Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (24 milliseconds)
English
Persian
mechanical sweep
مین جمع کردن به طریقه خودکار
Other Matches
automates
بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
automating
بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
automated
بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
automate
بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
stereography
طریقه برجسته نگاری یا رسم ارتفاعات به طریقه استریوسکوپی
caged storage
انبار کردن به طریقه محصور
honey combing
روش انبار کردن و تخلیه کالاها به طریقه لانه زنبوری و خوشهای
synchroreceiver
دستگاه گیرنده خودکار یا بستن خودکار فرامین کنترل اتش به توپ ضد هوایی
automatic error correction
تصحیح خودکار اشتباه اصلاح خودکار خطا
automatic programming
روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
plenum method
طریقه تهویه مکانی بوسیله بزورداخل کردن هوای تازه دران هوای رابیرون کند
link encryption
خودکار کردن سیستم رمز اتصال سیستم رمز به یک سیستم مخابراتی خودکار
autoloader
اسلحه خودکار یا نیمه خودکار
automatic
خودکار مربوط به ماشینهای خودکار
automatics
خودکار مربوط به ماشینهای خودکار
automatic check
کنترل خودکار بررسی خودکار
submachinegun
مسلسل خودکار یانیمه خودکار
automatic pilots
وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
automatic pilot
وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
automation
خودکار کردن
automate
خودکار کردن
automatize
خودکار کردن
automating
خودکار کردن
automates
خودکار کردن
automatization
خودکار کردن
automated
خودکار کردن
automatic spark advance
میزان کردن خودکار
chucking automatic
مهار کردن خودکار
automatize
خودکار کردن یک وسیله دستی
semi automatic advance
میزان کردن نیم خودکار
goldie
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
methode
طریقه
method
طریقه
systems
طریقه
form
طریقه
system
طریقه
formed
طریقه
genre
طریقه
genres
طریقه
forms
طریقه
way
طریقه
methods
طریقه
structure
طریقه
manner
طریقه
lins donawitz process
طریقه ال دی
aided tracking
سیستم ردیابی خودکار سیستم تعقیب خودکار هدفها
battery control central
مرکز تلفن خودکار اتشبار مرکز کنترل خودکار
modes
طرز طریقه
acoustic
به طریقه صوتی
fashions
طرز طریقه
mode
طرز طریقه
fashioning
طرز طریقه
absolutism
طریقه مطلقه
fashion
طرز طریقه
fashioned
طرز طریقه
routines
طریقه عادی
solemn form
طریقه رسمی
routine
طریقه عادی
routinely
طریقه عادی
processes
روند طریقه
method
راه طریقه
methods
راه طریقه
process
روند طریقه
shortcut
طریقه اقتصادی
contact print
چاپ به طریقه تماس
method of measurment
طریقه اندازه گیری
sand cone method
طریقه جابجایی ماسه
power press extrusion
طریقه اشترانق پرس
measuring method
طریقه اندازه گیری
procedure
رویه طریقه فرایند
the manner of doing any thing
روش یا طریقه کاری
facture
عمل یا طریقه ساختن هرچیزی
centralized control
انجام کنترل به طریقه تمرکزی
international practice
طریقه معمول به بین المللی
autos
امکان بار کردن خودکار برنامه پس از روشن شدن کامپیوتر
auto
امکان بار کردن خودکار برنامه پس از روشن شدن کامپیوتر
magnetic anomaly detection gear
دستگاه اکتشاف زیردریایی به طریقه مغناطیسی
brinell hardness test
طریقه اندازه گیری سختی برینل
centrifugal casting process
طریقه ریخته گری گریز از مرکز
acoustical surveillance
اکتشاف وتجسس هدفها به طریقه صوتی
aerodynamic missile
موشکی که به طریقه ایرودینامیکی کار میکند
automated teller machine
ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار
pedrail
اسباب خودکار برای اسان کردن حرکت ماشینهای سنگین در جادههای ناهموار
rod float
تعیین سرعت اب در کانال به طریقه جسم شناور
sonne photography
روش عکاسی به طریقه عکسبرداری از یک نوار ممتدزمین
stereocomparagraph
دستگاه رسم خطوط میزان منحنی به طریقه استریوسکوپی
horizontal clock system
طریقه هواسنجی برای به دست اوردن جهت باد
wisest
کلمه پسوندیست بمعنی "راه وروش و طریقه و جنبه " و"عاقل "
wise
کلمه پسوندیست بمعنی "راه وروش و طریقه و جنبه " و"عاقل "
wiser
کلمه پسوندیست بمعنی "راه وروش و طریقه و جنبه " و"عاقل "
a penny for your thoughts
<idiom>
[طریقه ای پرسش در مورد اینکه طرف مقابل به چی فکر می کند؟]
subaqueous ranging
طریقه اکتشاف و تعیین محل هدفهای غیرقابل رویت دریایی
stereophotogrammetry
تهیه و رسم نقشه جات ازروی عکس هوایی به طریقه برجسته بینی و استریوسکوپی
autos
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
auto
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
ism
پسوندی بمعنی >عمل < و>کار< و >طریقه عمل < و>حالت < و >شرط < و >پیروی <
pibal
تعیین جهت وزش باد به طریقه بصری دیدبانی بصری
gyro pilot
سیستم هدایت خودکار ناو هدایت ژیروسکوپی ناو هدایت نجومی خودکار ناو
automatic toss
روش پرتاب خودکار بمب پرتاب خودکار بمب
automatic coding
برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه نویسی خودکار
tabulates
مرتب کردن متن در ستون هایی با حرکت نشانه گر به هر ستون جدید به صورت خودکار همان طور که متن تایپ میشود
tabulated
مرتب کردن متن در ستون هایی با حرکت نشانه گر به هر ستون جدید به صورت خودکار همان طور که متن تایپ میشود
tabulate
مرتب کردن متن در ستون هایی با حرکت نشانه گر به هر ستون جدید به صورت خودکار همان طور که متن تایپ میشود
clock method
روش شمارش هدفها به طریقه ساعتی روش شمارش در جهت عقربه ساعت
autonomic
خودکار
mechnical
خودکار
automaticity
خودکار
automatic
خودکار
self-starter
خودکار
self-starters
خودکار
self acting
خودکار
automatous
خودکار
unattended
خودکار
automotive
خودکار
automatics
خودکار
ballpoint pens
خودکار ها
automatic pipet
پی پت خودکار
ballpoints
خودکار ها
auyomated
خودکار
ball pens
خودکار ها
preset
خودکار
pen
خودکار
ballpens
خودکار ها
unmanned
خودکار
semi automatic
نیم خودکار
repeating firearm
اسلحه خودکار
autofeather
فدر خودکار
autogenous welding
جوشکاری خودکار
self destroying
منفجرشونده خودکار
autosave
ضبط خودکار
self loading
پرشونده خودکار
automatism
بطور خودکار
auto starter
استارت خودکار
automatic weapon
سلاح خودکار
automation
خودکار سازی
automatization
خودکار شدن
autotype
چاپ خودکار
autotrace
اثر خودکار
systematic
خودکار سیستماتیک
self test
ازمایش خودکار
semiautomatic
نیمه خودکار
automatic fire
تیراندازی خودکار
automata
ماشینهای خودکار
cutout
فیوز خودکار
sub-machine guns
تیربار خودکار
sub-machine gun
تیربار خودکار
automatic record changer
گرام خودکار
automatic regulation
تنظیم خودکار
automatic computer
کامپیوتر خودکار
automatic rifle
تفنگ خودکار
automatic circuit breaker
مدارشکن خودکار
automatic steering device
سکان خودکار
automatic control
کنترل خودکار
automatic controller
مراقب خودکار
automatic flasher
چشمکزن خودکار
automatic focusing
تمرکز خودکار
automatic drop
اتصال خودکار
door switch
کلید خودکار در
automatic interrupt
قطع خودکار
automatic interrupt
وقفه خودکار
automatic loader
بارکن خودکار
automatic machine
دستگاه خودکار
automatic door switch
کلید خودکار در
automatic mechanism
مکانیزم خودکار
automatic cutout
قطع خودکار
automatic check
ازمایش خودکار
automatons
ماشین خودکار
automaton
ماشین خودکار
automatic throttle
ساسات خودکار
crane track
جرثقیل خودکار
mechanically
بطور خودکار
automatic titrator
تیترکننده خودکار
automatic aiming
تعقیب خودکار
automatic tracking
تعقیب خودکار
automatic treatment
تسویه خودکار
automatic tuning
میزانساز خودکار
automatic fire
اتش خودکار
automatic telephone
تلفن خودکار
automatic check
مقابله خودکار
automatic carriage
تعویض خودکار
automatic buret
بورت خودکار
automatic behavior
رفتار خودکار
automatic bass compensation
بمرسان خودکار
automatic balance
ترازوی خودکار
automatic telephone system
تلفن خودکار
automatic rifle
توپ خودکار
autotrack
تعقیب خودکار
automated office
دفتر خودکار
automatically
بطور خودکار
automatics
دستگاه خودکار
robots
دستگاه خودکار
coach screw
پیچ خودکار
fully automatic
کاملا" خودکار
push botton
وسایل خودکار
full automatic
تماما" خودکار
ball point pen
قلم خودکار
flashgun
فلاش خودکار
flashguns
فلاش خودکار
automation
اتوماسیون خودکار
robot
دستگاه خودکار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com