Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 237 (47 milliseconds)
English
Persian
keynote
نطق اصلی کردن
keynotes
نطق اصلی کردن
Search result with all words
elegant
یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
source
1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
decomposing
تجزیه کردن و جدا کردن عناصر اصلی یک ماده مرکب
fail
سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
failed
سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
fails
سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
move
کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
moved
کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
moves
کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
isolation
مبدلی که برای جدا کردن قط عات از اتصال مستقیم با منبع تغذیه الکتریسیته اصلی به کار می رود
log
وارد کردن نشانه یا دستور در انتهای بخش کامپایل برای بستن تمام فایل ها و قط ع کانال بین ترمینال کاربر و کامپیوتر اصلی .
logs
وارد کردن نشانه یا دستور در انتهای بخش کامپایل برای بستن تمام فایل ها و قط ع کانال بین ترمینال کاربر و کامپیوتر اصلی .
detach
جداکردن جدا کردن از یکان اصلی
detaches
جداکردن جدا کردن از یکان اصلی
detaching
جداکردن جدا کردن از یکان اصلی
new
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
new-
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
newer
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
newest
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
staple
فقره اصلی طبقه بندی یا جور کردن
stapled
فقره اصلی طبقه بندی یا جور کردن
stapling
فقره اصلی طبقه بندی یا جور کردن
backout
ذخیره کردن فایل در محل اصلی پیش از اعمال هر گونه تغییر
bituminous paint
رنگی ضخیم و سنگین که جزء اصلی ان قیر بوده و بعنوان رنگ ضد اسید برای کم کردن خوردگی حاصل از بخارات والکترولیت موجود در باطری استفاده میشود
choke bore
روکشی برای سوراخ کردن یاتراش دادن داخل سیلندر که قسمت بالای ان دارای قطری کمتر از قطر اصلی سیلندرمیباشد
DIMM
سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
factorize
تقسیم یک عدد به دو عدد کامل که در اثر ضرب کردن همان عدد اصلی نتیجه شود
internal sort
مرتب کردن برنامه فقط با استفاده از حافظه اصلی سیستم
pooler
وسیلهای برای یکپارچه کردن و یا تبدیل داده کلیدی ورودی به صورتی که قابل قبول کامپیوتر اصلی باشد
recompile
کامپایل کردن برنامه اصلی مجددا پس از اعمال تغییرات یا رفع خطا
refan
جایگزین کردن فن اصلی بافنی با قطر بزرگتر و مراحل کمتر
repristinate
بصورت اصلی برگرداندن دوباره بکر کردن
self compiling compiler
کامپایلری که به زبان اصلی خودش نوشته شده و قابلیت کامپایل کردن خود را نیز دارد
hit the high spots
<idiom>
روی نکته اصلی تمرکز کردن
to act through primary agents
به وسیله پاسخگویان اصلی عمل کردن
Other Matches
VL bus
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
master data file
پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
mastered
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
masters
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura
نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
on board
که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
prototypal
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
main guard
نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
prototypic
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
generation
کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
generations
کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
initial reserves
ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
stapled
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
first generation computer
کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
staple
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
stapling
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
mainstay
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstays
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis
[واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
base unit
یکای اصلی واحد اصلی
base camp
پایگاه اصلی کمپ اصلی
master file
فایل اصلی پرونده اصلی
fundamental unit
یکای اصلی واحد اصلی
expansion slots
شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
matters
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matter
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
externals
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
external
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
FEP
پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
pilot tunnel
تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
authentic document
اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
body
1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
bodies
1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
standby
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standbys
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
echo check
بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
master compass
قطبنمای الکتریکی اصلی قطبنمای اصلی
input/output
فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
primarily
اصلی
isogeny
هم اصلی
proto
اصلی
major
اصلی
cardinal
اصلی
parent
اصلی
initialed
اصلی
initialled
اصلی
germinal
اصلی
ingrown
اصلی
majored
اصلی
main door
در اصلی
mastered
اصلی
primordial
اصلی
rudimental
اصلی
cardinals
اصلی
initialling
اصلی
arch
اصلی
aboriginal
اصلی
principle
اصلی
initials
اصلی
elemental
اصلی
head
اصلی
aboriginals
اصلی
primitive
اصلی
masters
اصلی
original
اصلی
primal
اصلی
arch-
اصلی
functional
اصلی
majoring
اصلی
primary
اصلی
initial
اصلی
intrinsic
اصلی
initialing
اصلی
essentials
اصلی
essential
اصلی
main stem
خط اصلی
arches
اصلی
originals
اصلی
immanent
اصلی
elementarily
اصلی
basics
اصلی
native code
کد اصلی
basic
اصلی
first-hand
اصلی
quintessential
اصلی
texts
اصلی
fundametal
اصلی
firsthand
اصلی
mainlined
اصلی
main attack
تک اصلی
genuine
اصلی
mainlines
خط اصلی
mainlines
اصلی
principal
اصلی
principals
اصلی
primes
اصلی
main
خط اصلی
main
<adj.>
اصلی
seminal
اصلی
line link
خط اصلی
mainlining
خط اصلی
mainlining
اصلی
prime
اصلی
organic
اصلی
primed
اصلی
fundamental
اصلی
quintessential
<adj.>
اصلی
inherent
اصلی
substantive
[essential]
<adj.>
اصلی
vital
<adj.>
اصلی
mainline
اصلی
mainline
خط اصلی
trunk
خط اصلی
elementary
اصلی
main deck
پل اصلی
main line
خط اصلی
radicals
اصلی
text
اصلی
trunks
خط اصلی
normative
اصلی
mainlined
خط اصلی
master
اصلی
major
<adj.>
اصلی
main lines
خط اصلی
radical
اصلی
essential
<adj.>
اصلی
main memory
حافظه اصلی
key currencies
ارزهای اصلی
dominant design
زمینه اصلی
mainspring
دلیل اصلی
main members
قطعات اصلی
main line of resistance
خط مقاومت اصلی
main oscillator
اسیلاتور اصلی
current coil
پیچک اصلی
main mast
دکل اصلی
masters
مدل اصلی
dominant design
طرح اصلی
primary accused
متهم اصلی
main attack
حمله اصلی
main program
برنامه اصلی
main lines
نهر اصلی
main menu
منوی اصلی
mainspring
انگیزه اصلی
main port
بندر اصلی
backing metal
فلز اصلی
main routine
روال اصلی
main anode
اند اصلی
mainstream
مسیر اصلی
parant metal
فلز اصلی
root directory
دایرکتوری اصلی
root name
نام اصلی
main score
نمره اصلی
root segment
بخش اصلی
main sector
بخش اصلی
constituent
جزء اصلی
master
مدل اصلی
main motor
موتور اصلی
innate
لاینفک اصلی
main lines
کانال اصلی
unessential
غیر اصلی
main sail
بادبان اصلی
main patent
ثبت اصلی
main pipe
لوله اصلی
main sequence
رشته اصلی
main line
کانال اصلی
principal in the first degree
مجرم اصلی
main pole
قطب اصلی
constituents
جزء اصلی
root valve
شیر اصلی
headers
لوله اصلی
main drain
زهکش اصلی
pure color
رنگ اصلی
main road
جاده اصلی
main circuit
مدار اصلی
mainframe
سیستم اصلی
main road
راه اصلی
main carburetor
کاربراتور اصلی
main electrode
الکترود اصلی
main distribution
مقسم اصلی
mainframes
سیستم اصلی
main canal
کانال اصلی
main cable
کابل اصلی
main busbar
شمش اصلی
main building
ساختمان اصلی
decompilation
به زبان اصلی
main exchange
مرکز اصلی
main beam
شعاع اصلی
main coil
بوبین اصلی
main effort
تلاش اصلی
main discharge
تخلیه اصلی
meat
غذای اصلی
leading insurer
بیمه گر اصلی
atrium
حیاط اصلی
main direction
جهت اصلی
primary colours
رنگهای اصلی
main current
جریان اصلی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com