English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (41 milliseconds)
English Persian
to lay in a stock موجودی تهیه کردن
Other Matches
laying up تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
perpetual inventory فهرست دائمی موجودی موجودی دائم
stockade جزء موجودی نگهداشتن موجودی انبار
stock evaluation بررسی موجودی انبار ارزیابی موجودی
earmarked stock موجودی تخصیص یافته موجودی اختصاصی
stockades جزء موجودی نگهداشتن موجودی انبار
purveyed تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purvey تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys تهیه کردن سورسات تهیه کردن
supply تکمیل کردن موجودی ذخیره
supplied تکمیل کردن موجودی ذخیره
supplying تکمیل کردن موجودی ذخیره
stock موجودی موجودی کالا
stocked موجودی موجودی کالا
To take an invevtory. صورت برداری کردن ( موجودی گرفتن )
overstock زیاد ذخیره کردن موجودی بیش از حدلزوم داشتن
purveyed تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys تهیه اذوقه تهیه سورسات
schematize بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
pre engage ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
to pull off something [contract, job etc.] چیزی را تهیه کردن [تامین کردن] [شغلی یا قراردادی]
castellation تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
procured تهیه کردن
procures تهیه کردن
to find in تهیه کردن
processes تهیه کردن
procure تهیه کردن
supply تهیه کردن
procuring تهیه کردن
process تهیه کردن
affording تهیه کردن
supplying تهیه کردن
afforded تهیه کردن
afford تهیه کردن
blends تهیه کردن
affords تهیه کردن
administer تهیه کردن
administered تهیه کردن
blend تهیه کردن
administering تهیه کردن
administers تهیه کردن
preparing تهیه کردن
provides تهیه کردن
provision تهیه کردن
catering تهیه کردن
catered تهیه کردن
cater تهیه کردن
prepares تهیه کردن
caters تهیه کردن
prepare تهیه کردن
provide تهیه کردن
supplied تهیه کردن
back up کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
orchestrates هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
back-up کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
orchestrate هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrated هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrating هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
conserves کنسرو تهیه کردن
conserving کنسرو تهیه کردن
programme برنامه تهیه کردن
programmes برنامه تهیه کردن
quadruplicate در چهارنسخه تهیه کردن
process تهیه و تولید کردن
fund تهیه وجه کردن
funded تهیه وجه کردن
program برنامه تهیه کردن
conserved کنسرو تهیه کردن
bills تهیه کردن صورتحساب
extemporises فورا تهیه کردن
extemporised فورا تهیه کردن
processes تهیه و تولید کردن
gets تهیه کردن فهمیدن
effigy تمثال تهیه کردن
effigies تمثال تهیه کردن
enable تهیه کردن برای
programs برنامه تهیه کردن
get تهیه کردن فهمیدن
extemporising فورا تهیه کردن
extemporize فورا تهیه کردن
extemporized فورا تهیه کردن
bill تهیه کردن صورتحساب
prearrange قبلا تهیه کردن
conserve کنسرو تهیه کردن
enabling تهیه کردن برای
enables تهیه کردن برای
whomp up بسرعت تهیه کردن
enabled تهیه کردن برای
extemporizing فورا تهیه کردن
extemporizes فورا تهیه کردن
getting تهیه کردن فهمیدن
harnessed اشیاء تهیه کردن
harness اشیاء تهیه کردن
triplicate در سه نسخه تهیه کردن
preparation تهیه کردن اتش
harnessing اشیاء تهیه کردن
preparations تهیه کردن اتش
mush حریره اردذرت تهیه کردن
bossing نقش برجسته تهیه کردن
scabble زمخت وناصاف تهیه کردن
finance بودجه چیزی را تهیه کردن
drafts تهیه کردن پیش نویس
finances بودجه چیزی را تهیه کردن
drafted تهیه کردن پیش نویس
to serve the city with water اب برای شهر تهیه کردن
draft تهیه کردن پیش نویس
aminister تهیه کردن بکار بردن
financed بودجه چیزی را تهیه کردن
handwrite نسخه خطی تهیه کردن
bossed نقش برجسته تهیه کردن
circumstantiate امارات لازمه را تهیه کردن
to draw up تهیه کردن درصف اوردن
to raise funds تهیه وجه یاسرمایه کردن
to provide for old age برای پیری تهیه کردن
financing بودجه چیزی را تهیه کردن
boss نقش برجسته تهیه کردن
bosses نقش برجسته تهیه کردن
financing علم دارایی تهیه پول کردن
develop توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
revictual دوباره غذا یا خواربار تهیه کردن
develops توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
munition تدارکات جنگ افزار تهیه کردن
financed علم دارایی تهیه پول کردن
outlines مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outline مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlined مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlining مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
finances علم دارایی تهیه پول کردن
finance علم دارایی تهیه پول کردن
preparative تدارکی مربوط به تهیه کردن چیزی
mekeready تهیه واماده کردن فرم وصفحه و گراور
formulation تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
mekeready وسایل تهیه کردن فرم وصفحه بندی
periodic stock check کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
procurement تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
finances درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
finance درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
financing درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
furnish تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishing تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishes تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
financed درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
bookings نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
booking نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
makes تهیه کردن طرح کردن
put out تهیه کردن اشفته کردن
furnish مزین کردن تهیه کردن
make تهیه کردن طرح کردن
furnishing مزین کردن تهیه کردن
to draw out تهیه کردن طرح کردن
furnishes مزین کردن تهیه کردن
To make reservations. To book seats. جا تهیه کردن ( رزرو کردن )
map compilation تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
projection print روش تهیه نقشه یا عکس بااستفاده از روش بزرگ کردن یا کوچک کردن فیلم یک عکس دیگر چاپ تصویری
assets موجودی
supplies موجودی
storing موجودی
minimum stock level موجودی
repertoire موجودی
store موجودی
stock موجودی
holding موجودی
balance in hand موجودی
stocked موجودی
surplus stock موجودی اضافی
stock موجودی ذخیره
inventory لیست موجودی
capital stock موجودی سرمایه
stock موجودی انبار
surplus stock موجودی مازاد
inventory موجودی کالا
stocked به موجودی افزودن
stocked موجودی ذخیره
stock audit حسابرسی موجودی
stock adjustment تطبیق موجودی
stock adjustment تعدیل موجودی
stock accounting حسابداری موجودی
stock account حساب موجودی
inventory فهرست موجودی
stock control کنترل موجودی
idle stock موجودی بی مصرف
stock record سابقه موجودی
stock taking رسیدگی به موجودی
stock valuation ارزیابی موجودی
quick assets موجودی نقدشو
stocked موجودی انبار
stock check کنترل موجودی
exhaust bin level اتمام موجودی
excess stock موجودی مازاد
inventory discrepancy اختلاف موجودی
inventories موجودی کالا
out of stock;ex stock از موجودی یاذخیره
complete inventory موجودی کامل
safety stock موجودی تضمینی
supply موجودی لزوم
inventory management مدیریت موجودی
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com