|
|||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||
|
|
|||||||||||||||||||||
| Total search result: 13 (1 milliseconds) | |||||
| English | Persian | ||||
|---|---|---|---|---|---|
| dotting | نقطه | ||||
| dotting | خال | ||||
| dotting | لکه | ||||
| dotting | نقطه دارکردن | ||||
| dotting | نقطه گذاشتن | ||||
| dotting | روش نوشتن دستورات و توقف پس از یک دستور که در دستورات توکار سیستمهای کلمه پرداز وجود دارد | ||||
| dotting | آداپتور نمایش که به نرم افزار اجازه کنترل هر پیکسل را میدهد روی صفحه نمایش | ||||
| dotting | روش استاندارد برای شرح تواناییهای resolution کاغذ چاپگر یا اسکنر | ||||
| dotting | فضای بین دو پیکسل مجاور روی صفحه نمایش | ||||
| dotting | در زبان برنامه نویسی dBASE دستور فوری که به صورت نقط ه روی صفحه نمایش نشان داده میشود | ||||
| dotting | نقط ه گرد کوچک | ||||
| dotting | نقطه گذاری [نقشه فرش] | ||||
| Other Matches | |||||
| dotting test | ازمونهای نقطه زنی | ||||
| Recent search history | |
|