Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
English
Persian
stripping
نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
Other Matches
tick mark
علامت گذاری در طول یک ترازو برای معین کردن مقادیر
bench mark
شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
maps
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
map
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
surveys
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
bench check
کارگاه مجهز به دستگاههای ازمایشی علامت نقطه بازرسی نقشه برداری
mapping
نقشه برداری کردن
mark
علامت گذاری کردن
marks
علامت گذاری کردن
mark
نمره گذاری کردن علامت
marks
نمره گذاری کردن علامت
color codig
علامت گذاری کردن مهمات
geodesy
نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
common control
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
traingulation
تقسیم بقطعات سه گوش برای پیمایش یا نقشه برداری
ink
مایع تاریک برای علامت گذاری و یا نوشتن
inks
مایع تاریک برای علامت گذاری و یا نوشتن
geodetic datum
سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
bench mark
نشانهای که ارتفاع ان مشخص است و برای نقشه برداری به عنوان مبنااستفاده میشود
strategy
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategies
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
sea marker
نوعی رنگ یا پودر رنگی که برای علامت گذاری اب دریا به کار می رود
bandaging
نواربندی کردن
bandaged
نواربندی کردن
bandage
نواربندی کردن
burn in
علامت گذاری یک صفحه تلویزیونی یا مانیتور پس از نمایش یک تصویر درخشان برای مدت طولانی
bessel method
پیدا کردن محل توقفگاه به روش بسل سیستم نقشه برداری بسل
stenciled
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilling
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencils
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencil
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciling
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilled
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
trig list
لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
plotter
وسیلهای که در رسام استفاده میشود برای علامت گذاری کاغذ با چجوهر با حرکت آن روی کاغذ
plotters
وسیلهای که در رسام استفاده میشود برای علامت گذاری کاغذ با چجوهر با حرکت آن روی کاغذ
survey station
ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
reseau
شبکه بندی کردن عکس برای انطباق ان با نقشه
hyphen
علامت چاپ برای نشان دادن تقسیم کردن کلمه
commas
علامت " , " که برای جدا کردن داده ها و متغیر ها و آرگومان ها میباشد
hyphens
علامت چاپ برای نشان دادن تقسیم کردن کلمه
comma
علامت " , " که برای جدا کردن داده ها و متغیر ها و آرگومان ها میباشد
tetragraph
کلمه رمز چهار حرفی برای اسم گذاری و مشخص کردن وسایل
plots
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plot
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plotted
تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
field control
نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
bingo
علامت رمز برای اعلام حداقل سوخت برای فرود علامت رمزابلاغ فرود در فرودگاه یدکی
surveyed
نقشه برداری
land surveying
نقشه برداری
mapping
نقشه برداری
surveys
نقشه برداری
surveying
نقشه برداری
topography
نقشه برداری
survey
نقشه برداری
conformal projection
نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
chain survey
نقشه برداری زنجیری
ground survey
نقشه برداری زمینی
surveying
مساحی نقشه برداری
flying levels
خط تراز نقشه برداری
survey control
کنترل نقشه برداری
stencil plate
الگوی نقشه برداری
field survey
نقشه برداری زمینی
surveying
نقشه برداری ممیزی
survey land
نقشه برداری زمین
survey
نقشه برداری زمینی
surveyed
نقشه برداری زمینی
surveys
نقشه برداری زمینی
aerial survey
نقشه برداری هوایی
surveying insatrument
اسباب نقشه برداری
tacheometer
دوربین نقشه برداری
cadastral survey
نقشه برداری زمینی
surveyers notebook
دفتر نقشه برداری
leveling staff
ژالون نقشه برداری
surveying instrument
الات نقشه برداری
topographical surveying
نقشه برداری ارتفاعی
surveyor's staff
ژالون نقشه برداری
surveying polygon
شبکه نقشه برداری
surveying error
خطای نقشه برداری
codes and codification
علامت گذاری
marks
علامت گذاری
signallzation
علامت گذاری
coding
علامت گذاری
earmarking
علامت گذاری
mark
علامت گذاری
demarcation
علامت گذاری
markings
علامت گذاری
marking
علامت گذاری
exploits
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploiting
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploit
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
connection survey
نقشه برداری منطقه ربط
sight front
دید جلو در نقشه برداری
back sight
دید عقب در نقشه برداری
gunter's chain
متر فلزی نقشه برداری
alidade
یکی از وسایل نقشه برداری
line of sight
مسیر دید در نقشه برداری
relief
نقشه برداری عوارض زمین
photomap
نقشه برداری بوسیله عکاسی
survey control
نقطه کنترل نقشه برداری
survey control
سیستم کنترل نقشه برداری
space mark
علامت فاصله گذاری
designation system
سیستم علامت گذاری
bar coding
علامت گذاری ستونی
lettering
علامت گذاری باحروف
public
روش رمز گذاری داده که از یک کلید برای رمز گذاری و کلید دیگر برای رمز گشایی استفاده میکند
fuze
ماسوره گذاری کردن چاشنی مواد منفجره چاشنی چاشنی گذاری کردن
mapping
نقشه کشی کردن تهیه نقشه
hydrography
نقشه برداری از ابهای روی زمین
triangulation survey
نقشه برداری به روش مثلث بندی
tribrach
گهواره نصب دوربین نقشه برداری
line offset method
روش نقشه برداری از یک مسیر منحنی
assumed orientation
توجیه فرضی وسایل نقشه برداری
geodetic control
نقاط کنترل نقشه برداری عمومی
triangulation
روش مثلث بندی در نقشه برداری
hypsography
نقشه برداری از کوه هاوارتفاعات زمین
surveyed chart
طرح تیر نقشه برداری شده
marking panel
پرده علامت گذاری مین
mine spotting
کشف و علامت گذاری مین
mark
علامت گذاری روی چیزی
marks
علامت گذاری روی چیزی
dotting
نقطه گذاری
[نقشه فرش]
chorography
نقشه برداری وتوضیح وضع جغرافیایی ناحیهای
master plot
نقشه راهنمای اصلی عکس برداری هوایی
geodetic surveying
تعیین شکل وابعاد زمین ازطریق نقشه برداری
reticle
تار موئینی که در دوربین نقشه برداری وجود دارد
long base method
روش تقاطع نقشه برداری بااستفاده از یک باز طولانی
intermediate sight
توسط دید عقب و جلو یک نقطه در نقشه برداری
cadastral surveys
عملیات نقشه برداری به منظور تفکیک و تعیین حدوداراضی
stadia points
تارهای فاصله سنج دردوربینهای چشمی و نقشه برداری
plane table
سه پایه نقشه برداری که الیداد بران سوار میشود
survey information center
مرکز اطلاعات نقشه برداری در توپخانه لشکری یا سپاه
cross
علامت ضربدر در نقشه کشی
selenodetic
امور مربوط به تهیه نقشه یانقشه برداری از کره ماه
horizontal control
کنترل افقی در نقشه برداری اندازه گیری بر دو سمت نقشهای
operates
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operated
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operate
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
signed route
جاده علامت گذاری شده ودارای علایم شناسایی
tailor's chalk
گچ یا صابون خیاطی مخصوص علامت گذاری روی پارچه
pools
ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pool
ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pooled
ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
compartment marking
تقسیمات علامت گذاری شده داخل هواپیمای باری یاترابری
management coding
سیستم کد بندی و علامت گذاری کالاها و ذخایر از نظرمدیریت توزیع
load
پر کردن تفنگ یا توپ فشنگ گذاری کردن
loads
پر کردن تفنگ یا توپ فشنگ گذاری کردن
garnish
علامت محل عبور سیم مسلح کردن توقیف کردن
garnished
علامت محل عبور سیم مسلح کردن توقیف کردن
garnishes
علامت محل عبور سیم مسلح کردن توقیف کردن
operates
عمل کردن بهره برداری کردن
operate
عمل کردن بهره برداری کردن
operated
عمل کردن بهره برداری کردن
indexes
علامت گذاری یک موضوع تا انتخاب شود و به شکل اندیس ذخیره شوند
index
علامت گذاری یک موضوع تا انتخاب شود و به شکل اندیس ذخیره شوند
indexed
علامت گذاری یک موضوع تا انتخاب شود و به شکل اندیس ذخیره شوند
indexing
استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
polar stereographic
سیستم تهیه نقشه قطبی سیستم نقشه برداری قطبی
charges
خرج گذاری کردن شارژ کردن
charge
خرج گذاری کردن شارژ کردن
acceleration principle
یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
soft sector
علامت گذاری قطاع ها وبخشهای روی یک دیسک که از اطلاعات نوشته شده ان استفاده میشود
constant of the cone
زاویه کجی مخروق نقشه برداری لامبر ضریب مخروط لامبر
datum point
نقطه مبنای مختصات شبکه ایستگاه مبنای نقشه برداری
stripped
نواربندی شده
sample
نمونه برداری کردن
defrauding
کلاه برداری کردن
utilizing
بهره برداری کردن
utilised
بهره برداری کردن
defrauded
کلاه برداری کردن
exploits
بهره برداری کردن از
exploit
بهره برداری کردن از
defrauds
کلاه برداری کردن
sampled
نمونه برداری کردن
exploiting
بهره برداری کردن از
utilising
بهره برداری کردن
safing
چاشنی برداری کردن
utilises
بهره برداری کردن
tapping
بهره برداری کردن از
tapped
بهره برداری کردن از
tap
بهره برداری کردن از
defraud
کلاه برداری کردن
utilize
بهره برداری کردن
utilizes
بهره برداری کردن
reference datum
سطح مبنای نقشه برداری سطح مبنا
oceanography
تهیه نقشههای دریایی و نقشه برداری دریایی
lambert projection
سیستم لامبر یا سیستم نقشه برداری مخروطی
disinvestment
سرمایه گذاری منفی سرمایه برداری
synthesized
هم گذاری کردن
synthesize
هم گذاری کردن
synthesizes
هم گذاری کردن
synthesised
هم گذاری کردن
synthesising
هم گذاری کردن
synthesises
هم گذاری کردن
synthesizing
هم گذاری کردن
unveil
نمودار کردن پرده برداری
unveiling
نمودار کردن پرده برداری
photo imagery
عکس برداری کردن از زمین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com