English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
group identification همانند سازی گروهی
Other Matches
simulation همانند سازی
simulations همانند سازی
batch 1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند
batches 1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند
alike همانند
equalling همانند
equals همانند
akin <adj.> همانند
alike <adj.> همانند
similar <adj.> همانند
equalled همانند
related <adj.> همانند
equaling همانند
equal همانند
homologous همانند
resembling <adj.> همانند
like <adj.> همانند
This compares to ... همانند آن ...
equaled همانند
similar همانند
similiar همانند
identical همانند
liked نظیر همانند
of kin نزدیک همانند
identic notes یادداشتهای همانند
like نظیر همانند
to look like همانند بودن
homological همسان همانند
likes نظیر همانند
similar همسان همانند
rectification یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
assimilate تلفیق کردن همانند ساختن
assimilates تلفیق کردن همانند ساختن
donnish وابسته به یا همانند استاد دانشگاه
assimilating تلفیق کردن همانند ساختن
assimilated تلفیق کردن همانند ساختن
assimilator تحلیل برنده همانند سازنده
monarchical وابسته به یا همانند پادشاه یا نظام پادشاهی
frost and kindred phenomena یخ بندان وکیفیات طبیعی همانند انfreshman
autogenesis ترکیب یا امیختگی سلولهای همانند یا هم نوع باهم
hold court <idiom> همانند شاه وملکه دربین موضوع مورد بحث عمل کردن
This compares to a total of 36 cases reported in 2009. همانند آن بطور کلی ۳۶ موارد در سال ۲۰۰۹ گزارش شده بود.
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
ethernet نوعی سیستم شبکه که امکان حمل اطلاعات سمعی و بصری را همانند داده کامپیوتری فراهم می اورد
congregational گروهی
communal گروهی
tripling سه گروهی
triples سه گروهی
tripled سه گروهی
triple سه گروهی
gregarious گروهی
trimerous سه گروهی
communally گروهی
group atmosphere جو گروهی
ordnance plant کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger الت کنگره سازی یادندانه سازی
mass media رسانههای گروهی
esprit de corps روح گروهی
Republican جمهوری گروهی
Republicans جمهوری گروهی
team game بازی گروهی
collective protection حفافت گروهی
clustered devices دستگاههای گروهی
espirit de corps روحیه گروهی
quadrilles رقص گروهی
deck switch کلید گروهی
quadrille رقص گروهی
groupware ابزار گروهی
intergroup میان گروهی
one shot lubrication روغنکاری گروهی
group printing چاپ گروهی
mameluke عضو گروهی
group pressure فشار گروهی
gang punch منگنه گروهی
group norms هنجارهای گروهی
group membership عضویت گروهی
syntality شخصیت گروهی
corporation گروهی از مردم
bulk properties خواص گروهی
group interview مصاحبه گروهی
group frequency بسامد گروهی
group factors عاملهای گروهی
group acceptance پذیرش گروهی
group drive محرکه گروهی
group contagion سرایت گروهی
team teaching تدریس گروهی
sociogram نگاره گروهی
group discussion بحث گروهی
batch quantity کمیت گروهی
group velocity سرعت گروهی
group theory نظریه گروهی
group test ازمون گروهی
group dynamics پویش گروهی
group consciousness اگاهی گروهی
media رسانههای گروهی
group selector سلکتور گروهی
group structure ساخت گروهی
corporations گروهی از مردم
proximate analysis تجزیه گروهی
gang switch کلید گروهی
gang milling cutter دستگاه فرز گروهی
broadside messing ناهار خوری گروهی
ring [algebraic structure] حلقه گروهی [ریاضی]
group casting ریخته گری گروهی
between group variance پراکنش میان گروهی
burst گروهی از خطاهای پیاپی .
marathons جلسه گروهی طولانی
directive group therapy درمان رهنمودی گروهی
cluster controller کنترل کننده گروهی
group occulating light چراغ ناپیوسته گروهی
activity group therapy درمان با فعالیت گروهی
group teaming ریخته گری گروهی
synecology بوم شناسی گروهی
within group variance پراکنش درون گروهی
particular baptists گروهی از تعمید کنندگان
marathon جلسه گروهی طولانی
bursts گروهی از خطاهای پیاپی .
to be the odd one out <idiom> نامشابه [دیگران در گروهی] بودن
gulped گروهی از کلمات معمولا دو بایت
cursors گروهی از کلیدهای کنترل نمایشگر
group teaming plate صفحه ریخته گری گروهی
band گروهی از شیارهای دیسک مغناطیسی
cursor گروهی از کلیدهای کنترل نمایشگر
storage pool گروهی از دستگاههای ذخیره مشابه
synecologic وابسته به بوم شناسی گروهی
gulping گروهی از کلمات معمولا دو بایت
gulp گروهی از کلمات معمولا دو بایت
bands گروهی از شیارهای دیسک مغناطیسی
group rendezvous نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
gulps گروهی از کلمات معمولا دو بایت
ochlocracy حکومت عامه یا گروهی ازمردم
retreat انزوا [گروهی برای مدتی]
bytes گروهی از بیتها یا ارقام باینری
byte گروهی از بیتها یا ارقام باینری
tetraspore گروهی متشکل ازچهار هاگ
pre-treatment عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
ouster بی بهره سازی محروم سازی
irritancy پوچ سازی باطل سازی
formularization کوتاه سازی ضابطه سازی
imagery مجسمه سازی شبیه سازی
subjugation مقهور سازی مطیع سازی
frustrations خنثی سازی محروم سازی
frustration خنثی سازی محروم سازی
terman group test of mental ability آزمون گروهی توانایی ذهنی ترمن
packages گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
be a fifth wheel <idiom> آدم اضافی یا زاید [در گروهی از آدمها]
packaged گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
to wriggle one's way بزحمت ازمیان گروهی بیرون امدن
package گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
retreat گوشه نشینی [گروهی برای مدتی]
eminence پر مقام [بالا رتبه] در گروهی یا پیشه ای
lashkar گروهی از قبایل هندی که مسلح باشند
erasable 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
buzzword کلمهای که بین گروهی از افراد معروف است
do one's bit (part) <idiom> کار گروهی بنا به مقدار وقت واستعداد
media hype تبلیغات اغراق آمیز رسانه های گروهی
media circus تبلیغات اغراق آمیز رسانه های گروهی
batches گروهی از موضوعات که در یک زمان ایجاد شده اند
fox hunting شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
octet گروهی از هشت بیت که به صورت یک واحد باشند
fox-hunting شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
batch processing سیستم کامپیوتری که قادر به پردازش گروهی از کارهاست
odd man out <idiom> آدم [چیز] اضافه یا زاید [در گروهی از آدمها]
batch گروهی از موضوعات که در یک زمان ایجاد شده اند
saved ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
gulped گروهی از چندین بایت که به عنوان یک واحد در نظرگرفته می شوند
gulping گروهی از چندین بایت که به عنوان یک واحد در نظرگرفته می شوند
radical economists منظور گروهی ازاقتصاددانان کلاسیک مانندمالتوس و مارکس میباشد
gulps گروهی از چندین بایت که به عنوان یک واحد در نظرگرفته می شوند
gulp گروهی از چندین بایت که به عنوان یک واحد در نظرگرفته می شوند
cpu گروهی از مدارها که توابع ابتدایی کامپیوتر را انجام می دهند
to handle something چیزی را تحت کنترل آوردن [وضعیتی یا گروهی از مردم]
symmetrical compression سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
colony موسسه ای دور از تمدن برای گروهی از مردم [مانند زندان]
contact party گروهی که برای کسب اطلاعات از یک یکان به جلو اعزام میشود
groups کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
group کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
to call the roll حاضر غایب کردن [نام افراد در گروهی را بلند خواندن]
motor pool گروهی از وسائط نقلیه برای مقاصد نظامی یا حمل ونقل بنوبت
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hit داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
enterprise سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
folder گروهی از فایل ها که تحت یک نام ذخیره شده اند مانند دایرکتوری در DOS-MS
folders گروهی از فایل ها که تحت یک نام ذخیره شده اند مانند دایرکتوری در DOS-MS
lombards گروهی از کشور یتانان المانی نژاد که در سده ششم ایتالیارا فتح کردند
enterprises سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
worded بخشهای داده مختلف در کامپیوتر به شکل گروهی از بیت ها که در یک محل حافظه قرار دارند
secure electronic transactions استاندارد گروهی از بانکها یا شرکتهای اینترنت که به کاربران امکان خرید بی خط ر روی اینتریت می دهند
packet گروه بیت داده که به صورت گروهی از یک گره به دیگری روی شبکه ارسال می شوند
packets گروه بیت داده که به صورت گروهی از یک گره به دیگری روی شبکه ارسال می شوند
word بخشهای داده مختلف در کامپیوتر به شکل گروهی از بیت ها که در یک محل حافظه قرار دارند
electronic کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com