Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 219 (15 milliseconds)
English
Persian
bulldog
نوعی سگ بزرگ
bulldogs
نوعی سگ بزرگ
dalmatian
نوعی سگ بزرگ
saint bernard
نوعی سگ بزرگ
Search result with all words
halibut
نوعی ماهی پهن بزرگ
halibuts
نوعی ماهی پهن بزرگ
avocado
نوعی میوه شبیه انبه یا گلابی بزرگ
avocados
نوعی میوه شبیه انبه یا گلابی بزرگ
billhook
نوعی کارد بزرگ که دارای نوک برگشته است
black grouse
نوعی باقرقره بزرگ
brazier head rivet
نوعی پرچ با سر بزرگ ونازک
breast drill
نوعی دریل دارای مته بزرگ
conformal projection
نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
cray
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
grampus
نوعی یونس بزرگ
great dane
نوعی سگ بزرگ وقوی که دارای پوست نرمی است
mudcapping
نوعی روش تخریب صخرههای بزرگ به وسیله موادمنفجره
parachute spinnaker
نوعی بادبان خیلی بزرگ 3گوشه
starlifter
نوعی هواپیمای حمل و نقل چهار موتوره جت بزرگ
Other Matches
My grandparents are six feet under.
<idiom>
پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania
مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
fire bee
نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی
macropterous
دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
fossil
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
museum piece
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
big game
صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
bittersweet
نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ
so large
چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandam
مادر بزرگ ننه بزرگ
grandparent
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandparents
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
asses' ears
نوعی گوشه
[نوعی شاخه]
long ton
تن بزرگ
large
بزرگ
larger
بزرگ
big
بزرگ
largest
بزرگ
gate
در بزرگ
enormous
بزرگ
vasty
بزرگ
canis majoris
سگ بزرگ
canis major
سگ بزرگ
majestic
بزرگ
headman
بزرگ
propylon
در بزرگ
swingeing
بزرگ
wallopings
بزرگ
walloping
بزرگ
smaller
بزرگ نه
small
بزرگ نه
bigger
بزرگ
biggest
بزرگ
smallest
بزرگ نه
headmen
بزرگ
spanking
بزرگ
spankings
بزرگ
voluminous
بزرگ
vast
بزرگ
paternal grandmother
نه نه بزرگ
full bottomed
بزرگ
magacephalic
بزرگ سر
hugeous
بزرگ
doyenne
زن بزرگ
doyennes
زن بزرگ
extra
بزرگ
extra-
بزرگ
extras
بزرگ
egregious
بزرگ
gravest
بزرگ
graves
بزرگ
nonus
بزرگ
macrocephalic
بزرگ سر
grossing
بزرگ
decuman
بزرگ
macro
بزرگ
massively
بزرگ
massive
بزرگ
eminent
بزرگ
immane
بزرگ
majuscular
بزرگ
gross
بزرگ
grossed
بزرگ
extensive
بزرگ
grosser
بزرگ
grosses
بزرگ
grossest
بزرگ
megapod
بزرگ پا
majuscule
بزرگ
king size
بزرگ
bandog
سگ بزرگ
swith
بزرگ
dignified
بزرگ
of a large size
بزرگ
bulkier
بزرگ
bulkiest
بزرگ
major
بزرگ
great
بزرگ
great-
بزرگ
greatest
بزرگ
bulky
بزرگ
large sized a
بزرگ
large sized
بزرگ
adult
بزرگ
high
بزرگ
mighty
بزرگ
majored
بزرگ
majoring
بزرگ
mightiest
بزرگ
mightier
بزرگ
stour
بزرگ
grave
بزرگ
jumbo
بزرگ
gates
در بزرگ
jumbos
بزرگ
highest
بزرگ
adults
بزرگ
considerably large
بس بزرگ
highs
بزرگ
typical
نوعی
some kind
[of]
یک نوعی
[از]
generic
نوعی
a kind
[of]
نوعی
[از]
fellow feeling
حس هم نوعی
achievement
کار بزرگ
upper case
حرف بزرگ
excessive
بسیار یا بزرگ
heavy
موج بزرگ
heaviest
موج بزرگ
whopping
خیلی بزرگ
galactic
بی نهایت بزرگ
heavies
موج بزرگ
upper case
حروف بزرگ
manors
خانه بزرگ
bulk
در حجم بزرگ
monkey wrench
اچارفرانسه بزرگ
edifices
ساختمان بزرگ
main
بزرگ تمام
master mind
فکر بزرگ
flaxseed
تخم بزرگ
abbot
راهب بزرگ
chumps
تکه بزرگ
manor
خانه بزرگ
heavier
موج بزرگ
biggish
نسبتا بزرگ
gor bellied
شکم بزرگ
supermarket
فروشگاه بزرگ
enlarged
بزرگ کردن
alcove
طاقچه بزرگ
supermarkets
فروشگاه بزرگ
night walker
یکجورکرم بزرگ
amplified
بزرگ شدن
tycoon
ثروتمند بزرگ
amplifies
بزرگ شدن
amplify
بزرگ شدن
amplifying
بزرگ شدن
caps
حروف بزرگ
goodman
بزرگ خانواده
abbots
راهب بزرگ
bulk
قسمت بزرگ
chump
تکه بزرگ
large scale
مقیاس بزرگ
colossal
بسیار بزرگ
bollard
موت بزرگ
on a grand scale
<adv.>
در مقیاس بزرگ
large scale
در مقیاس بزرگ
oversize
اندازه بزرگ
tycoons
ثروتمند بزرگ
megalopolis
بزرگ شهر
large-scale
در مقیاس بزرگ
gamp
چتر بزرگ
sows
شمش بزرگ
sowed
شمش بزرگ
sow
شمش بزرگ
big dippers
خرس بزرگ
big dipper
خرس بزرگ
big bang theory
خرس بزرگ
large-scale
مقیاس بزرگ
megalocephalia
بزرگ سری
giant corporation
شرکت بزرگ
grandpa
پدر بزرگ
drum major
طبل بزرگ
minster
کلیسای بزرگ
dignitaries
شخص بزرگ
mansions
عمارت بزرگ
dignitary
شخص بزرگ
drum majors
طبل بزرگ
edifice
ساختمان بزرگ
high treason
خیانت بزرگ
archangels
فرشتهء بزرگ
full breasted
بزرگ پستان
grandpas
پدر بزرگ
tuba
شیپور بزرگ
giant slalmon
مارپیچ بزرگ
tubas
شیپور بزرگ
mainframe
کامپیوتر بزرگ
mainframes
کامپیوتر بزرگ
archangel
فرشتهء بزرگ
mansion
عمارت بزرگ
cleek
قلاب بزرگ
emporiums
بازار بزرگ
cataclysm
سیل بزرگ
cataclysms
سیل بزرگ
tun
بشکه بزرگ
blunder
اشتباه بزرگ
blundered
اشتباه بزرگ
blundering
اشتباه بزرگ
blunders
اشتباه بزرگ
caldron
کتری بزرگ
platter
بشقاب بزرگ
platters
بشقاب بزرگ
paterfamilias
بزرگ خانواده
emporium
بازار بزرگ
emporia
بازار بزرگ
the wain
خرس بزرگ
charles's wain
خرس بزرگ
lofty
بلند بزرگ
case knife
چاقوی بزرگ
capital letter
حرف بزرگ
ursae majoris
خرس بزرگ
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com