English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English Persian
valet پیشخدمت مخصوص ملازم
valeted پیشخدمت مخصوص ملازم
valeting پیشخدمت مخصوص ملازم
valets پیشخدمت مخصوص ملازم
Other Matches
maid in waiting پیشخدمت مخصوص
valetdechambre پیشخدمت مخصوص
ghillie ملازم
fraught ملازم
concomitant ملازم
gillie ملازم
armiger ملازم
varlet ملازم
adjuncts ملازم ضمیمه
gilly ملازم خادم
armiger ملازم شوالیه ها
retainer ملازم مستخدم
attendants ملازم موافب
attendant ملازم موافب
retainers ملازم مستخدم
adjunct ملازم ضمیمه
await ملازم کسی بودن
awaiting ملازم کسی بودن
awaited ملازم کسی بودن
awaits ملازم کسی بودن
matron of honor بانوی محترمه ملازم عروس
bottle holder نوکر یا ملازم پهلوان مشت زن
menad حوری زیبایی که ملازم دیونیسوس بوده
maenad حوری زیبایی که ملازم دیونیسوس بوده
paranymph دختر ملازم عروس به خانه داماد
office boy پیشخدمت
messman پیشخدمت
bellboys پیشخدمت
valet de chambre پیشخدمت
waiters پیشخدمت
bellboy پیشخدمت
waitress پیشخدمت زن
waiter پیشخدمت
waitresses پیشخدمت زن
hand maid پیشخدمت زن
khidmatgar پیشخدمت
tirewoman پیشخدمت زن
barmaid پیشخدمت میخانه
ancilla پیشخدمت زن کلفت
callboy پادو یا پیشخدمت
stewards پیشخدمت باشگاه
tapster پیشخدمت میخانه
servant خادم پیشخدمت
busboy کمک پیشخدمت
steward پیشخدمت باشگاه
waitress خانم پیشخدمت
barmaids پیشخدمت میخانه
busboys کمک پیشخدمت
waiter آقای پیشخدمت
garcon پیشخدمت مهمانخانه
servants خادم پیشخدمت
lutes گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lute گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
pursuivant پیشخدمت درالتزام بودن
caddie پیشخدمت پیشخدمتی کردن
caddying پیشخدمت پیشخدمتی کردن
indoor servant پیشخدمت یا ابداریا اشپز
caddies پیشخدمت پیشخدمتی کردن
potboy پسرک یا پیشخدمت ابجوفروشی
butlers پیشخدمت سفره ابدارباشی
butler پیشخدمت سفره ابدارباشی
caddied پیشخدمت پیشخدمتی کردن
writes وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
write وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
maid دوشیزه یا زن جوان پیشخدمت مونث
maids دوشیزه یا زن جوان پیشخدمت مونث
typefaces مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typeface مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
graphics کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
bellhops مخفف bopper bell پیشخدمت و پادو مهمانخانه
bellhop مخفف bopper bell پیشخدمت و پادو مهمانخانه
register که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registers که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
maid of honor ندیمه ساقدوش یا ملازم عروس ندیمه در باری
maids of honor ندیمه ساقدوش یا ملازم عروس ندیمه در باری
maid of honour ندیمه ساقدوش یا ملازم عروس ندیمه در باری
deletes کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
embedded code کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
dispersal airfield فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
slut دختر بی شرم دختر پیشخدمت
sluts دختر بی شرم دختر پیشخدمت
aerospace projection operations عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
especial مخصوص
particulars مخصوص
franchises حق مخصوص
specifics مخصوص
specific مخصوص
particular مخصوص
favorites مخصوص
favourite مخصوص
extra special مخصوص
favourites مخصوص
franc حق مخصوص
special مخصوص
francs حق مخصوص
vest pocket مخصوص
franchise حق مخصوص
heavy-duty مخصوص کارسنگین
specific search شناسایی مخصوص
idiosyncrasies حال مخصوص
specific weight وزن مخصوص
idiosyncrasy حال مخصوص
parts peculiar قطعات مخصوص
resistivity مقاومت مخصوص
special مخصوص خاص
selective signalling ارتباط مخصوص
specific resistivity مقاومت مخصوص
specifics مخصوص معین
aide-de-camp اجودان مخصوص
special drawing right حق برداشت مخصوص
special passport پاسپورت مخصوص
marque مدل مخصوص
special services خدمات مخصوص
special session جلسه مخصوص
special sheaf مروحه مخصوص
specific capacity فرفیت مخصوص
marque علامت مخصوص
special damage خسارت مخصوص
special corrections تصحیحات مخصوص
heavy duty مخصوص کارسنگین
specific energy انرژی مخصوص
low resistivity مقاومت مخصوص کم
specific مخصوص معین
aides-de-camp اجودان مخصوص
aide de camp اجودان مخصوص
terminology اصطلاح مخصوص
terminologies اصطلاح مخصوص
special troops یکانهای مخصوص
unit weight وزن مخصوص
specific gravities وزن مخصوص
g man بازرس مخصوص
proper مخصوص مقتضی
dry gap bridge پل مخصوص اب بریدگی
favourite or vor ویژه مخصوص
Afro pick شانه مخصوص فر
built in jack جک مخصوص نصب
generals معمولی و نه مخصوص
general معمولی و نه مخصوص
favorite مخصوص سوگلی
specific gravities ورن مخصوص
exempted station یکان مخصوص
specific gravity وزن مخصوص
specially مخصوص خاص
specific gravity ورن مخصوص
habiliments لباس مخصوص
bluck density وزن مخصوص
game کامپیوتر مخصوص
idoneous مختص مخصوص
idiocrasy حالت مخصوص
deffered maintenance نگهداری مخصوص
density جرم مخصوص
densities جرم مخصوص
chorea تشنج مخصوص
bolt پیچ مخصوص قفل کردن در
cuisse زره مخصوص ران
processor پردازنده جانبی مخصوص
cuish زره مخصوص ران
crewel نخ تابیده مخصوص قلابدوزی
cycle spanner اچار مخصوص تعمیردوچرخه
conductibility ضریب هدایت مخصوص
alemannic لهجهء مخصوص المانی
particle density وزن مخصوص حقیقی
columbia round تیراندازی مخصوص زنان
catcher's box محوطه مخصوص توپگیر
all weather hood کلاهک مخصوص هوا
cargo liners خط کشتیرانی مخصوص بار
anvil block سندان مخصوص اهنگری
canalboat قایق مخصوص کانال
handrails نرده مخصوص دستگیره
handrail نرده مخصوص دستگیره
nursery rhymes اشعار مخصوص کودکان
nursery rhyme اشعار مخصوص کودکان
pricket شمع مخصوص شمعدان
boot band کش مخصوص گتر شلوارنظامی
bird cage ماسک مخصوص خط نگهدار
poolroom اطاق مخصوص بیلیاردانگلیسی
target arrow تیر مخصوص تیراندازی
attack cargo ship ناوحمل و نقل مخصوص تک
armlet زرهء مخصوص دست
ashpit چاله مخصوص خاکستر
hollers صدای مخصوص هر حیوان
hollering صدای مخصوص هر حیوان
hollered صدای مخصوص هر حیوان
holler صدای مخصوص هر حیوان
phonograph connection پریز مخصوص پیکاپ
built up edge لبه مخصوص نصب
melinite مخصوص تهیه چاشنی
insulativity مقاومت ایزولاسیون مخصوص
respective بترتیب مخصوص خود
podium بالکن جایگاه مخصوص
podiums بالکن جایگاه مخصوص
g suit لباس مخصوص هوانوردی
freestone سنگ مخصوص تراش
jemmy دیلم مخصوص دزدان
fisherman's bend گره مخصوص قایقرانی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com