Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
English
Persian
over and over
<idiom>
مکرا تکرار کردن
Other Matches
repeats
تکرار کردن تکرار شدن
repeat
تکرار کردن تکرار شدن
quoted
تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
quote
تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
quotes
تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
repeater coil
سیم پیچ تکرار کننده صدا کوبیل تکرار
recidivism
تکرار جرم یا تکرار عمل ضداجتماعی
reiterate
تکرار کردن
replicated
تکرار کردن
reiterates
تکرار کردن
reiterated
تکرار کردن
reiterating
تکرار کردن
renew
تکرار کردن
replicating
تکرار کردن
replicates
تکرار کردن
replicate
تکرار کردن
repeat
تکرار کردن
ingeminate
تکرار کردن
renewing
تکرار کردن
repeats
تکرار کردن
iterate
تکرار کردن
renews
تکرار کردن
frequenting
مکرر رفت وامد زیاد کردن در تکرار کردن
frequents
مکرر رفت وامد زیاد کردن در تکرار کردن
frequent
مکرر رفت وامد زیاد کردن در تکرار کردن
frequented
مکرر رفت وامد زیاد کردن در تکرار کردن
to make repeat
وادار به تکرار کردن
reduplicate
تکرار کردن دوچندان
ingeminate
تکرار و تاکید کردن
recapitulates
رئوس مطالب را تکرار کردن
recapitulating
رئوس مطالب را تکرار کردن
repeat
مکرر کردن تکرار شدن
recapitulated
رئوس مطالب را تکرار کردن
repeats
مکرر کردن تکرار شدن
recapitulate
رئوس مطالب را تکرار کردن
backtell
رله کردن دستورات تکرار فرامین
to repeat oneself
کاریا گفته خودرا تکرار کردن
gyro repeater
تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
recapitulation
تکرار
ingemination
تکرار
recapitulations
تکرار
repetition
تکرار
repeats
تکرار
frequencies
تکرار
repeat
تکرار
frequency
تکرار
a lot of times
<adv.>
به تکرار
frequently
<adv.>
به تکرار
many times
<adv.>
به تکرار
iterance
تکرار
practicing
تکرار
frequentness
تکرار
frequentation
تکرار
reduplication
تکرار
frequence
تکرار
replication
تکرار
duplication
تکرار
rehearsals
تکرار
practise
تکرار
practises
تکرار
often
<adv.>
به تکرار
oft
[archaic, literary]
<adv.>
به تکرار
on any number of occasions
<adv.>
به تکرار
regularly
[often]
<adv.>
به تکرار
practice
تکرار
tautology
تکرار
recidivism
تکرار
iteration
تکرار
practising
تکرار
tautologies
تکرار
rehearsal
تکرار
epanalepsis
تکرار
renewals
تکرار
reiteration
تکرار
renewal
تکرار
repetitions
تکرار
recurs
تکرار شدن
to repeat oneself
تکرار شدن
merism
تکرار متشابهات
iterant
تکرار کننده
pulse repetition
تکرار ضربان
iterable
تکرار کردنی
frequency of vibration
تکرار ارتعاش
Come again
<idiom>
دوباره تکرار کن.
repeat counter
شمارنده تکرار
repeat key
کلید تکرار
typematic key
کلید تکرار
repeat
تکرار کنید
iterative
تکرار کننده
recurred
تکرار شدن
recur
تکرار شدن
auto repeat
خود تکرار
palilogy
تکرار تاکیدی
recidivism
تکرار جرم
repeat
تکرار تجدید
pleonasm
تکرار بیمورد
pulse repetition
تکرار تپش
tautologic
بیهوده تکرار کن
iterative
تکرار شده
repeatability
قابلیت تکرار
repeatable
قابل تکرار
replication
پاسخگویی تکرار
reptition compulstion
وسواس تکرار
use
تکرار ممارست
repetition
باز گو تکرار
rehearsals
تکرار مجدد
uses
تکرار ممارست
frequents
تکرار شونده
rehearsal
تکرار مجدد
frequenting
تکرار شونده
rehearsal
تکرار عملیات
frequented
تکرار شونده
repetitions
باز گو تکرار
frequent
تکرار شونده
repeats
تکرار تجدید
ibidem
تکرار میشود
repetition instruction
دستوالعمل تکرار
repeats
تکرار کنید
repeater
تکرار کننده
repetition instruction
دستورالعمل تکرار
repetition of an act
تکرار کاری
repetition of position
تکرار وضعیت
repetitous
تکرار کننده
circular frequency
تکرار دورانی
rehearsals
تکرار عملیات
recurring costs
هزینههای تکرار شونده
autorepeat key
کلید تکرار خودکار
recidivation
بازگشت به تکرار جنایات
recidivism
بازگشت به تکرار جنایات
repeat action key
کلید تکرار عمل
overeun error
خطای تکرار شده
frequency function
تابع تکرار
[ریاضی]
polysyndeton
تکرار حرف ربط
regenerative repeater
تکرار کننده باززا
spaced repetition
تکرار فاصله دار
duplication check
مقابله از راه تکرار
recapitulations
تکرار رشدو نمو
recidivists
تکرار کننده جرم
recidivists
عامل تکرار جرم
recapitulation
تکرار رئوس مطالب
recapitulation
تکرار رشدو نمو
recidivist
عامل تکرار جرم
recidivist
تکرار کننده جرم
recapitulations
تکرار رئوس مطالب
cyclic
عملی که مرتب تکرار میشود
rehashed
تکرار مکررات چیز تکراری
rehash
تکرار مکررات چیز تکراری
iteration
تکرار یک برنامه برای حل مشکل
cycles
تعداد دفعات تکرار یک حلقه
that will be the day
<idiom>
چیزی که هرگز تکرار نخواهد شد
unfrequented
دور افتاده تکرار نشدنی
cumulative distribution function
تابع تکرار تجمعی
[ریاضی]
name plugging
تکرار نام یا علامت تجارتی
cycled
تعداد دفعات تکرار یک حلقه
rehashes
تکرار مکررات چیز تکراری
cycle
تعداد دفعات تکرار یک حلقه
anaphora
تکرار یک یا چند عبارت متوالی
monotone
صدای یکنواخت تکرار هماهنگ
theme song
ملودی یا قطعه موسیقی تکرار شونده
iterative process
فرآیندی که تکرار میشود تا به شرطی برسد
superfix
تکرار مرتب ومداوم موضوعی درسخن
loops
برنامه کامپیوتری که مرتب تکرار شود
to walk
به تکرار ظاهر شدن روحی به محلی
let
ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
letting
ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
to haunt
به تکرار ظاهر شدن روحی به محلی
looped
برنامه کامپیوتری که مرتب تکرار شود
lets
ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
loop
برنامه کامپیوتری که مرتب تکرار شود
force
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
loop
ترتیب دستورات که تا وقوع یک شرط تکرار می شوند
loops
ترتیب دستورات که تا وقوع یک شرط تکرار می شوند
raise a fuss
<idiom>
قول برای تکرار دعوت درتاریخی دیگر
patterns
مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
forcing
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
pattern
مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
brush up on something
<idiom>
تکرار(مرور)چیزی که ازقبل یادگرفته شده
demand frequency
نواخت تکرار درخواستها تعداد درخواستهای رسیده
forces
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
looped
ترتیب دستورات که تا وقوع یک شرط تکرار می شوند
loops
ثباتی که حاوی تعداد دفعات تکرار حلقه است
loop
ثباتی که حاوی تعداد دفعات تکرار حلقه است
wait loop
پردازندهای که یک حلقه برنامه را تکرار میکند تا عملی رخ دهد
repeating key
روش رمزی که همراه با تکرار یک کلید رمز میباشد
looped
ثباتی که حاوی تعداد دفعات تکرار حلقه است
Could you repeat what you said, please?
میشود لطفا آن چیزی را که گفتید دوباره تکرار کنید؟
drop repeat
واگیره
[تکرار یک نقش بصورت قرینه و در طول فرش]
cycled
تعداد زمان هایی که یک مجموعه دستورات تکرار شده یا می شوند
cycles
تعداد زمان هایی که یک مجموعه دستورات تکرار شده یا می شوند
echolalia
تکرار و تقلید سخنان دیگران که گاهی نوعی مرض میشود
cycle
تعداد زمان هایی که یک مجموعه دستورات تکرار شده یا می شوند
pseudo random
رشته تولید شده تصادفی که در مدت طولانی تکرار بشود
nowel
کلمه ایست که درسرود خوانی و هلهلههای عید میلادمسیح تکرار میکنند
repeats
کلیدی روی صفحه کلید که حرف انتخاب شده را تکرار میکند
repeat
کلیدی روی صفحه کلید که حرف انتخاب شده را تکرار میکند
typematic
هر کاراکتر صفحه کلید که تاوقتی بر ان فشار وارد میشود تکرار می گردد
for next loop
حلقه یا تابعی که تکرار میشود تا وقتی که شرط دیگر صدق نکند
endless
بخش متمادی نواز ضبط یا چندین دستور کامپیوتری که پیامی تکرار میشود
overlap
روی هم امدن لبه دو ورقه ویا تکرار کناره یک تصویر دردو چارچوب
auto
امکان تکرار مجدد حرف در صورتی که کلید پایین نگه داشته شود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com