English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (33 milliseconds)
English Persian
double مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled up مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
Other Matches
covered گرفتن شمشیر به وضعی که شمشیر خودبخود در حمله حریف منحرف نشود
ceding parry کنار زدن حمله و سد کردن شمشیر حریف در خط جدید
glide حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glides حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glided حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
eights مسابقه پاروزنی 8 نفره
change of engagement وادار کردن حریف به تغییرمسیر شمشیر
action on the blade تماس با شمشیر حریف
double hi ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
double touch ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
in line شمشیر در وضع حمله
binds کنارزدن شمشیر حریف بطرف بدن او
compound parry دفع شمشیر حریف با دو حرکت یا بیشتر
bind کنارزدن شمشیر حریف بطرف بدن او
opposition حرکت شمشیرباز ضمن تماس با شمشیر حریف تقابل
director مدیر یارئیس مسابقه شمشیر بازی
directors مدیر یارئیس مسابقه شمشیر بازی
foiled مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foil مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foiling مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foils مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
fences شمشیر بازی کردن
fence شمشیر بازی کردن
handle قبضه شمشیر دستگیره جابجا کردن
handles قبضه شمشیر دستگیره جابجا کردن
sculling مسابقه قایقرانی یک نفره 2نفره یا 4 نفره
spurtle شمشیر
sword شمشیر
bilbo شمشیر
swords شمشیر
bilboa شمشیر
bolo شمشیر
blade شمشیر
swordsman شمشیر زن
spit شمشیر
spits شمشیر
swordsmanship شمشیر بازی
swordplay فن شمشیر بازی
foilsman شمشیر باز
scabbard غلاف شمشیر
pommels قبه شمشیر
blade تیغه شمشیر
steel شمشیر پولادی
swordsman شمشیر باز
swordlike شمشیر مانند
hilt دسته شمشیر
foible تیغه شمشیر
fencer شمشیر باز
scabbards غلاف شمشیر
hilts دسته شمشیر
foibles تیغه شمشیر
pommel قبه شمشیر
fences شمشیر بازی
sword dance رقص شمشیر
gladiate شمشیر مانند
steels شمشیر پولادی
daito شمشیر بزرگ
sword cutter شمشیر ساز
swordfish شمشیر ماهی.
to carry sword شمشیر جستن
sword cut زخم شمشیر
tucker شمشیر ساز
steeled شمشیر پولادی
steeling شمشیر پولادی
swordfishes شمشیر ماهی.
baldric بند شمشیر
fence شمشیر بازی
sword knot شرابه شمشیر
With a stork of the sword. با ضرب شمشیر
sword fish شمشیر ماهی
sabre cut زخم شمشیر
claymore شمشیر دودمه
rapiers شمشیر دودم
rapier شمشیر دودم
at the point of the sword بدم شمشیر
handles قبضه شمشیر
handle قبضه شمشیر
head and arm هنگام حمله حریف به دو خم دست و سر حریف را گرفته او رامی پیچانیم
point d'arret نوک چنگالی شمشیر
backsword شمشیر یک لبهء برنده
stoccata پرتاب با ضربه شمشیر
stoccado پرتاب با ضربه شمشیر
academic assault شمشیر بازی نمایشی
curtle ax شمشیر کوتاه وسنگین
scimitar شمشیر هلالی شکل
sword play مهارت در بکارگیری شمشیر
toledo شمشیر ابدارمصنوع تولدو
curtal ax شمشیر کوتاه وسنگین
falchion شمشیر کوتاه و پهن
partisan شمشیر پهن ودسته بلند
partisans شمشیر پهن ودسته بلند
circular parry دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
sword dance اجرای رقص در اطراف شمشیر
counter parry دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
electric foil شمشیر فویل با نوک برقدار
The pen is mightier than the sword. <proverb> قلم قدرتمندتر از شمشیر است .
foibles نیمی از شمشیر از وسط تانوک
weaker ناحیه نزدیک نوک شمشیر
foible نیمی از شمشیر از وسط تانوک
engagements تماس دو تیفه شمشیر درگارد
weak ناحیه نزدیک نوک شمشیر
weaknesses ناحیه نزدیک نوک شمشیر
sabre cut زخم شوشکه ضربه شمشیر
weakest ناحیه نزدیک نوک شمشیر
foin فرو بردن شمشیر یا نیزه
engagement تماس دو تیفه شمشیر درگارد
partizan شمشیر پهن ودسته بلند
parry دفع کردن حمله حریف
parries دفع کردن حمله حریف
parried دفع کردن حمله حریف
parrying دفع کردن حمله حریف
counter riposte حمله شمشیرباز پس از دفع حمله متقابل حریف
manipulators گرفتن شمشیر با شست وانگشت ابهام
guards کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
sabre شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
sabres شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
forte نیمی از شمشیر از وسط تیغه تا دسته
line of engagement ناحیهای از سینه که روبروی شمشیر قراردارد
fortes نیمی از شمشیر از وسط تیغه تا دسته
To behead ( decapitate ) someone . کسی را گردن زدن (با شمشیر وغیره )
saber شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
acinaces شمشیر کوتاه ایرانیان قدیم وسکاها
croise عبور تیغه شمشیر به شکل خاص
guard کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
guarding کاسه بین تیغه و دسته شمشیر
sabers شمشیر بلند نظامی باشمشیر زدن
scimitar شمشیر کارد دسته دراز ونوک برگشته
touch برخورد شمشیر به بدن ضربه فنی کشتی
touches برخورد شمشیر به بدن ضربه فنی کشتی
disengage رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
disengaging رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
disengages رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
barong یکنوع چاقو یا شمشیر دسته کلفت لبه تیز
tucks درجای دنج قرارگرفتن یاقرار دادن شمشیر نازک
pommel قسمت فلزی پشت دسته شمشیر دستگیرههای خرک
pommels قسمت فلزی پشت دسته شمشیر دستگیرههای خرک
tucking درجای دنج قرارگرفتن یاقرار دادن شمشیر نازک
tuck درجای دنج قرارگرفتن یاقرار دادن شمشیر نازک
dub باتماس شمشیر بشانه شخصی لقب شوالیه باو اعطاکردن
dubs باتماس شمشیر بشانه شخصی لقب شوالیه باو اعطاکردن
counter disengagement حرکت شمشیر به دور شمشیرحریف برای مواجهه درمسیر قبلی
dubbed باتماس شمشیر بشانه شخصی لقب شوالیه باو اعطاکردن
tandems مسابقه دو نفره
tandem مسابقه دو نفره
curtana شمشیر رحمت :شمشیربی نوکی که درتاج گذاری پادشاهان انگلیس پیشاپ
quadruple scylls مسابقه قایقهای 4 نفره
australian pursuit مسابقه تعقیبی 8 نفره دوچرخه سواری
sprint relay مسابقه امدادی 4 نفره درمسافتهای مختلف
foursome مسابقه بین دو تیم دو نفره گلف
foursomes مسابقه بین دو تیم دو نفره گلف
spinner play حمله یک نفره با دریافت توپ و چرخیدن یک دایره کامل
speedway مسابقه موتورسیکلت رانی بین تیمهای 4 نفره درمسیرهموارخاکی
touch football نوعی فوتبال با 6 یا 9 بازیگردر هر تیم که سد کردن مجازاست ولی حمله بدنی مجازنیست و فقط لمس حریف کافی است
charge حمله به حریف
charges حمله به حریف
team roping مسابقه تیم 2 نفره گاوبازی جهت کمنداندازی و بستن گاودر حداقل وقت
assaulted حمله بدنی به حریف
assaults حمله بدنی به حریف
assault حمله بدنی به حریف
bootleg نوعی حمله با فریفتن حریف
mounting دسته و پشت بند دسته شمشیر
deropement مانور حمله با گریز ازشمشیر حریف
audible تعویض مانور حمله یا دفاعی در مقابل حریف
stop hit ضد حمله شمشیربازضمن حرکات پیچیده حریف مهاجم
tackles ازجا کندن حریف حمله به توپدار با انداختن یا گرفتن او
tackle ازجا کندن حریف حمله به توپدار با انداختن یا گرفتن او
tackled ازجا کندن حریف حمله به توپدار با انداختن یا گرفتن او
tackling ازجا کندن حریف حمله به توپدار با انداختن یا گرفتن او
underhook گرفتن سر حریف با دست راست دست چپ زیر بازوی راست حریف قلاب و با حرکت قدرتی حریف را از بغل به روی تشک پرت کردن
outruns منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
outrunning منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
outrun منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
sculls قایق تک نفره یا4 نفره حرکت دادن دست یاپارو در اب
sculled قایق تک نفره یا4 نفره حرکت دادن دست یاپارو در اب
scull قایق تک نفره یا4 نفره حرکت دادن دست یاپارو در اب
it occurs twice a day روزی دوبار رخ میدهد روزی دوبار اتفاق میافتد
looped حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loops حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loop حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
reliving دوبار زندگی کردن
relives دوبار زندگی کردن
relive دوبار زندگی کردن
relived دوبار زندگی کردن
darts پیکان اندازی 2 نفره یا 4 نفره با 3 پیکان در هربار برای هر نفر از مسافت 8 یا 9 متر
side sweep and over under گرفتن دست و کمرحریف کشیدن وی بطرف خودو با پای چپ زیر پای راست حریف را خالی کردن و پرتاب حریف
oarsmanship پاروزنی
crewmen عضو تیم پاروزنی
crewman عضو تیم پاروزنی
dinghies قایق کوچک پاروزنی
dinghy قایق کوچک پاروزنی
to go away in a foursome چهار نفره سفر کردن
buddy system شناگران بخاطر ایمنی دو نفره کردن
trolling motor موتور کوچک سوارشده روی قایق پاروزنی
gain ground ضربه با پا به امید بل گرفتن ان نزدیک دروازه حریف پیشروی شمشیرباز بسوی حریف
hysterics حمله خنده غیر قابل کنترل حمله گریه
velimirovic attack حمله ولیمیروویچ در حمله سوزین از دفاع سیسیلی شطرنج
double دوبار
twice دوبار
tows دوبار
doubled دوبار
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com