English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (29 milliseconds)
English Persian
stick one's neck out <idiom> مورد حمایت قراردادن ،ریسک کردن
Other Matches
litigated دعوی کردن مورد اعتراض قراردادن
litigates دعوی کردن مورد اعتراض قراردادن
litigating دعوی کردن مورد اعتراض قراردادن
litigate دعوی کردن مورد اعتراض قراردادن
interrogating مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
interrogate مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
interrogated مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
interrogates مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
criticising مورد انتقاد قراردادن
make for مورد حمله قراردادن
scrutinising مورد مداقه قراردادن
impugn مورد اعتراض قراردادن
admire مورد شگفت قراردادن
scrutinised مورد مداقه قراردادن
oppugn مورد بحث قراردادن
criticises مورد انتقاد قراردادن
scrutinized مورد مداقه قراردادن
scrutinizes مورد مداقه قراردادن
scrutinizing مورد مداقه قراردادن
impugns مورد اعتراض قراردادن
scrutinize مورد مداقه قراردادن
admired مورد شگفت قراردادن
admires مورد شگفت قراردادن
scrutinises مورد مداقه قراردادن
criticised مورد انتقاد قراردادن
criticize مورد انتقاد قراردادن
to put to use مورد استفاده قراردادن
to take into consideration مورد رسیدگی قراردادن
To take into consideration. To consider. مورد توجه قراردادن
impugned مورد اعتراض قراردادن
impugning مورد اعتراض قراردادن
criticizing مورد انتقاد قراردادن
criticizes مورد انتقاد قراردادن
criticized مورد انتقاد قراردادن
impugn مورد اعتراض یا تکذیب قراردادن
shell off با نارنجک مورد حمله قراردادن
impugning مورد اعتراض یا تکذیب قراردادن
contest مورد تردید یا اعتراض قراردادن
impugned مورد اعتراض یا تکذیب قراردادن
to be under fire سخت مورد انتقاد قراردادن
contesting مورد تردید یا اعتراض قراردادن
contests مورد تردید یا اعتراض قراردادن
contested مورد تردید یا اعتراض قراردادن
impugns مورد اعتراض یا تکذیب قراردادن
talk over مورد بحث ومذاکره مجدد قراردادن
talk up بانظر مساعد مورد بحث قراردادن
property in action مال قابل مطالبه از طریق قانونی مالکیت مورد حمایت قانون
challenged مورد اعتراض یا تردید قراردادن اعتراض و ایراد به عضویا اعضا هیات منصفه انتخاب شده
challenges مورد اعتراض یا تردید قراردادن اعتراض و ایراد به عضویا اعضا هیات منصفه انتخاب شده
challenge مورد اعتراض یا تردید قراردادن اعتراض و ایراد به عضویا اعضا هیات منصفه انتخاب شده
to incur a risk ریسک کردن
skate on thin ice <idiom> ریسک کردن
von neuman morgensterm utility index شاخص مطلوبیت ون نیومن مورگن استرن منظورشاخص عددی برای مطلوبیت مورد انتظار استکه دروضعیت ریسک و نامطمئنی ازاین شاخص استفاده میشود .ازنظر ریاضی این شاخص درحقیقت امید ریاضی مژلوبیت کل است
risked احتمال خطر ریسک کردن
risks احتمال خطر ریسک کردن
risk احتمال خطر ریسک کردن
risking احتمال خطر ریسک کردن
protective duty حقوق و عوارض حمایتی حقوق گمرکی حمایت کننده حقوقی که جهت حمایت ازکالاهای داخلی وضع میگردد
To twist the lions tail . با دم شیر باز ؟ کرد ؟ ( جسارت یا ریسک کردن )
foster تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
defend حمایت کردن
aid حمایت کردن
to agitate [for] حمایت کردن
vindicated حمایت کردن از
vindicate حمایت کردن از
defended حمایت کردن
aided حمایت کردن
to defend [from] حمایت کردن [از]
aiding حمایت کردن
upholds حمایت کردن از
sustained حمایت کردن از
sustain حمایت کردن از
protecting حمایت کردن
protects حمایت کردن
propugn حمایت کردن از
maintrain حمایت کردن از
sustains حمایت کردن از
to take under one's wing حمایت کردن
defends حمایت کردن
vindicates حمایت کردن از
uphold حمایت کردن از
support حمایت کردن
vindicating حمایت کردن از
protect حمایت کردن
defending حمایت کردن
espousing شوهردادن حمایت کردن از
stead گذاشتن حمایت کردن
espouse شوهردادن حمایت کردن از
assists پیوستن به حمایت کردن از
assisted پیوستن به حمایت کردن از
espouses شوهردادن حمایت کردن از
assist پیوستن به حمایت کردن از
assisting پیوستن به حمایت کردن از
espoused شوهردادن حمایت کردن از
support حمایت یاتقویت کردن تحمل کردن اثبات کردن
maintains حمایت کردن از مدعی بودن
maintained حمایت کردن از مدعی بودن
maintain حمایت کردن از مدعی بودن
to stand by a person از کسی پشتی یا حمایت یانگهداری کردن
to stand up for پشتی یا حمایت کردن از طرفداری کردن از
putting قراردادن تحمیل کردن بر
fix تعیین کردن قراردادن
put قراردادن تحمیل کردن بر
fixes تعیین کردن قراردادن
puts قراردادن تحمیل کردن بر
bias تحت تاثیر قراردادن تبعیض کردن
biases تحت تاثیر قراردادن تبعیض کردن
stick up for <idiom> کمک کردن ،حمایت کردن
asserts حمایت کردن ازاد کردن
assert حمایت کردن ازاد کردن
to give a knee to حمایت کردن تایید کردن
asserted حمایت کردن ازاد کردن
asserting حمایت کردن ازاد کردن
chronologize بترتیب زمان قراردادن موافق تاریخ مرتب کردن
risk ریسک
risks ریسک
risking ریسک
risked ریسک
ventured مبادرت ریسک
riskiest ریسک دار
risky ریسک دار
riskier ریسک دار
emergency risk ریسک اضطراری
venture مبادرت ریسک
ventures مبادرت ریسک
risk lover طرفدار ریسک
titmouse چرخ ریسک
balancing of portfolio پوشاندن ریسک
venturing مبادرت ریسک
recaption مقابله به مثل کردن در مورد ضبط اموال یازندانی کردن زن و فرزند وخدمه شخص
popularize مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularizes مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularizing مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularises مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularised مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularized مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularising مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
risks مخاطره ریسک خطر
at owner's risks ریسک به عهده مالک
owner's risk ریسک صاحب کالا
risking مخاطره ریسک خطر
risk مخاطره ریسک خطر
risked مخاطره ریسک خطر
risk avoider اجتناب کننده از ریسک
producer's risk ریسک تولید کننده
Don't push your luck! [این وضعیت را] ریسک نکن!
dicey <idiom> ریسک دار [اصطلاح روزمره]
hairy <idiom> ریسک دار [اصطلاح روزمره]
He took his chance. او [مرد] این ریسک را کرد.
cleanest کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleaned کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
clean کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleans کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
to make observations [about] [on] تامل کردن [در مورد] [به]
This is a calculated risk. این یک ریسک حساب شده است
carrier's risk ریسک به عهده شرکت حمل ونقل
to grumble about the weather مورد هوا گله کردن
call option خیارمشتری در مورد کم کردن ثمن
to weigh in [on something] اظهار نظر کردن [در مورد چیزی]
to gather information [about; on] جمع آوری کردن اطلاعات [در مورد]
discards خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
condemn مورد اعتراض قرار دادن تخط ئه کردن
discarding خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
condemning مورد اعتراض قرار دادن تخط ئه کردن
discard خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
to beg the question نکته مورد منازعه رامسلم فرض کردن
discarded خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
condemns مورد اعتراض قرار دادن تخط ئه کردن
utilising مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilised مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilises مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizes مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
lionize مورد توجه زیاد قرار گرفتن شیر کردن
utilizing مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
hold court <idiom> همانند شاه وملکه دربین موضوع مورد بحث عمل کردن
patronage حمایت
sponsorship حمایت
support حمایت
abetment حمایت
belay حمایت
protection حمایت
lee حمایت
aiding حمایت
aided حمایت
aid حمایت
protectorship حمایت
egis حمایت
advocation حمایت
vindication حمایت
auspices حمایت
in suppotrtof به حمایت
hard hyphen خط کجی که به هنگام هجی کردن مورد نیاز بوده وهمیشه چاپ می گردد
price support حمایت قیمت
overprotection حمایت مفرط
vindicable حمایت کردنی
covering a man حمایت فوروارد
belayer حمایت کننده
maintenance حمایت خرجی
emotional support حمایت عاطفی
shelter محافظت حمایت
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com