Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (20 milliseconds)
English
Persian
garrison
محصور کردن حصار کشیدن
garrisons
محصور کردن حصار کشیدن
Other Matches
wire entanglement
با سیم خاردار محصور کردن حصار سیم خاردار
masons
حصار کشیدن
mason
حصار کشیدن
brick up
حصار کشیدن
enclosing
به پیوست فرستادن حصار یا چینه کشیدن دور
encloses
به پیوست فرستادن حصار یا چینه کشیدن دور
enclose
به پیوست فرستادن حصار یا چینه کشیدن دور
impark
محصور کردن
wall
محصور کردن
ensphere
محصور کردن
walls
محصور کردن
embay
محصور کردن
enwind
محصور کردن
mure
محصور کردن
locked up
در محلی محصور کردن
lock up
در محلی محصور کردن
ensheathe
درغلاف محصور کردن
to confine something to something
چیزی را محصور کردن
to restrict something
چیزی را محصور کردن
to limit something
چیزی را محصور کردن
binds
محصور کردن بهم پیوستن
caged storage
انبار کردن به طریقه محصور
embank
با خاک یا سنگ محصور کردن
impark
در پارک یا جنگل محصور کردن
bind
محصور کردن بهم پیوستن
bouse
بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
immure
در چهار دیوار نگاهداشتن محصور کردن
circumvallate
باسنگریابارو محصور شده سنگربندی کردن
walls
حصار دار کردن
wall
حصار دار کردن
entangle
باسیم خاردارمحصور کردن محصور کردن
compass
جهت کردن محصور کردن
pent up
محصور
pent
محصور
restricted
محصور
closed
محصور
fenced
محصور
walled
محصور
snowbound
محصور در برف
closer
جای محصور
courtyard
محوطه محصور
close
جای محصور
closest
جای محصور
closes
جای محصور
cooped up
محصور و محبوس
populated
مسکون محصور
landlocked
محصور درخشکی
landlocked
محصور در خشکی
weight
بالا کشیدن لنگر نیروی لازم برای کشیدن زه
parked
شکارگاه محصور مرتع
hoosegow
محبس محل محصور
park
شکارگاه محصور مرتع
paler
ناحیه محصور قلمروحدود
palest
ناحیه محصور قلمروحدود
pale
ناحیه محصور قلمروحدود
inbound
محصور در حدود معینی
seagirt
محصور بوسیله دریا
parks
شکارگاه محصور مرتع
entanglement
محصور با شبکه سیم خاردار
entanglements
محصور با شبکه سیم خاردار
kraal
حصار
walls
حصار
binds
حصار
wall
حصار
kraals
حصار
crush barrier
حصار
barrier
حصار
folded
حصار
bind
حصار
enclosures
حصار
enclosure
حصار
folds
حصار
hawed
حصار
barriers
حصار
fold
حصار
hedge
حصار
haw
حصار
fenceless
بی حصار
hedges
حصار
hedged
حصار
fences
حصار
entanglements
حصار
entanglement
حصار
within
در حصار
fence
حصار
haws
حصار
enceinte
حصار
hawing
حصار
barracoon
حصار
to scrape down
تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
peg
میخ زدن میخکوب کردن محکم کردن زحمت کشیدن
ejection
خارج کردن وسیله یا نیروها بخارج پرتاب کردن یا کشیدن
pegs
میخ زدن میخکوب کردن محکم کردن زحمت کشیدن
degagement
[حریم محصور بین راهرو و دهلیز]
scaling ladder
نردبان برای بالارفتن از جاهای محصور
To pamper ( solicit ) someone . To play up to someone .
ناز کسی را کشیدن ( منت کشیدن )
hedged
پرچین حصار
stockades
حصار بندی
siege
محاصره حصار
stockade
حصار بندی
churchyard
حصار کلیسا
hedges
پرچین حصار
churchyards
حصار کلیسا
a breach in the fence
سوراخی در حصار
sieges
محاصره حصار
hag
مه سفید حصار
fort
حصار قلعه
backstop
حصار سیمی
hedge
پرچین حصار
hags
مه سفید حصار
cramp
محدودکننده حصار
cramps
محدودکننده حصار
inclose
چهاردیواری حصار
ring wall or ring fence
حصار گرد
fencing
محجر حصار
Cat
حصار مرتفع
closure
رای کفایت مذاکرات عمل محصور شدن
drylot
محوطه محصور ومحدودی برای زراعت وغیره
redoubt
موضع محصور دفاعی کوچک حفاظ استحکامات
closures
رای کفایت مذاکرات عمل محصور شدن
paddocks
در حصار قراردادن غوک
batten fence
حصار با میله چوبی
paling
حصار کشی نرده
paddock
در حصار قراردادن غوک
extramural
خارج از حصار شهر
inclosure
چهار دیواری حصار
enclosure
چینه کشی حصار
enclosures
چینه کشی حصار
pale
حصار دفاعی دفاع
crash barrier
حصار کنار جاده
backstop
حصار انتهای زمین
paler
حصار دفاعی دفاع
palest
حصار دفاعی دفاع
ring
محوطهای باطناب محصور شده به اندازه 6 متر مربع
fields
شکارچیان جزسرپرست و کمکهای اومنطقه محصور مسیر مسابقه دو
field
شکارچیان جزسرپرست و کمکهای اومنطقه محصور مسیر مسابقه دو
fielded
شکارچیان جزسرپرست و کمکهای اومنطقه محصور مسیر مسابقه دو
To smell. To sniff.
بو کشیدن ،بو کردن
poundage
وزن چیزی برحسب پوند یا رطل محصور سازی حیوانات
entrain
سوار کردن کشیدن
traced
ضبط کردن کشیدن
traces
ضبط کردن کشیدن
trace
ضبط کردن کشیدن
experience
تجربه کردن کشیدن
lengthen
طولانی کردن کشیدن
lengthening
طولانی کردن کشیدن
lengthens
طولانی کردن کشیدن
triggers
کشیدن رها کردن
experiencing
تجربه کردن کشیدن
straps
کشیدن تیز کردن
trigger
کشیدن رها کردن
strap
کشیدن تیز کردن
experiences
تجربه کردن کشیدن
lengthened
طولانی کردن کشیدن
triggered
کشیدن رها کردن
snuffling
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffles
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffled
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffle
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
burg
حصار یانرده اطراف خانه یاشهر
twinge
درد کشیدن تیر کشیدن
twinges
درد کشیدن تیر کشیدن
agonise
زحمت کشیدن درد کشیدن
pounding
محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pound
محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounded
محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounds
محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
aspirating
خالی کردن بیرون کشیدن
to keep watch
کشیک کشیدن موافبت کردن
solicit
بیرون کشیدن وسوسه کردن
epp
جزر کردن فرو کشیدن
fence
حفظ کردن نرده کشیدن
aspirates
خالی کردن بیرون کشیدن
inhaling
بداخل کشیدن استشمام کردن
aspirate
خالی کردن بیرون کشیدن
inhaled
بداخل کشیدن استشمام کردن
inhale
بداخل کشیدن استشمام کردن
to lead away
پیرو خود کردن کشیدن
go out
اعتصاب کردن دست کشیدن از
fences
حفظ کردن نرده کشیدن
impale
محدود کردن میله کشیدن
solicited
بیرون کشیدن وسوسه کردن
yip
زوزه کشیدن عوعو کردن
lied
: دراز کشیدن استراحت کردن
lies
: دراز کشیدن استراحت کردن
machinate
نقشه کشیدن تدبیر کردن
withdrawals
خارج کردن عقب کشیدن
withdrawal
خارج کردن عقب کشیدن
extract
بیرون کشیدن استخراج کردن
extracts
بیرون کشیدن استخراج کردن
extracted
بیرون کشیدن استخراج کردن
lie
دراز کشیدن استراحت کردن
solicits
بیرون کشیدن وسوسه کردن
inhales
بداخل کشیدن استشمام کردن
impaled
محدود کردن میله کشیدن
picket
نرده کشیدن مراقبت کردن
impales
محدود کردن میله کشیدن
picketed
نرده کشیدن مراقبت کردن
pickets
نرده کشیدن مراقبت کردن
compass
نقشه کشیدن اختراع کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com