English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (20 milliseconds)
English Persian
mainline مواد مخدر به شاهرگ تزریق کردن
mainlined مواد مخدر به شاهرگ تزریق کردن
mainlines مواد مخدر به شاهرگ تزریق کردن
mainlining مواد مخدر به شاهرگ تزریق کردن
Other Matches
shoot up <idiom> مواد را از راه تزریق مصرف کردن
narcotic drugs مواد مخدر
drug trafficker قاچاقچی مواد مخدر
drug trafficking قاچاق مواد مخدر
drug addiction اعتیاد به مواد مخدر
nobbling نزریق مواد مخدر به اسب
nobble نزریق مواد مخدر به اسب
drug pushers توزیع کنندگان مواد مخدر
nobbled نزریق مواد مخدر به اسب
nobbles نزریق مواد مخدر به اسب
acid house نوعی موسیقی رقص کهاصولا با استفاده از مواد مخدر توهمزا همراه است
to frisk [a person] دست روی بدن کسی کشیدن [در جستجو برای اسلحه یا مواد مخدر]
hypodermic injection تزریق زیر جلدی تزریق پوستی
stuperfacient مخدر دارویاعامل مخدر
arteries شاهرگ
artery شاهرگ
carotidal شاهرگ
carotidal artery شاهرگ
sprayed تزریق کردن
spray تزریق کردن
spraying تزریق کردن
immit تزریق کردن
inject تزریق کردن
syringes تزریق کردن
perfuse تزریق کردن
injects تزریق کردن
injecting تزریق کردن
syringe تزریق کردن
sprays تزریق کردن
injected تزریق کردن
aortas شریان بزرگ شاهرگ
nervure رگه اصلی شاهرگ
aorta شریان بزرگ شاهرگ
needle با سوزن تزریق کردن
flame spray تزریق کردن شعلهای
needled با سوزن تزریق کردن
iodize یود تزریق کردن
needling با سوزن تزریق کردن
needles با سوزن تزریق کردن
transfuse رسوخ یافتن در تزریق کردن در
throwin در دنده انداختن تزریق کردن
ptomaine مواد الی قلیایی سمی که دراثر پوسیدگی باکتریها برروی مواد ازتی تشکیل میگردد
instilled کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instill کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instil کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instills کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instilling کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instils کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
durable material مواد غیراستهلاکی مواد بادوام زیاد
transudate مواد فرانشت شده مواد مترشحه
dye-stuff ماده رنگی در رنگرزی الیاف [این رنگینه ها یا بصورت سنتی از مواد طبیعی مانند اکثر گیاهان و بعضی حیوانات و یا از مواد شیمیایی تهیه می شوند]
magnaflux نام انحصاری تست غیرمخربی برای مواد مغناطیسی بااستفاده از میدانهای مغناطیسی و مواد فلورسان
enzyme مواد الی پیچیدهای که درموجود زنده باعث تبدیل مواد الی مرکب به موادساده تر وقابل جذب می گردد انزیم
enzymes مواد الی پیچیدهای که درموجود زنده باعث تبدیل مواد الی مرکب به موادساده تر وقابل جذب می گردد انزیم
narcitic مخدر
narcotic مخدر
stupefacient مخدر
mineralize مواد معدنی جمع کردن
drugging داروی مخدر
narcotic ماده مخدر
narcitic داروی مخدر
narcotics داروهای مخدر
neurotoxic مخدر اعصاب
dopes ماده مخدر
drug داروی مخدر
drugs داروی مخدر
dope ماده مخدر
drugged داروی مخدر
cure meat نمک سود کردن مواد غذایی
latensify بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
narcotin جوهر مخدر افیون
opiate مخدر تکسین دهنده
dopes اگاهی داروی مخدر
stupefier مخدر تخدیر کننده
dope اگاهی داروی مخدر
opiates مخدر تکسین دهنده
narcotism اثر داروی مخدر
keying material مواد موردلزوم برای رمز کردن کلمات
to drug somebody به کسی داروی مخدر دادن
stupefactive مخدر دارویاعامل مخدرگیج سازی
slated items مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
lion heart مواد فلزی که درنتیجه قال کردن معدن بدست می ایدوتااندازهای ناپاک است
degreasing پاک کردن مواد روغنی به وسیله ضد چربی کم کردن چربی
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
grader ماشینی که برای درجه بندی کردن مواد و محصول بکارمیرودو بانها شیب منظم میدهد
bacteriolysis مواد شیمایی جهت جلوگیری از رشد باکتری خصوصا برای انبار کردن فرش بیش از سه ما ه
target materials مواد و وسایل بردن هدفهاروی نقشه یا نشان دادن ومشخص کردن انها روی طرحها
low level injection تزریق کم
injection تزریق
transfusions تزریق
transfusion تزریق
intinction تزریق
mud grouting تزریق گل
mud injection تزریق گل
shot تزریق
injective function تزریق
spray تزریق
jab [colloquial] تزریق
infusions تزریق
infusion تزریق
shots تزریق
spraying تزریق
sprayed تزریق
injections تزریق ها
sprays تزریق
jab [British] [colloquial] تزریق
grouting galleries مجاری تزریق
spartter loss تلف تزریق
injector الت تزریق
chemical injection تزریق شیمیایی
injector valve سوپاپ تزریق
vaccinophobia تزریق هراسی
grouting gallery دالان تزریق
perfusion تزریق وریدی
clay grouting تزریق خاک رس
metal spraying تزریق فلزی
gun دستگاه تزریق
inspirator تزریق کننده
pilot injection تزریق مقدماتی
injector تزریق کننده
injection point نقطه تزریق
injection level سطح تزریق
cement grouting تزریق سیمان
injection grid شبکه تزریق
intake well چاه تزریق
injection efficiency بازده تزریق
injection capacity فرفیت تزریق
spartter تزریق کننده
spary gun پیستوله تزریق
spary gun تلمبه تزریق
chemical consolidation تزریق شیمیایی
chemical grouting تزریق شیمیایی
guns دستگاه تزریق
blast injection engine موتور تزریق دم
blanket grouting تزریق سطحی
fule injection تزریق سوخت
gas injection تزریق بنزین
grout hole چاه تزریق
grout hole سوراخ تزریق
drilled grout hole چاه تزریق
injection of money تزریق پول
drilled grout hole سوراخ تزریق
grout curtain پرده تزریق
hypo تزریق زیر جلدی
petrol injection pump پمپ تزریق بنزین
transfusions رسوخ تزریق خون
transfusion رسوخ تزریق خون
petrol injection motor موتور تزریق بنزینی
fuel injection system سیستم تزریق سوخت
hypodermic تزریق زیر جلدی
concrete gun دستگاه تزریق بتن
grouting تزریق دوغاب سیمان
grouted alluvium ابرفت تزریق شده
jetting tube لوله تزریق در حفاری
injector pump پمپ تزریق سوخت
metal spray gun تلمبه تزریق فلز
grease injector تزریق کننده گریس
injection داروی تزریق کردنی
hypodermics تزریق زیر جلدی
injection timing تنظیم مقدار تزریق
gas injection method روش تزریق گاز
airless solid injection تزریق بدون کمپرسور
tamping بستن مواد مشتعل کننده به دور خرج کیپ کردن خرج
sadden [مواد افزودنی به پاتیل رنگ جهت تیره کردن رنگ مورد نظر]
transfusable قابل تزریق در جسم دیگری
blast furnace gun وسیله تزریق کوره بلند
hypo سوزن تزریق زیر جلدی
transfusible قابل تزریق در جسم دیگری
grout stop اب بندی بوسیله تزریق دوغاب
insulating مانع هدایت انرژی از یک هادی به دیگری شدن با جدا کردن دو نقط ه با مواد هادی
insulate مانع هدایت انرژی از یک هادی به دیگری شدن با جدا کردن دو نقط ه با مواد هادی
insulates مانع هدایت انرژی از یک هادی به دیگری شدن با جدا کردن دو نقط ه با مواد هادی
low level injection efficiency ضریب بهره تزریق در سطح پایین
hyodermic needle سوزن امپول یا تزریق زیر جلدی
injector وسیله تزریق افشانک سوخت پاش
hypodermics سوزن مخصوص تزریق زیر جلد
wet take off برخاستن از زمین با استفاده از مکانیزم تزریق اب
hypodermic سوزن مخصوص تزریق زیر جلد
emulsion injection تزریق مصنوعی شیره قیر به داخل خاک
injection engine ماشینی که بوسیله تزریق اب سرد بخارانرامنقبض میکنند
contra injection تزریق قطرات ریزسوخت درخلاف جهت جریان هوا
wet rating توان یا تراست بااستفاده ازمکانیزم تزریق اب یا ترکیب اب و متانل
grout curtain لایه سیمانی تزریق شدهای که در زیر پی سد مانع تراوشات میگردد
slow pill ماده شیمیایی که بطورغیرمجاز به اسب برای کندکردن سرعتش تزریق میشود
alumetize الومینیوم روی فولاد باپیستوله تزریق شده و سپس گداخته می گردد
scopolamine ی که با تزریق این ماده وامثال ان گرفته شده باشدقابل ارائه به دادگاه نیست
foreign military sales فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
fuze ماسوره گذاری کردن چاشنی مواد منفجره چاشنی چاشنی گذاری کردن
provisions مواد
material مواد
materials مواد
supplies مواد
air metering force نیروی در کاربوراتور وسیستمهای تزریق سو سوخت که لوله وانتوری و فشارهوا را مقدار سوخت را کنترل میکند
mineral مواد معدنی
maintenance materials مواد تعمیرات
magnetic materials مواد مغناطیسی
nutrition مواد غذائی
prints مواد چاپی
printed مواد چاپی
practice material مواد تمرینی
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com