English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
English Persian
degauss پاک کردن میدان مغناطیسی
Other Matches
magnetic induction چگالی شار مغناطیسی اندوکسیون مغناطیسی چگالی میدان مغناطیسی چگالی خطوط قوای مغناطیسی
softer که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
softest که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
mediums مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
soft که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
medium مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
high intensity magnetic field میدان مغناطیسی شدت میدان بزرگ
lenz' law جریان القاء شده در یک مدار که نسبت به یک میدان مغناطیسی دارای حرکت نسبی است میدانی در جهت مخالف میدان اصلی بوجودمی اورد
magnetic flux line خط میدان مغناطیسی
field magnet میدان مغناطیسی
magnetic field line خط میدان مغناطیسی
magnetic f. میدان مغناطیسی
magnetic fields میدان مغناطیسی
line of magnetic field strength خط میدان مغناطیسی
magnetic field میدان مغناطیسی
field of force میدان نیروی مغناطیسی
magnetic field potential پتانسیل میدان مغناطیسی
m.f.p. پتانسیل میدان مغناطیسی
effective magnetic field میدان مغناطیسی موثر
magnetic dip میدان جاذبه مغناطیسی
high magnetic field میدان مغناطیسی قوی
field intensity شدت میدان مغناطیسی
h شدت میدان مغناطیسی
earth magnetic field میدان مغناطیسی زمین
flux intensity شدت میدان مغناطیسی
magnetic field intensity شدت میدان مغناطیسی
inhomogeouns magnetic field میدان مغناطیسی غیریکنواخت
magnetic field inhomogeneity غیریکنواختی میدان مغناطیسی
magnetic field generation تولید میدان مغناطیسی
magnetic field energy انرژی میدان مغناطیسی
cross magnetizing میدان مغناطیسی متقابل
magnetic field figure تصویر میدان مغناطیسی
terrestrial magnetic field میدان مغناطیسی زمین
magnetic field vector بردار میدان مغناطیسی
intensity of the magnetic field شدت میدان مغناطیسی
magnetizing force شدت میدان مغناطیسی
magnetic intensity شدت میدان مغناطیسی
magnetic field strength شدت میدان مغناطیسی
noise که از طریق میدان الکتریکی یا مغناطیسی
axis of earth magnetic field محور میدان مغناطیسی زمین
degauss از بین بردن میدان مغناطیسی
magnetic deflection field میدان منحرف کننده مغناطیسی
noises که از طریق میدان الکتریکی یا مغناطیسی
magnetic joint محل ضربه در میدان مغناطیسی
induced magnetic field میدان مغناطیسی القاء شده
gauss واحد شدت میدان مغناطیسی
applied magnetic field میدان مغناطیسی اعمال شده
magnets آنچه میدان مغناطیسی تولید میکند
magnet آنچه میدان مغناطیسی تولید میکند
magnetic آنچه میدان مغناطیسی مربوطه داد
ultra high magnetic field معمولا میدان مغناطیسی باشغت بیش از 001ک
degaussing تعدیل حوزه میدان مغناطیسی ناو دیگازینگ
electromagnetic ایجاد میدان مغناطیسی در اثر نیروی الکتریکی
hall effect شرح تاثیر میدان مغناطیسی روی جریان الکترون ها
magnetic قطعه الکترومغناطیسی که سیگنالهای الکتریکی را به میدان مغناطیسی تبدیل میکند
hysteresis تاخیر تغییر دانسیته شارمغناطیسی نسبت به شدت میدان مغناطیسی
inductance اندازه گیری حجم انرژی وسیله که در میدان مغناطیسی میتواند ذخیره کند
smog میدان مغناطیسی گسترده و الکتریسته ایستا که با قط عات الکترونیکی ایجاد شده است
solenoid سیم پیچی بشکل استوانه برای ایجاد میدان مغناطیسی مارپیچ کهربایی
electromagnetic wave موجی که دراثر تاثیرشدت میدان الکتریسته و مغناطیسی یا تناوب همزمان برروی هم ایجاد میشود
degauss پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار مغناطیسی یا نوک خواندن / نوشتن
magnetic blowout خاموش کردن مغناطیسی وزش مغناطیسی
accelerator winding سیم پیچی سری که در تنظیم کنندههای ولتا از نوع نوسان ساز با باز شدن دوسر پلاتین میدان مغناطیسی را به سرعت کاهش میدهد وباعث بسته شدن هرچه سریعتر پلاتین میشود
compound wound generator ژنراتوری که هم دارای میدان موازی و هم میدان سری میباشد
grenade court میدان تیر یا میدان اموزش پرتاب نارنجک
ferromagnetic material هر مادهای که بار مغناطیسی را نگه می دارد بتواند مغناطیسی شود
magnetic tapes پلاستیک باریک پوشیده شده از ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنال
magnetic tape پلاستیک باریک پوشیده شده از ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنال
taped پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
magnetic ink character recognition تشخیص کاراکترهای جوهرمغناطیسی بازشناسی کاراکتربا جوهر مغناطیسی دخشه شناسی مرکب مغناطیسی
tapes پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
record گیرندهای که سیگنالهای الکتریکی را به مغناطیسی تبدیل میکند تا داده را روی رسانه مغناطیسی بنویسد
tape پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
battlefield recovery اخراجات میدان رزم اخراجات میدان نبرد جمع اوری وسایل از کار افتاده رزمی
magnetic skin effect جابجایی فوران مغناطیسی اثر پوستی مغناطیسی
outfight از میدان در کردن
flux valve دریچه اکتشاف میدان مین دریچه اکتشاف مغناطیسی مین
To vacate the field . میدان را خالی کردن
sort field میدان جور کردن
exfiltration خارج کردن از میدان
permalloy خانوادهای ار الیاژهای اهن و نیکل که از نظر مغناطیسی نرم میباشند و تحت نیروهای مغناطیسی کم نفوذپذیری وگذردهی زیادی از خود نشان میدهند
closure minefield میدان مین سد کننده حرکت میدان مین ممانعتی دریایی
demagnetize پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار یا نوک ضبط کردن
degausser وسیلهای برای پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار یا نوک ضبط کردن
deliberate breaching پاک کردن با فرصت میدان مین
sweat out بازحمت حریف را از میدان بدر کردن
magnaflux نام انحصاری تست غیرمخربی برای مواد مغناطیسی بااستفاده از میدانهای مغناطیسی و مواد فلورسان
magnetizes مغناطیسی کردن
magnetised مغناطیسی کردن
magnetising مغناطیسی کردن
demagnetize دی مغناطیسی کردن
magnetises مغناطیسی کردن
magnetize مغناطیسی کردن
magnetization مغناطیسی کردن
magnetic flow فوران مغناطیسی فلوی مغناطیسی
magnetic ritation گردش مغناطیسی دوران مغناطیسی
magnetic deflector یکسوکننده مغناطیسی اشکارساز مغناطیسی
magnetic reluctance مقاومت مغناطیسی رلوکتانس مغناطیسی
magnetises مغناطیسی کردن یا شدن
magnetizes مغناطیسی کردن یا شدن
magnetised مغناطیسی کردن یا شدن
magnetising مغناطیسی کردن یا شدن
magnetizable قابل مغناطیسی کردن
magnetize مغناطیسی کردن یا شدن
courses میدان تیر میدان
course میدان تیر میدان
coursed میدان تیر میدان
magnetic flux density چگالی شار مغناطیسی چگالی خطوط قوا اندوکسیون مغناطیسی
erased پاک کردن تمام سیگنال ها از رسانه مغناطیسی
erase پاک کردن تمام سیگنال ها از رسانه مغناطیسی
orient توجیه دستگاههای مغناطیسی هماهنگ کردن دستگاهها
load point شروع بخش ضبط کردن در نوار مغناطیسی
orienting توجیه دستگاههای مغناطیسی هماهنگ کردن دستگاهها
erases پاک کردن تمام سیگنال ها از رسانه مغناطیسی
orients توجیه دستگاههای مغناطیسی هماهنگ کردن دستگاهها
bulk پاک کردن یک دیسک یا نوار مغناطیسی در یک عمل
drum sorting مرتب کردن با حافظه کمکی استوانهای مغناطیسی
erasing پاک کردن تمام سیگنال ها از رسانه مغناطیسی
degausser وسیلهای برای پاک کردن اطلاعات از دستگاه ضبط مغناطیسی
write permit ring چرخ نوار مغناطیسی که امکان نوشتن مجدد یا پاک کردن به نوارمیدهد
atm ماشین الکترونیکی در بانک با وارد کردن کارت مغناطیسی پول را خرد میکند
reluctivity مقاومت مغناطیسی ویژه ضریب مقاومت مغناطیسی
magnetic flux فلوی مغناطیسی شار القاء شار مغناطیسی
magnetic nuclear resonance تشدید مغناطیسی هسته رزونانس مغناطیسی هسته
dispersion پراکندگی شار مغناطیسی پراکندگی فوران مغناطیسی
write خطای گزارش شده هنگام تلاش برای ذخیره کردن داده روی رسانه مغناطیسی
writes خطای گزارش شده هنگام تلاش برای ذخیره کردن داده روی رسانه مغناطیسی
send in وارد کردن بازیگر به زمین فرستادن بازیگر به میدان
hasty breaching نفوذ تعجیلی در میدان مین عبور تعجیلی از میدان مین رخنه تعجیلی
reel to reel کپی کردن یک نوار داده روی نوار مغناطیسی دیگر
reel-to-reel کپی کردن یک نوار داده روی نوار مغناطیسی دیگر
modulate مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
modulates مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
modulating مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
deflections هسته مغناطیسی اطراف تیوب اشعه کاغذی برای کنترل کردن محل اشعه و صفحه نمایش
deflection هسته مغناطیسی اطراف تیوب اشعه کاغذی برای کنترل کردن محل اشعه و صفحه نمایش
defect skipping روش مشخص کردن و برچسب گداری شیارهای حساس مغناطیسی در حال ساخت تا استفاده نشوند. اشاره به شیار بعدی مناسبی که قابل استفاده است
solenoid sweep پاک کردن مین با استفاده ازقدرت سیم پیچی مغناطیسی مین روبی با استفاده ازسلونوئید
grid magnatic angle زاویه شبکه مغناطیسی زاویه انحراف شبکه مغناطیسی
magnetic tape recording ضبط روی نوار مغناطیسی ضبط نوار مغناطیسی
sq میدان
aim میدان
agora میدان
line of force خط میدان
scope میدان
aimed میدان
open space میدان
frontages میدان
frontage میدان
plains میدان
spaces میدان
plain میدان
plainest میدان
plainer میدان
domains میدان
domain میدان
ROUNDABOUT میدان
aims میدان
line bay میدان خط
space میدان
reaching میدان
reaches میدان
reached میدان
reach میدان
field line خط میدان
place میدان
places میدان
placing میدان
arenas میدان
piazza میدان
fielded میدان
plaza میدان
zero field بی میدان
ring میدان
forums میدان
forum میدان
trone میدان
arena میدان
field میدان
fields میدان
leaders بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
field constant ثابت میدان
arena میدان مسابقات
arenas میدان مسابقات
center base میدان مرکزی
ring انگشتر میدان
field control کنترل میدان
low field میدان ضعیف
back porch میدان عقب
image field میدان تصویر
minefield میدان مین
place میدان شهری
minefields میدان مین
card field میدان کارت
field exciation تحریک میدان
placing میدان شهری
f.of battle میدان جنگ
phenomenal field میدان پدیداری
places میدان شهری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com