English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (20 milliseconds)
English Persian
parallel موازی کردن اسکیها
paralleled موازی کردن اسکیها
paralleling موازی کردن اسکیها
parallelled موازی کردن اسکیها
parallelling موازی کردن اسکیها
parallels موازی کردن اسکیها
Other Matches
swing پیچیدن موازی اسکیها
swings پیچیدن موازی اسکیها
parallelled چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallels چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
paralleled چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallelling چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallel چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
paralleling چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
multiple معماری پردازنده موازی که از چندین ALU و حافظه موازی برای افزایش سرعت پردازش استفاده میکند
MIMD معماری پردازنده موازی که تعدادی ALU و وسایل حافظه را موازی استفاده میکند تا پردازش سریع داشته باشد
lpt در DOS نام دستگاهی است که به یکی از درگاههای موازی مربوط می گردد وچاپگرهای موازی می توانندبه ان متصل شوند
collimate موازی قرار دادن لوله و هدف میزان کردن تعدیل کردن
parallelize تشبیه کردن جفت کردن موازی کردن
shunted موازی کردن بستن بسته شدن
shunt موازی کردن بستن بسته شدن
shunts موازی کردن بستن بسته شدن
carding موازی کردن الیاف قبل از ریسندگی
shunt موازی موازی فرعی
shunted موازی موازی فرعی
shunts موازی موازی فرعی
prallelize تشبیه کردن موازی کردن
parallel موازی کردن برابر کردن
paralleled موازی کردن برابر کردن
paralleling موازی کردن برابر کردن
parallelled موازی کردن برابر کردن
parallelling موازی کردن برابر کردن
parallels موازی کردن برابر کردن
paralleled بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
parallelling بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
parallels بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
paralleling بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
parallelled بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
parallel بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
carding brush شانه حلاجی یا کیله جهت موازی کردن الیاف به روش دستی
universal قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
collimate تنظیم کردن هرنوع تجهیزات اپتیکی برای داشتن پرتو نوری موازی از یک منبع نقطهای نور یا برعکس
infinity method روش موازی کردن دو خط تارموی دوربین تنظیم دوربین در بینهایت
paralleled موازی
parallelling موازی
parallels موازی
parallelled موازی
paralleling موازی
two parallel lines دو خط موازی
parallel ruler خط کش موازی
shunt موازی
shunted موازی
shunts موازی
coaxial موازی
parallel موازی
parallel interface رابط موازی
parallel adder افزایشگر موازی
parallelled برابر خط موازی
parallel cells یاختههای موازی
parallel circuit مدار موازی
parallel column ستونهای موازی
parallel operation عملکرد موازی
parallel computer کامپیوتر موازی
parallel connection اتصال موازی
parallel conversion تبدیل موازی
parallel feed خورد موازی
parallel operation عمل موازی
parallel access دستیابی موازی
shunts مقاومت موازی
shunted مقاومت موازی
machinist vise گیره موازی
shunt مقاومت موازی
parallelling برابر خط موازی
axially parallel موازی محوری
shunt element عنصر موازی
antiparalle موازی ناهمسو
parallel sheaf مروحه موازی
shunt capacitor خازن موازی
serioprallel دنبالهای و موازی
parallels برابر خط موازی
parallel operation عملیات موازی
parallel برابر خط موازی
parallel run اجرای موازی
along موازی با طول
centronics interface رابط موازی
parallel processor موازی پرداز
parallel storage انباره موازی
paralleled برابر خط موازی
parallel storage انبارش موازی
parallel system شبکه موازی
doube bead گچ بری موازی
parallel transmission مخابره موازی
collimator موازی ساز
parallel transmission انتقال موازی
parallel transmission ارسال موازی
running in parallel پردازش موازی
parallel port درگاه موازی
parallel processing پردازش موازی
parallel printing چاپ موازی
paralleling برابر خط موازی
parallel printer چاپگر موازی
parallel processor پردازنده موازی
parallel reading خواندن موازی
pyeonhi seogi موازی ایستادن
parallel clamp گیره پیچی موازی
collimate موازی قرار دادن
branch extension اتصال موازی فرعی
clamp base vise گیره با فکهای موازی
to flatten out موازی زمین پروازکردن
to flatten out بازمین موازی شدن
series parallel connection اتصال زنجیری- موازی
series parallel connection اتصال سری- موازی
bowling crease خط موازی جلوی پایه ها
flash معدن موازی سریع A/D.
flashed معدن موازی سریع A/D.
flashes معدن موازی سریع A/D.
twentyfive yard line خط 52 یاردی موازی خط پایانی
twentyfive خط 52 یاردی موازی با خط دروازه
to draw parallels خطهای موازی کشیدن
gules خطوط موازی عمودی
trimaran قایق با 3 بدنه موازی
ideal paralleling مدار موازی ایده ال
parallel resonant circuit مدار همنوای موازی
trimarans قایق با 3 بدنه موازی
parallel search storage انباره جستجوی موازی
parallel adder جمع کننده موازی
parallel input output ورودی و خروجی موازی
five yard line خط داخلی و موازی خط کناری
multiple transformer مبدل با اتصال موازی
jet turn چرخش موازی اسکی ها
parallel gap welder جوشگر شکاف موازی
parallel access با دست یابی موازی
offside line خط فرضی موازی با دروازه
parallel trussed girder تیر شبکهای موازی
one point perspective پرسپکتیو همرو یا موازی
parallel perspective پرسپکتیو همرو یا موازی
endline خطوط موازی با 04 مترفاصله
dual دو لیست موازی جدا از اطلاعات
connect in parallel بطور موازی اتصال دادن
to decline from the parallel از حالت موازی خارج شدن
chitary jireugi ضربه مشت موازی یا افقی
series parallel dimming اتصال زنجیری- موازی لامپها
stramline flow جریان موازی یابی ممانعت
paralleled خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
petri nets مدل نمایش سیستمهای همزمان یا موازی
railings تولیدخطوط موازی روی صفحه رادار
railing تولیدخطوط موازی روی صفحه رادار
multidimensional تعداد آرایههای موازی به همراه عمق
parallel خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
strainght running فرود در مسیر مستقیم بااسکیهای موازی
parallelled خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
paralleling خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
lateral افقی راهرو زیرزمینی موازی جبهه
stria نوار باریک هریک از خطوط موازی
parallelling خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
t square خطکش مخصوص ترسیم خطوط موازی
magnetic shunt اتصال شنت موازی فرعی مغناطیسی
choir-aisle [راهرو موازی از شبستان به جایگاه همسرایان]
parallels خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
rejector اندوکتانس موازی برای وازدن یک فرکانس
narani seogi ایستادن موازی پاها همعرض شانه
bicylindrical دارای دو سطح استوانهای بامحورهای موازی
bit parallel طراحی و یا بکارگیری تکنیک انتقال موازی
arrays آرایهای از چندین آرایه دو بعدی به صورت موازی
gauge railway فاصله استاندارد دو ریل موازی راه اهن
parallelled داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
array آرایهای از چندین آرایه دو بعدی به صورت موازی
gangplow گاو اهنی که شیارهای موازی ایجاد کند
input/output داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
parallels داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
paralleled وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
paralleling داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
paralleling وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
x plate صفحات قائم موازی در لوله اشعه کاتدی
parallelled وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
parallelling وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
parallels وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
parallelling داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
parallel وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
parallel داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
force displaced in parallel [بردار] نیروی بطور موازی جابجا شده
contact lights چراغهای سفید در دو طرف باند موازی با خط مرکز ان
paralleled داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
interfaces پورت ورودی /خروجی موازی و واسط DMA است
stem turn پیچ موازی با گام برداشتن اسکی کوهی یا درهای
serials قطعه الکترونیکی که داده سریال را به موازی تبدیل میکند
interface پورت ورودی /خروجی موازی و واسط DMA است
serial قطعه الکترونیکی که داده سریال را به موازی تبدیل میکند
fishbone mine سیستم مین گذاری که به صورت شاخههای موازی است
connexions اتصالی به کامپیوتر که اجازه ارسال داده موازی میدهد
connection اتصالی به کامپیوتر که اجازه ارسال داده موازی میدهد
hexapla کتاب شش متنی که متنهای گوناگون رادرستونهای موازی نشان دهد
port مدار و اتصالی که امکان ارسال و دریافت داده موازی میدهد
laid paper کاغذی که در متن اصلی ان خطوط موازی وجود داشته باشد
word کلمات داده ارسالی در امتداد باس موازی یکی پس از دیگری
paralleling تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
parallelled مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
centronics interface واسط چاپ موازی که توسط Centronics Inc پیشنهاد شده است
parallels مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
paralleled تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
parallels تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
paralleled مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
parallel مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
parallelling تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
paralleling مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
infinity مسافت شی از دید شخصی که اشعههای نور از شی موازی دیده می شوند.
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com