English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 226 (13 milliseconds)
English Persian
computer word کلمه کامپیوتری
Search result with all words
integrated نرم افزار مثل سیستم عامل و پردازشگر کلمه که در سیستم کامپیوتری ذخیره شده است و طبق نیازهای سیستم است
word طول کلمه کامپیوتری که به صورت تعداد بیتها شمرده میشود
worded طول کلمه کامپیوتری که به صورت تعداد بیتها شمرده میشود
command کلمه یا عبارتی که توسط یک سیستم کامپیوتری تشخیص داده میشود و یک عمل را آغاز و پایان میکند
commanded کلمه یا عبارتی که توسط یک سیستم کامپیوتری تشخیص داده میشود و یک عمل را آغاز و پایان میکند
commands کلمه یا عبارتی که توسط یک سیستم کامپیوتری تشخیص داده میشود و یک عمل را آغاز و پایان میکند
pack دو رقم دهدهی با کد دودویی در یک کلمه کامپیوتری
packs دو رقم دهدهی با کد دودویی در یک کلمه کامپیوتری
piggyback دستیابی غیر مجاز به سیستم کامپیوتری که باید از طریق کلمه رمز یا ترمینال کاربر مجاز انجام شود
piggybacks دستیابی غیر مجاز به سیستم کامپیوتری که باید از طریق کلمه رمز یا ترمینال کاربر مجاز انجام شود
illegal ترکیب نادست بیتها در کلمه کامپیوتری طبق قوانین ز پیش تنظیم شده
label 1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف
labeling 1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف
labelled 1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف
labels 1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف
privilege دستورات کامپیوتری که فقط توسط یک حساب امتیاز دار قابل دستیابی هستند , مثل حذف حساب و دیگر تنظیم کابر جدید یا بررسی کلمه رمز
log کامپیوتری که مشخصات کاربر و داده کلمه رمز را بررسی میکند با پایگاه داده کاربر تا امکان اتصال به شبکه یا سرور را بدهد
logs کامپیوتری که مشخصات کاربر و داده کلمه رمز را بررسی میکند با پایگاه داده کاربر تا امکان اتصال به شبکه یا سرور را بدهد
variable کامپیوتری که در آن تعداد بیتهای یک کلمه متغیرند, و طبق نوع داده فرق می کنند
variables کامپیوتری که در آن تعداد بیتهای یک کلمه متغیرند, و طبق نوع داده فرق می کنند
integer دو کلمه کامپیوتری برای ذخیره عدد صحیح
integers دو کلمه کامپیوتری برای ذخیره عدد صحیح
fix تعداد بیتهای موجود که یک کلمه کامپیوتری را تشکیل میدهد
fixes تعداد بیتهای موجود که یک کلمه کامپیوتری را تشکیل میدهد
macwrite برنامه کاربردی پردازش کلمه برای ریزکامپیوتر مک اینتاش که توسط شرکت کامپیوتری APPLE ساخته شده است
Other Matches
hyphen فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
hyphens فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
logogriph نوعی معماکه چند کلمه داده میشود وشخص باید ازمیان این کلمات کلمه مطلوب راپیداکندویا از حروف انها کلمه مورد نیاز را بسازد
search and replace خصوصیتی در کلمه پرداز که به کاربر امکان یاتن کلمه یا عبارت خاص میدهد وآنرا با کلمه یا عبارت دیگری جایگزین میکند
worded تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
word تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
internally stored program کد برنامه کامپیوتری ذخیره شده روی Rom یک سیستم کامپیوتری
off line وسایلی که جزو دستگاه کامپیوتری مرکزی نیستند وسایل غیر کامپیوتری یاخودکار
least significant bit رقم دودویی در سمت راست یک کلمه که کمترین توان کلمه را می گیرد.
prefixes کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
statute at large چاپ قانون به طور کلمه به کلمه از روی متن اصلی
prefix کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
remoter ترمینال کامپیوتری متصل به سیستم کامپیوتری راه دور
remotest ترمینال کامپیوتری متصل به سیستم کامپیوتری راه دور
remote ترمینال کامپیوتری متصل به سیستم کامپیوتری راه دور
augment تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
word نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
worded نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
marker نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
markers نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
augmented تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
augmenting تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
augments تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
Persian rug [فرش ایرانی در حالت کلی کلمه که گاه با کلمه قالی شرقی نیز مانوس می باشد.]
to rime one word with another یک کلمه رابا کلمه دیگر قافیه اوردن
ring shift جابجایی داده به چپ و راست در یک کلمه بیتی که از موز کلمه بیفتد نادیده گرفته میشود و محلهای خالی با صفر پر می شوند
computerised ordering systems سیستم سفارش کامپیوتری خرید کامپیوتری
computer graphics نگاره سازی کامپیوتری گرافیک کامپیوتری
hypertext روش اتصال کلمه یا تصویر به صفحه بعد پس از انتخاب کلمه یا تصویر توسط کاربر
processor ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
synonyms کلمه مترادف کلمه هم معنی
synonym کلمه مترادف کلمه هم معنی
syllable جزء کلمه مقطع کلمه
syllables جزء کلمه مقطع کلمه
plug compatible manufacurer شرکت تولیدکننده تجهیزات کامپیوتری که بدون نیازمندی به رابطهای سخت افزاری یانرم افزاری اضافی میتواندبه سیستم کامپیوتری موجودوصل شود
lsb رقم دودویی که محل سمت راست کلمه را اشغال میکند و کمترین توان دو را در کلمه دارد که معمولا معادل رو به توان صفر است
softest محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
softer محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
keyword 1-کلمه دستور در زبان برنامه نویسی برای انجام عملی . 2-کلمه مهم در عنوان یا متنی که محتوای آن را می نویسد. 3-کلمهای که در رابط ه با متنی باشد
soft محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
enclitic متکی به کلمه قبلی کلمهای که تکیه ندارد و یااگر دارد تکیه اش رابکلمه پیش از خود میدهد ودر تلفظ بدان کلمه می چسبد
shift جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shifted جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shifts جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
computerization عمل معرفی یک سیستم کامپیوتری یا تبدیل راهنمابه سیستم کامپیوتری
softest حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
softer حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
soft حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
automation کامپیوتری کردن دستگاهها کامپیوتری کردن خودکارکردن سیستم
cycled تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycles تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
asynchronous 1-کامپیوتری که از یک عمل به عمل دیگر طبق سیگنالهای دریافت شده پس از خاتمه فرآیند تغییر میکند. 2-کامپیوتری که در آن یک فرآیند در آغاز ورود سیگنال یا داده آغاز میشود به جای اینکه مط ابق با باس ساعت باشد
computer simulation کامپیوتری
computerized کامپیوتری
verb کلمه
verbs کلمه
MOTs کلمه
MOT کلمه
parol کلمه
word for word کلمه به کلمه
verbatim <adv.> کلمه به کلمه
to the letter <adv.> کلمه به کلمه
letter for letter <adv.> کلمه به کلمه
faithfully <adv.> کلمه به کلمه
road sense کلمه
word for word <adv.> کلمه به کلمه
worded کلمه
word کلمه
exactly <adv.> کلمه به کلمه
computing system سیستم کامپیوتری
computerization کامپیوتری کردن
magazines computer oriented مجلات کامپیوتری
computer network شبکه کامپیوتری
computer music موسیقی کامپیوتری
computer museum موزه کامپیوتری
computer letter حرف کامپیوتری
computer language زبان کامپیوتری
tools در سیستم کامپیوتری
computer operation عملکرد کامپیوتری
computer printout چاپ کامپیوتری
computerized tomography رادیولوژی کامپیوتری
computerized mail پست کامپیوتری
computerized instruction اموزش کامپیوتری
computerized game playing بازیهای کامپیوتری
desktop publishing نشر کامپیوتری
computer utility خدمات کامپیوتری
computer system سیستم کامپیوتری
computer code رمز کامپیوتری
computer program برنامه کامپیوتری
computerizes کامپیوتری کردن
computerization کامپیوتری شدن
computerises کامپیوتری کردن
computer conferencing کنفرانس کامپیوتری
computerised کامپیوتری کردن
computerized کامپیوتری شده
computer circuits مدارهای کامپیوتری
computer crime جرم کامپیوتری
business type operation عملیات کامپیوتری
computerising کامپیوتری کردن
computer design طراحی کامپیوتری
computerizing کامپیوتری کردن
computer game بازی کامپیوتری
computer graphicist گرافیست کامپیوتری
computerize کامپیوتری کردن
computer drawing ترسیم کامپیوتری
graph هجای کلمه
graphs هجای کلمه
verbatim کلمه بکلمه
formative کلمه مشتق
word time زمان کلمه
double word کلمه مضاعف
doubleword کلمه مضاعف
etymon ریشه کلمه
qualifiers کلمه توصیفی
fallal کلمه بی معنی
falderol کلمه بی معنی
word choice کلمه بندی
parts of speech اقسام کلمه
word processors کلمه پرداز
word processor کلمه پرداز
wordmonger کلمه پرداز
synonym کلمه مترادف
adverbum کلمه بکلمه
fix که اندازه کلمه
verbiage [American English] کلمه بندی
qualifier کلمه توصیفی
diction کلمه بندی
cliche کلمه مبتذل
ablaut تصریف کلمه
catchword کلمه راهنما
alphabetic word کلمه الفبایی
control word کلمه کنترل
synonyms کلمه مترادف
choice of words کلمه بندی
data word کلمه داده
fixes که اندازه کلمه
trisyllable کلمه سه هجائی
passed کلمه عبور
pass کلمه عبور
literatim کلمه بکلمه
letter perfect کلمه بکلمه
machine word کلمه ماشین
chain از کلمه قبلی
chains از کلمه قبلی
keyword کلمه کلیدی
memory word کلمه حافظه
passes کلمه عبور
triliteral کلمه سه حرفی
toneme کلمه متشابه
the root of a word اصل کلمه
tessera کلمه عبور
reserved word کلمه محفوظ
word mark علامت کلمه
word length طول کلمه
prickleback کلمه ماهی
word length درازای کلمه
word mark نشان کلمه
numeric word کلمه عددی
mosul نکته کلمه
instruction word کلمه دستورالعمل
oath کلمه قسم
full word تمام کلمه
passwords کلمه رمز
vocable کلمه صوتی
fullword تمام کلمه
password کلمه رمز
half word نیم کلمه
ghost word کلمه غیرمصطلح
function word کلمه دستوری
code word کلمه رمز
wording کلمه بندی
hyphenation تقسیم کلمه
watchwords کلمه رمزی
watchword کلمه رمزی
code words کلمه رمز
full word کلمه کامل
oaths کلمه قسم
word processing پردازش کلمه
computer information system سیستم اطلاعات کامپیوتری
automatic digital network شبکه عددی کامپیوتری
computer independent language زبان مستقل کامپیوتری
automated intelligence file پرونده اطلاعاتی کامپیوتری
modelling ایجاد مدلهای کامپیوتری
FMS کنترل اعداد کامپیوتری
forms صفحهای از صفحات کامپیوتری
formed صفحهای از صفحات کامپیوتری
form صفحهای از صفحات کامپیوتری
computed tomography scanning مغز نگاری کامپیوتری
data card کارت اطلاعات کامپیوتری
multicomputer system سیستم چند کامپیوتری
tag بخشی از دستور کامپیوتری
computer simulation شبیه سازی کامپیوتری
computer serrices company شرکت خدمات کامپیوتری
computer programming برنامه نویسی کامپیوتری
hybrid computer system سیستم کامپیوتری دو رگه
computer graphics نگاره سازی کامپیوتری
computerized data base پایگاه دادههای کامپیوتری
computer typesetting حروف چینی کامپیوتری
tags بخشی از دستور کامپیوتری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com