English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
ring bark پوست درختی را حلقه ایی بریدن
Other Matches
to lop off a branch [from a tree] شاخه ای را [از درختی] بریدن
to girdle a tree پوست درخت راحلقهای بریدن
base ring حلقه یا رینگ تحتانی توپ حلقه پایه حلقه کف
looped بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
loops بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
loop بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
write enable ring حلقه پلاستیکی که باید قبل ازضبط اطلاعات روی حلقه نوارقرار گیرد
positioning band حلقه تثبیت حلقه ثبات گلوله روی پوکه
endermic انجه که درروی پوست یا دربین پوست عمل میکند
scarp بریدن عمودی بریدن
scleroderma مرض پینه خوردگی پوست تصلب پوست
nests حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
nest حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
ferrules حلقه یا بست فلزی ته عصا حلقه
ferrule حلقه یا بست فلزی ته عصا حلقه
dermatological مربوط به پوست شناسی یا امراض پوست
loop حلقه درون حلقه دیگر
crisps موجدارکردن حلقه حلقه کردن
crisp موجدارکردن حلقه حلقه کردن
looped حلقه درون حلقه دیگر
loops حلقه درون حلقه دیگر
crispest موجدارکردن حلقه حلقه کردن
crisper موجدارکردن حلقه حلقه کردن
dendroidal درختی
abatis سد درختی
arboreal درختی
abattis سد درختی
arboraceous درختی
arboreous درختی
dendriform درختی
skins پوست کندن با پوست پوشاندن
skinning پوست کندن با پوست پوشاندن
skin پوست کندن با پوست پوشاندن
skinned پوست کندن با پوست پوشاندن
tree network شبکه درختی
wood sorrel ترشک درختی
monthly rose خطمی درختی
syringa یاس درختی
mock orange یاس درختی
saddletree لاله درختی
to lop a tree درختی را آراستن
to shin up a tree از درختی بالارفتن
treehopper زنجره درختی
tree traversal تقاطع درختی
Yggdrasil درختی اسطوره ای
hollyhock ختمی درختی
sourwood ترشک درختی
to prune a tree درختی را آراستن
to chop dowm a tree درختی را انداختن
basswood لاله درختی
semiarboreal نیمه درختی
hyla قورباغه درختی
sorrel tree ترشک درختی
tree structure ساخت درختی
syrian mallow خطمی درختی
arborization ارایش درختی
orangutan میمون درختی برنئوسوماترا
to prune a tree سرشاخه درختی را زدن
abat راه بند درختی
to lop a tree سرشاخه درختی را زدن
understory vegetation گیاهان زیر درختی
to truncate a tree شاخههای درختی را زدن
huffman tree درختی با کمترین مقادیر
tree sort مرتب کردن درختی
orangoutang میمون درختی برنئوسوماترا
strawberry tree توت فرنگی درختی
mayapple درختی از نوع زرشک
leaf گره آخر در ساختار درختی
slough پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
bight حلقه طناب مضاعف قایق حلقه طناب دوبل
madrono توت فرنگی درختی انگور خرس
madrone توت فرنگی درختی انگور خرس
timberline خط مفروضی که بالای ان هیچ درختی رشد نمیکند
katydid حشره راست بال درختی ازخانواده locustidae
purling حلقه حلقه شدن
purls حلقه حلقه شدن
purled حلقه حلقه شدن
wreathy حلقه حلقه شده
purl حلقه حلقه شدن
quoit حلقه پرتاب حلقه
convolute حلقه حلقه کردن
eye bolt حلقه حلقه اتصال
tegumnentum پوست طبیعی پوست
peel پوست انداختن پوست
peels پوست انداختن پوست
adjusting ring حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
fjeld فلات مرتفع وصخره داری که تقریبا هیچ درختی نداشته باشد
minimal tree درختی که گرههای ترمینالی ان مرتب شده تا باعث عملکردبهینه ان درخت شوند
seral مربوط به تغییر وسیر تکامل یک منطقه از لم یزرعی بحالت ابادانی وپر درختی
kratom [درختی همیشه بهار و در عین حال برگریز استوایی که از خانواده قهوه است و برگش مصرف داروئی دارد]
optimal merge tree نمایش درختی یک ترتیب که در ان رشته ها قرار است درهم ادغام گردند تا اینکه حداقل تعداد عملیات رخ دهد
resect بریدن
withdrawal بریدن
scissoring بریدن
withdrawals بریدن
cut off بریدن
sect بریدن
amputate بریدن
sects بریدن
rase بریدن
sunder بریدن
cut back بریدن
defervescence بریدن تب
decapitation سر بریدن
incised بریدن
incise بریدن
skives بریدن
skiving بریدن
stag بریدن
stags بریدن
carving بریدن
exsect بریدن
exsind بریدن
amputating بریدن
amputates بریدن
amputated بریدن
incises بریدن
skived بریدن
skive بریدن
decapitate سر بریدن
decapitated سر بریدن
decapitates سر بریدن
decapitating سر بریدن
gride بریدن
truncating بریدن
truncates بریدن
truncated بریدن
truncate بریدن
exscind بریدن
expeditate بریدن
carve بریدن
hewn بریدن
amputation بریدن
dissevere بریدن
dissever بریدن
detruncate بریدن
hew بریدن
hewed بریدن
hewing بریدن
hews بریدن
dismemberment بریدن
mayhen بریدن
carved بریدن
carves بریدن
carvings بریدن
mangling بریدن
mangles بریدن
mangle بریدن
incide بریدن
severs بریدن
severing بریدن
severed بریدن
excision of clause بریدن
haggling بریدن
haggles بریدن
haggled بریدن
haggle بریدن
sever بریدن
stumps بریدن
stumped بریدن
stumping بریدن
intercept بریدن
intercepted بریدن
stump بریدن
slices بریدن
cuts بریدن
rifts بریدن
slice بریدن
shear بریدن
to ring off بریدن
intercepting بریدن
rift بریدن
cut بریدن
to cut off بریدن
chopped بریدن
tie up بریدن
chop بریدن
blank بریدن
blankest بریدن
intercepts بریدن
pine design طرح درخت کاج [که بیشتر در طرح های بندی خشتی و درختی بکار می رود.]
xanthochroid شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
fleece گوش بریدن
fells بریدن وانداختن
to riven laths توفال بریدن
felled بریدن وانداختن
hack ضربت بریدن
fleeces گوش بریدن
scam گوش بریدن
fleecing گوش بریدن
fell بریدن وانداختن
scams گوش بریدن
hacks ضربت بریدن
hacked ضربت بریدن
rough hew ناصاف بریدن
roughhew ناصاف بریدن
to whittle at پیوسته بریدن
cut and paste بریدن و چسباندن
cut to size به اندازه بریدن
cut to length طولی بریدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com