی
[رل کسی یا چیزی را بازی کردن]
[کسی یا چیزی را مجسم کردن]
lay hands upon something
جای چیزی را معلوم کردن چیزی را پیدا کردن
to see something as something
[ to construe something to be something]
چیزی را بعنوان چیزی تفسیر کردن
[تعبیر کردن]
to regard something as something
چیزی را بعنوان چیزی تفسیر کردن
[تعبیر کردن]
to depict somebody or something
[as something]
کسی یا چیزی را بعنوان چیزی توصیف کردن
[وصف کردن]
[شرح دادن ]
[نمایش دادن]
to appreciate something
قدر چیزی را دانستن
[سپاسگذار بودن]
[قدردانی کردن برای چیزی]
modifying
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
modify
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
modifies
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
coveting
میل به تملک چیزی کردن طمع به چیزی داشتن
correction
صحیح کردن چیزی تغییری که چیزی را درست میکند
covets
میل به تملک چیزی کردن طمع به چیزی داشتن
covet
میل به تملک چیزی کردن طمع به چیزی داشتن
to scramble for something
هجوم کردن با عجله برای چیزی
[با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
think nothing of something
<idiom>
فراموش کردن چیزی ،نگران چیزی بودن
rectifies
درست کردن چیزی یاصحیح کردن چیزی
sleep on it
<idiom>
به چیزی فکر کردن ،به چیزی رسیدگی کردن
rectified
درست کردن چیزی یاصحیح کردن چیزی
rectify
درست کردن چیزی یاصحیح کردن چیزی
see about (something)
<idiom>
دنبال چیزی گشتن ،چیزی را چک کردن
to give up
[to waste]
something
ول کردن چیزی
[کنترل یا هدایت چیزی]
to mind somebody
[something]
اعتنا کردن به کسی
[چیزی]
[فکر کسی یا چیزی را کردن]
fix
می کردن چیزی یا متصل کردن چیزی
fixes
می کردن چیزی یا متصل کردن چیزی
propritorship
مالکیت
ownership
مالکیت
acquisitions
مالکیت
proprietorship
مالکیت
ownership right
حق مالکیت
dominium
مالکیت
ownership
حق مالکیت
right of ownership
حق مالکیت
acquisition
مالکیت
proprietorial right
حق مالکیت
dominion
حق مالکیت
possession
مالکیت
support
حق مالکیت
condominium
مالکیت مشترک
title deeds
سند مالکیت
title deed
قباله مالکیت
joint ownership
مالکیت مشترک
reconversion
اعاده مالکیت
asset ownership
مالکیت دارائی
title deed
سند مالکیت
title
مستند مالکیت
condominiums
مالکیت مشترک
alienation
انتقال مالکیت
literary property
حق مالکیت ادبی
titles
مستند مالکیت
get hold of (something)
<idiom>
به مالکیت رسیدن
title deed
اسناد مالکیت
gen
حالت مالکیت
dispossession
سلب مالکیت
personal ownership
مالکیت شخصی
retention of title
حفظ مالکیت
expropriation
سلب مالکیت
retention of title
ضبط مالکیت
document of title
سند مالکیت
documents of title
سند مالکیت
joint ownership
مالکیت اشتراکی
root of title
منشاء مالکیت
ownership and management
مالکیت و مدیریت
title of territory
مالکیت اقلیم
ascription
تصدیق مالکیت
joint ownership
مالکیت مشاع
qualified property
مالکیت محدود
possessory action
دعوی مالکیت
collective ownership
مالکیت جمعی
possessory title
سمت مالکیت
praivate ownership
مالکیت خصوصی
estate in common
مالکیت مشاع
muniment of title
دلیل مالکیت
public domain
مالکیت دولتی
public ownership
مالکیت دولتی
villeinage
مالکیت رعیت
property rights
حقوق مالکیت
state enterprise
مالکیت دولتی
confusion
مالکیت ما فی الذمه
private ownership
مالکیت خصوصی
state ownership
مالکیت دولتی
possessory title
عنوان مالکیت
slaveholding
مالکیت برده
accession
شرکت در مالکیت
special property
مالکیت خاص
possessory right
حق تصرف یا مالکیت
private property
مالکیت خصوصی
public ownership
مالکیت دولتی
collective ownership
مالکیت مشاع
seisin
مالکیت اراضی
individual ownership
مالکیت فردی
public ownership
مالکیت عمومی
replevin
دعوی اعاده مالکیت
passing the ownership
مالکیت مافی الذمه
estate in common
اشتراک در مالکیت زمین
beneficial ownership
مالکیت به نسبت منافع
possession by title of ownership
تصرف به عنوان مالکیت
mere right
حق مالکیت بدون تصرف
possessory action
دعوی اعاده مالکیت
white elephant
<idiom>
ثروت یا مالکیت بیفایده
title-holders
صاحب سند مالکیت
entitled to owver ship
دارای حق مالکیت است
title-holder
صاحب سند مالکیت
collectivity
مالکیت اشتراکی جمع
repossessing
مالکیت مجدد یافتن
share certificate
گواهی مالکیت سهام
repossess
مالکیت مجدد یافتن
repossessed
مالکیت مجدد یافتن
prescriptive right
حق مالکیت از طریق مرورزمان
prescriptive right or title
حق مالکیت از راه مرورزمان
title of territory
مالکیت قلمرو کشور
freehold
مالکیت مطلق ملک موروثی
tenancy
مدت اجاره مالکیت موقت
socialism
مالکیت اجتماعی ابزار تولید
petitory
مبنی بردادخواهی نسبت به مالکیت
tenancies
مدت اجاره مالکیت موقت
hold down
نصرف به عنوان مالکیت تصرف مالکانه
hold down
برای اثبات مالکیت در تصرف داشتن
titleholder
صاحب سند مالکیت دارای عنوان
p is nine points of the law
تصرف شرط عمده مالکیت است
freeboard
حق ادعای مالکیت درمورد زمینهای خالصه
to concern something
مربوط بودن
[شدن]
به چیزی
[ربط داشتن به چیزی]
[بابت چیزی بودن]
eminent domain
مالکیت مطلق دولت یا پادشاه یا رئیس مملکت
estate in fee
مالکیت مطلق و غیر شرطی نسبت به زمین
Here are my car registration papers.
بفرمائید این مدارک مالکیت اتومبیل من است.
chose in action
حق مالکیت نسبت به اموالی که در تصرف فرد نیست
dock warrant
سند مالکیت کالای موجود در انبار لنگرگاه
alienability
قابلیت نقل وانتقال مالکیت بیگانه سازی
shifting use
مالکیت منافع زمین با درج شرط به نفع ثالث
severalty
مالکیت انفرادی منافع زمین اجاره داری انحصاری
flavoring
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavouring
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavourings
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavorings
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
lyophilization
خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
prejudges
تصدیق بلا تصور درباره چیزی کردن پیشداوری کردن
prejudged
تصدیق بلا تصور درباره چیزی کردن پیشداوری کردن
to prescribe something
[legal provision]
چیزی را تعیین کردن
[تجویز کردن]
[ماده قانونی]
[حقوق]
prejudge
تصدیق بلا تصور درباره چیزی کردن پیشداوری کردن
prejudging
تصدیق بلا تصور درباره چیزی کردن پیشداوری کردن
to tarnish something
[image, status, reputation, ...]
چیزی را بد نام کردن
[آسیب زدن]
[خسارت وارد کردن]
[خوشنامی ، مقام ، شهرت ، ... ]
fraise
نرده دار کردن دهانه چیزی را گشادتر کردن
premeditate
قبلا فکر چیزی را کردن مطالعه قبلی کردن
set loose
<idiom>
رها کردن چیزی که تو گفته بودی ،آزاد کردن
refer
توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
refers
توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
to pirate something
چیزی را غیر قانونی چاپ کردن
[دو نسخه ای کردن]
referred
توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
to pull off something
[contract, job etc.]
چیزی را تهیه کردن
[تامین کردن]
[شغلی یا قراردادی]
valuate
ارزش چیزی رامعین کردن ارزیابی کردن
quantifying
محدود کردن کیفیت چیزی را معلوم کردن
quantify
محدود کردن کیفیت چیزی را معلوم کردن
to throw light upon
روشن کردن کمک بتوضیح چیزی کردن
to instigate something
چیزی را برانگیختن
[اغوا کردن ]
[وادار کردن ]
quantifies
محدود کردن کیفیت چیزی را معلوم کردن
quantified
محدود کردن کیفیت چیزی را معلوم کردن
cession
صرفنظر کردن از چیزی وواگذار کردن ان واگذاری
apostrophes
در اخر اسم مضاف برای ثبوت مالکیت مثل book s"Ali
prescriptions
دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
prescription
دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
property in action
مال قابل مطالبه از طریق قانونی مالکیت مورد حمایت قانون
apostrophe
در اخر اسم مضاف برای ثبوت مالکیت مثل book s"Ali
executed contract
قرارداد انتقال مالکیت درحالتی که کلیه حقوق متعلقه ان را نیز شامل شود
denouncing
علیه کسی افهاری کردن کسی یا چیزی را ننگین کردن تقبیح کردن
denounces
علیه کسی افهاری کردن کسی یا چیزی را ننگین کردن تقبیح کردن
denounced
علیه کسی افهاری کردن کسی یا چیزی را ننگین کردن تقبیح کردن
denounce
علیه کسی افهاری کردن کسی یا چیزی را ننگین کردن تقبیح کردن
minds
فکر چیزی را کردن یاداوری کردن
beck
باسرتصدیق کردن یاحالی کردن چیزی
reference
توجه کردن یا کار کردن با چیزی
briefest
خلاصه کردن چیزی توجیه کردن
briefer
خلاصه کردن چیزی توجیه کردن
brief
خلاصه کردن چیزی توجیه کردن
to beg for a thing
چیزی راخواهش کردن یاگدایی کردن
references
توجه کردن یا کار کردن با چیزی
mind
فکر چیزی را کردن یاداوری کردن
briefed
خلاصه کردن چیزی توجیه کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com