Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English
Persian
abortionist
کسی که موجب سقط جنین میشود
abortionists
کسی که موجب سقط جنین میشود
Other Matches
by con.
مفهوم مخالف ان جنین میشود
warehousing system
روشی که به موجب ان کالاهای وارداتی بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی به مملکت وارد و انبار میشود و این عوارض درموقع عرضه برای فروش اخذ میشود
lanugo
کرکی که در روی جنین انسان و برخی جانوران دیده میشود
expansion bearing
تکیه گاهی که موجب حرکت طولی یا دورانی میشود
anticatalyst
مادهای که موجب وقفهء واکنشهای حیاتی موجود میشود
quantity theory of money
نظریهای که به موجب ان قیمت هرکالا با مقدار پول تعیین میشود
an unclear condition which
consideration the ignoranceof causes شرط مجهولی که موجب جهل به عوضین میشود
yellow bile
مادهء زردی که در قدیم میگفتند از کبد ترشح میشود و موجب ایجادحالت سودایی میگردد
capitulation
تسلیم شدن به دشمن قرارداد کاپیتولاسیون قراردادی که به موجب ان امتیازات خاصی به یک دولت خارجی و اتباع ان داده میشود
estrogen
هورمن جنسی زنانه که موجب بروز سفات جنسی ثانویه زنان میشود
equitable estate
در CL مرتهن بالقوه مالک عین مرهونه میشود و بعلاوه تاسیسی وجوددارد که به موجب ان می توان حق از گرو دراوردن ملک را از راهن سلب کرد
liquidity preference theory
براساس این نظریه که بوسیله جان مینارد کینز اقتصاددان انگلیسی ارائه شده است پائین امدن نرخ بهره موجب افزایش نقدینگی و کاهش اوراق قرضه بهادار میشود .
letters of administration
حکم انتصاب امین ترکه سندی است که به موجب ان سمت مدیر یامدیره ترکه بلاوارث احراز میشود و به وی اختیار قیام به امور راجع به اداره ترکه را میدهد
implied malice
سوء نیتی است که به موجب نشانههای موجود در قانون درصورت سرزدن اعمال خاص از فرد و یا به وجود امدن شرایط خاص در موضوع موجود فرض میشود
aborticide
دوای جنین کش دوای سقط جنین
top
روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
sector
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sectors
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
universal
آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
chrysalis
جنین
foetuses
جنین
afterbirth
جنین
foetus
جنین
fetuses
جنین
embryos
جنین
chrysalises
جنین
embryo
جنین
germ
جنین
fetus
جنین
germs
جنین
miscarriage
سقط جنین
abortions
سقط جنین
ecbolic
جنین انداز
abortion
اسقاط جنین
foetation
تشکیل جنین
abortions
اسقاط جنین
mola
جنین کاذب
abortion
سقط جنین
miscarried
جنین ساقط
to have a miscarriage
جنین افگندن
miscarriages
سقط جنین
abortive foatus
جنین ساقط
implacental
بی جفت جنین
secundine
جفت جنین
embryogeny
تشکیل جنین
feticide
سقط جنین
fetal
وابسته به جنین
blood money of an unborn child
دیه جنین
embryogen
تشکیل جنین
aborsement
سقط جنین
abortment
سقط جنین
aborticide
جنین کشی
feticide
کشتن جنین
embryogeny
پیدایش جنین
embryogen
پیدایش جنین
foeticide
اسقاط جنین
foeticide
جنین کشی
wheatgerm
جنین گندم
foaticide
سقط جنین
foaticide
جنین کشی
chorion
مشیمه خارجی جنین
abortionist
سقط جنین کننده
abortionists
سقط جنین کننده
chorion
پرده بیرونی جنین
placenta
جفت جنین مشیمه
abortive foetus
جنین سقط شده
aplacental
فاقد جفت جنین
abortive medicines
ادویه مسقط جنین
mesoblast
میان پوست جنین
placentas
جفت جنین مشیمه
malposition
جابجا شدگی جنین
placental
وابسته به جفت جنین
malposition
حالت غیرطبیعی جنین
hypoblast
غشاء داخلی جنین
embryotomy
تشریح جنین درزهدان
eventration
جنین بی شکم یابی روده
mesoblast
لایه جرثومه میانی جنین
amnion
مشیمه پردهء دور جنین
embryos
جنین کمتر از هشت هفته
embryo
جنین کمتر از هشت هفته
placentation
پیوستگی جفت جنین بدیوارزهدان
miscarriages
سقط جنین غیر عمدی
yolk sac
کیسه زرده دورتادور جنین
miscarriage
سقط جنین غیر عمدی
blasetocyst
جنین تکامل یافته حیوانات پستاندار
fetuses
جنین بیش از هشت هفته حمل
embryoctony
ازمیان بردن یافاسدکردن جنین درزهدان
conception
لقاح تخم وشروع رشد جنین
conceptions
لقاح تخم وشروع رشد جنین
foetus
جنین بیش از هشت هفته حمل
teratology
مبحث شناسایی جنین ناقص الخلقه
foetuses
جنین بیش از هشت هفته حمل
occasions
موجب
incurs
موجب
contributive
موجب
occasioning
موجب
occasion
موجب
incurring
موجب
occasioned
موجب
contributory
موجب
incur
موجب
causes
موجب
inducement
موجب
incurred
موجب
origins
موجب
causing
موجب
offeror
موجب
in conformity with
بر موجب
inducements
موجب
cause
موجب
origin
موجب
whereby
که به موجب ان
conducive
موجب شونده
affords
موجب شدن
pleasing
موجب مسرت
cuse of a
موجب وحشت
effectuate
موجب شدن
sperms
موجب ایجادچیزی
promibitive
موجب منع
to bring forth
موجب شدن
give rise to
موجب شدن
brings
موجب شدن
bringing
موجب شدن
bring
موجب شدن
like a red rag to the bull
موجب خشم
entail
موجب شدن
thorns
موجب ناراحتی
thorn
موجب ناراحتی
entailed
موجب شدن
entailing
موجب شدن
entails
موجب شدن
stumbling block
موجب لغزش
stumbling blocks
موجب لغزش
ill fated
موجب بدبختی
scourger
موجب بلا
afforded
موجب شدن
affording
موجب شدن
sperm
موجب ایجادچیزی
afford
موجب شدن
gratifying
موجب خوشنودی
federal reserve system
سیستمی که به موجب ان
echoing
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoed
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoes
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echo
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
formed
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
form
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
perfoliate
درباب برگی گفته میشود که ساقه اش فاهرا ازتوی ان رد میشود
forms
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
trace
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
traces
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
traced
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
averaging
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averages
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averaged
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
average
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
loads
برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
load
برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
metencephalon
قسمتی از مغز جنین که سازنده مخچه وبصل النخاع است
avianize
ضعیف کردن ویروس بعلت کشت مکرر در جنین جوجه
germ layer
یکی از طبقات سلول ابتدایی جنین پس از تکمیل مرحله گاسترولا
germinal area
قسمتی از پلاستودرم که جنین اصلی مهره داران را تشکیل میدهد
dummy
متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود
soft
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
dummies
متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود
softer
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
softest
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
inotropic
موجب انقباض ماهیچه
sidesplitting
موجب تشنج پهلوها
incentives
اتش افروز موجب
smoke screen
موجب تاریکی وابهام
suspensor
موجب تعلیق نگاهدارنده
peristrephic
گرداننده موجب گردش
sufferance
سکوت موجب رضا
incentive
اتش افروز موجب
lactogenic
موجب ترشح شیر
evince
موجب شدن برانگیختن
evinces
موجب شدن برانگیختن
evincing
موجب شدن برانگیختن
ulcerative
موجب تولید زخم
hysterogenic
موجب اختناق رحمی
hysteroid
موجب اختناق رحمی
drawing card
موجب جلب توجه
resolutive
محلل موجب فسخ
evinced
موجب شدن برانگیختن
throughput
نرخ تولید ماشین یا سیستم که به عنوان کل اطلاعات مفید که در یک زمان پردازش میشود اندازه گیری میشود
suffix notation
عملیات ریاضی که به صورت منط ق نوشته میشود و نشانه پس از عددی که عمل روی آن انجام میشود می آید
town fog
نوعی مه یخ مانند که دردرجه حرارت خیلی پایین تولید میشود و معمولا درشهرهای پر جمعیت دیده میشود
master
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
mastered
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
seconds
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
seconded
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
second
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
seconding
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
masters
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
workgroup
خصوصیتی که به بستههای نرم افزاری استاندارد اضافه میشود که باعث کارایی بهتر آن در گروه کاربران شبکه میشود
faxing
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
fax
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxes
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxed
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com