English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 255 (37 milliseconds)
English Persian
tend نگهداری کردن از
tended نگهداری کردن از
tending نگهداری کردن از
tends نگهداری کردن از
Search result with all words
ward نگهداری کردن توجه کردن
wards نگهداری کردن توجه کردن
safeguard نگهداری کردن
safeguarded نگهداری کردن
safeguarding نگهداری کردن
safeguards نگهداری کردن
support نگهداری کردن
support تایید کردن نگهداری
mew دراصطبل نگهداری کردن
mewed دراصطبل نگهداری کردن
mewing دراصطبل نگهداری کردن
upkeep نگهداری کردن
protect نیکداشت کردن نگهداری کردن
protecting نیکداشت کردن نگهداری کردن
protects نیکداشت کردن نگهداری کردن
maintain نگهداری کردن
maintained نگهداری کردن
maintains نگهداری کردن
keep نگهداری کردن
keeps نگهداری کردن
patronised نگهداری کردن مشتری شدن
patronises نگهداری کردن مشتری شدن
patronize نگهداری کردن مشتری شدن
patronized نگهداری کردن مشتری شدن
patronizes نگهداری کردن مشتری شدن
conserve نگهداری کردن
conserved نگهداری کردن
conserves نگهداری کردن
conserving نگهداری کردن
mind نگهداری کردن رسیدگی کردن به
minding نگهداری کردن رسیدگی کردن به
minds نگهداری کردن رسیدگی کردن به
bestride نگهداری ودفاع کردن از
cryptocustodian مسئول نگهداری یا کار کردن یا انهدام وسایل رمز
deletion روشی برای دوباره ایجاد کردن فایلهای حذف شده وقتی فایلی حذف میشود سکتورهای دیسک نگهداری می شوند چون ممکن است حذف با اشتباه صورت گرفته باشد
hold at disposal در اختیار دیگری نگهداری کردن
keep in trust به عنوان امانت نگهداری کردن چیزی
maintrain نگهداری کردن
power of reservation حق نگهداری وذخیره کردن
streaming tape drive دستگاهی که یک کارتریج نوارپیوسته را نگهداری کردن واساسا" به عنوان پشتیبان گردانندههای دیسک سخت بکار می رود
to bear up نا امیدنشدن نگهداری کردن
to have custody of نگهداری یا امانت داری کردن از
to maintain a road نگهداری کردن
to maintain one's family نگهداری کردن
to take keep نگهداری کردن
carry over <idiom> برای بعد نگهداری کردن
lay up <idiom> ذخیره کردن ،نگهداری برای آینده
stair rod گیره فرش [از این گیره های برنزی جهت نگهداری فرش های کناره در پله ها و یا آویزان کردن فرش استفاده می کنند.]
to safeguard [against] نگهداری کردن [علیه] [در برابر]
maintain نگهداری کردن
manage نگهداری کردن
Other Matches
corrective maintenance نگهداری همراه با تعمیروسیله نگهداری تعمیراتی ورفع عیب
maintenance تعمیر و نگهداری نگهداری وسایل
guardianship نگهداری
preservation نگهداری
internment نگهداری
retinues نگهداری
custody نگهداری
retinue نگهداری
protection نگهداری
maintenance نگهداری
storage نگهداری
landing, storage, delivery نگهداری
detainer نگهداری
upkeep نگهداری
safe guard نگهداری
safe keeping نگهداری
sustenance نگهداری
detentions نگهداری
sustentation نگهداری
retention نگهداری
detention نگهداری
guarding subsidy حق نگهداری
holding نگهداری
sustention نگهداری
conservation نگهداری
keeping نگهداری
preventive maintenance نگهداری پیشگیری
categories of maintenance طبقات نگهداری
maintenance cost ارزش نگهداری
categories of maintenance انواع نگهداری
preventive maintenance نگهداری حفافتی
maintenance نگهداری و تعمیر
cared نگهداری موافبت
organizational maintenance نگهداری سازمانی
care نگهداری موافبت
granfather file نگهداری می شوند
maintenance support پشتیبانی نگهداری
maintenance status وضعیت نگهداری
energy preservation نگهداری انرژی
account نگهداری حسابها
maintenance period دوره نگهداری
maintenance functions کارکردهای نگهداری
LSD نگهداری تحویل
maintenance cost هزینه نگهداری
cares نگهداری موافبت
preventive maintenance نگهداری پیشگیرانه
restraints نگهداری خودداری
depot maintenance نگهداری دپویی
depot maintenance نگهداری امادگاهی
tenure نگهداری اشغال
holding costs مخارج نگهداری
tenability قابلیت نگهداری
holding time زمان نگهداری
deffered maintenance نگهداری مخصوص
interludes نگهداری مقدماتی
keep track of <idiom> نگهداری یاداشت
interlude نگهداری مقدماتی
hold ایست نگهداری
retentivity قدرت نگهداری
holds ایست نگهداری
category طبقه نگهداری
restraint نگهداری خودداری
field maintenance نگهداری در صحرا
field maintenance نگهداری صحرایی
maturing نگهداری بتن
maintenance تعمیر و نگهداری
care of supplies نگهداری اماد
program maintenance نگهداری برنامه
warehousing نگهداری در انبار
the keeping of a festival نگهداری عید
levels of maintenance ردههای نگهداری
record keeping نگهداری سوابق
field capacity فرفیت نگهداری
holding capacity فرفیت نگهداری
software maintenance نگهداری نرم افزار
remote maintenance نگهداری از راه دور
membrane curing نگهداری غشایی بتن
maintenance نگهداری از تاسیسات یاساختمان
moist curing نگهداری مرطوب بتن
depositery محل نگهداری سپرده
upkeep هزینه نگهداری و تعمیر
upkeep هزینه نگهداری وتعمیر
system maintenance تامین و نگهداری سیستم
schedule maintenance نگهداری زمانبندی شده
baby farm محل نگهداری کودکان
management اجرا و نگهداری شبکه
managements اجرا و نگهداری شبکه
custody of goods حفافت یا نگهداری کالا
maintenance work کار تعمیر و نگهداری
poor law قانون نگهداری از تهیدستان
remote servicing نگهداری از راه دور
ammunition depot محل نگهداری مهمات
maintenance routine روال تعمیر و نگهداری
hold something back <idiom> نگهداری اطلاعات از کسی
keep time <idiom> نگهداری میزان و وزن
entertainable قابل پذیرائی و یا نگهداری
gurantee period دوره نگهداری تاسیسات
gasholders محل نگهداری بنزین
gasholder محل نگهداری بنزین
customer نگهداری و تعمیر یک وسیله مشتری
maintenance shop کارگاه تعمیر و نگهداری تعمیرگاه
customers نگهداری و تعمیر یک وسیله مشتری
tape library اتاق مخصوص نگهداری نوار
administrative crypto account نگهداری اسناد و مدارک محرمانه
columbarium جای نگهداری خاکستر مردگان
serviced بررسی یا تعمیر یا نگهداری سیستم
confessio [محل نگهداری جسد شهید]
bee-keeper متصدی نگهداری از زنبور عسل
service بررسی یا تعمیر یا نگهداری سیستم
bee-keepers متصدی نگهداری از زنبور عسل
stickboy متصدی نگهداری چوبهای هاکی
administrators تنظیم و نگهداری شبکه دارد
preventive ماده نگهدارنده وسایل نگهداری
administrator تنظیم و نگهداری شبکه دارد
accountable supply distribution activity سازمان نگهداری سوابق امادی
accountable depot مرکز نگهداری سوابق حسابداری
warren محل نگهداری حیوانات وحشی
fit call رده یکم تعمیر و نگهداری
remote servicing تعمیر و نگهداری از راه دور
warrens محل نگهداری حیوانات وحشی
remote maintenance تعمیر و نگهداری از راه دور
conservancy نگهداری جنگلهاوشیلات ومنابع طبیعی دیگر
cost of maintenance هزینه نگهداری و ترمیم نفقه و خرجی
for keeps برای نگهداری همیشگی بعنوان یادگار
bone-house [جایی برای نگهداری استخوان مردگان]
file maintenaee اصلاح و نگهداری پرونده پشتیبانی فایل
maintenance calibration تنظیمات مربوط به نگهداری تنظیم تعمیراتی
gross negligence تقصیر در نگهداری مال تعدی و تفریط
apicultural مربوط به پرورش و نگهداری زنبور عسل
maintenance float شارژ انباراضافی وسایل نگهداری اضافی
bonded store انباری که کالاهای وارداتی در ان نگهداری میشود
threes سیستم نگهداری و مدیریت اقلام دریایی
lay up <idiom> گذاشتن درگاراژ یا محل نگهداری قایق
white paternoster دعای نگهداری ازشر روح پلید
sacrist متصدی نگهداری فروف مقدسه کلیسا
three سیستم نگهداری و مدیریت اقلام دریایی
magazine area محل نگهداری مواد منفجره یامهمات
hand-held آنچه قابل نگهداری در دست است
spoin bank محل نگهداری وسایل مازاد بر احتیاج
buffer کل حروفی که قابل نگهداری در بافر هستند
reliquary فرف مخصص نگهداری اثار مقدس یا باستانی
vivary جای نگهداری حیوانات یا محل صید ماهی
archive کپی ای که در محیط ذخیره سازی نگهداری میشود.
reliquaries فرف مخصص نگهداری اثار مقدس یا باستانی
bonded goods کالاهایی که تحت کنترل گمرک نگهداری میشود
housekeeping امور لازم برای نگهداری سیستم کامپیوتری
fe فردمسئول نگهداری و تعمیرسخت افزار و نرم افزارکامپیوتر
accountability ذیحسابی مسئولیت نگهداری سوابق پولی و مالی
deep cycling روشی برای نگهداری باطریهای نیکل- کادمیم
cycle stock موجودی که جهت تولید در انبار نگهداری میشود
DBA ول اجزا و نگهداری سیستم پایگاه داده ها است
holdup بازگشت یا نگهداری یک مقدار یا خط ارتباطی یا بخشی از حافظه
holding station محوطه نگهداری زخمیها وبیماران بطور موقت
service time window [زمان تعیین شده برای تعمیر و نگهداری]
database ول اجرا نگهداری سیستم پایگاه داده ها است
databases ول اجرا نگهداری سیستم پایگاه داده ها است
maintenance window [زمان تعیین شده برای تعمیر و نگهداری]
maternal school اموزشگاهی که درانجا مانند مادرازکودک نگهداری میشود
microprogram وسیله ذخیره سازی برای نگهداری ریز کامپیوتر
bit map ناحیهای در کامپیوتر که برای گرافیک نگهداری شده است
cassettes پوشش مقاوم برای نگهداری و محافظت نوار نغناطیسی
cassette پوشش مقاوم برای نگهداری و محافظت نوار نغناطیسی
damp land pit curing نگهداری رطوبت بتن برای نمونههای ازمایشی درازمایشگاه
fog curing room اطاق نمداری که نمونههای بتن ازمایشی را در ان نگهداری میکنند
topping lift طناب وصل به دکل برای نگهداری تیر اصلی افقی
pontage مالیات یا عوارضی که برای مرمت و نگهداری پلها وصول میشود
administrator شخصی که مسول اجرا و نگهداری سیستم پایگاه داده ها است
references فایل داده که طوری نگهداری میشود که قابل ارجاع باشد
reference فایل داده که طوری نگهداری میشود که قابل ارجاع باشد
watershed management کلیه عملیات مربوط به اصلاح و نگهداری و بهره برداری از انجیرها
administrators شخصی که مسول اجرا و نگهداری سیستم پایگاه داده ها است
communication security custodian مسئول شمارش و تحویل و تحول و نگهداری وسایل تامین مخابراتی
oxygen bottle محفظهای برای نگهداری اکسیژن گازی تحت فشار زیاد
pounds محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
off screen buffer فضای RAM برای نگهداری تصویر پیش از نمایش آن روی صفحه
cinerarium [گلدان یا ظرف زیبا شبیه جعبه برای نگهداری خاکستر مردگان]
pounding محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
multivolume file نوارمغناطیسی یا فلاپی دیسک جهت نگهداری ان میباشد پرونده چند حجمی
CD جعبه پلاستیکی مسط ح که برای نگهداری دیسک فشرده به کار می رود
CDs جعبه پلاستیکی مسط ح که برای نگهداری دیسک فشرده به کار می رود
pounded محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pound محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
braced گره فشاری که اجزاء دیگر ساختمان را نگهداری یابار انها را تحمل میکنند
custodians فرد یا سازمانی که مسئول نگهداری و تعمیر داده ذخیره روی فلاپی دیسک ها
air-conditioned اتاقی که هوای آن توسط دستگاه conditioner Air خنک و خشک نگهداری میشود
brace گره فشاری که اجزاء دیگر ساختمان را نگهداری یابار انها را تحمل میکنند
custodian فرد یا سازمانی که مسئول نگهداری و تعمیر داده ذخیره روی فلاپی دیسک ها
storing حافظه یا بخشی از سیستم کامپیوتری که داده و برنامه برای استفادههای بعدی نگهداری می شوند
store حافظه یا بخشی از سیستم کامپیوتری که داده و برنامه برای استفادههای بعدی نگهداری می شوند
fishnet نوعی تور که برای نگهداری یاکاشتن وسایل استتار در محل خود به کار می رود
archive فایلی که حاوی داده قدیمی است ولی برای مراجعه در آینده نگهداری میشود
maintenance ابزار تشخیص نرم افزاری که مهندسان در حین عملیات نگهداری سیستم انجام می دهند
control unit قسمتی از یک کامپیوتر که عملکرد صحیح واحدهای اریتمتیک نگهداری و انتقال اطلاعات را کنترل میکند
record تعداد موضوعات دادههای مبوطه که در حافظه موقت نگهداری می شوند و اماده پردازش هستند
data integrety ثبات و کامل بودن دادهای که توسط یک سیستم کامپیوتری نگهداری میشود بی نقصی داده ها
Recycle Bin نشانهای روی صفحه نمایش ویندوزکه مانند محل نگهداری کاغذهای بیهوده است
electronic bulletin board یک سیستم کامپیوتری که لیستی از پیام های تلفن زده شده مردم را نگهداری میکند
area بخشی از حافظه اصلی که داده ها را از فضای ذخیره سازی در خود نگهداری میکند تا پردازش شوند
areas بخشی از حافظه اصلی که داده ها را از فضای ذخیره سازی در خود نگهداری میکند تا پردازش شوند
Q Channel یکی از هشت کانال اطلاعاتی که داده مشخص کننده شیار و زمان گردش مطلق را نگهداری میکند
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com