Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (3 milliseconds)
English
Persian
loop control
کنترل حلقه زنی
Search result with all words
nest
بخشی از برنامه که یک حلقه کنترل در دیگری استفاده میشود
nests
بخشی از برنامه که یک حلقه کنترل در دیگری استفاده میشود
loop
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
looped
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loops
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loop control structure
ساختار کنترل حلقه
loop control variable
متغییر کنترل کننده حلقه
uncontrolled loop
حلقه کنترل نشده
Other Matches
base ring
حلقه یا رینگ تحتانی توپ حلقه پایه حلقه کف
loop
بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
looped
بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
loops
بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
cascade control
چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
write enable ring
حلقه پلاستیکی که باید قبل ازضبط اطلاعات روی حلقه نوارقرار گیرد
positioning band
حلقه تثبیت حلقه ثبات گلوله روی پوکه
nests
حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
ferrule
حلقه یا بست فلزی ته عصا حلقه
nest
حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
ferrules
حلقه یا بست فلزی ته عصا حلقه
control point
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
loops
حلقه درون حلقه دیگر
crispest
موجدارکردن حلقه حلقه کردن
crisper
موجدارکردن حلقه حلقه کردن
crisp
موجدارکردن حلقه حلقه کردن
looped
حلقه درون حلقه دیگر
loop
حلقه درون حلقه دیگر
crisps
موجدارکردن حلقه حلقه کردن
tokens
بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
task
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
tasks
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
electronic
مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
token
بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
bight
حلقه طناب مضاعف قایق حلقه طناب دوبل
apt
زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
processor
پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
control panel
صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
executives
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
control and reporting center
تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
executive
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
real time
سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
circulation control
کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
radio control
کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
rolleron
کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
flexible
کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
purl
حلقه حلقه شدن
purls
حلقه حلقه شدن
eye bolt
حلقه حلقه اتصال
quoit
حلقه پرتاب حلقه
purling
حلقه حلقه شدن
purled
حلقه حلقه شدن
convolute
حلقه حلقه کردن
wreathy
حلقه حلقه شده
IRQ
سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
inventory control
کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
control
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controls
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controlling
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
adjusting ring
حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
ctrl
کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
apt
یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control statement
حکم کنترل دستور کنترل
control sheet
صفحه کنترل چارت کنترل
block plot
صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
control stick
سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
tactical air controler
افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
controlled fragmentation
مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
subroutine
تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
goldie
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
remote control
کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
climb mode
روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
control officer
افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
simple network management protocol
سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
anti-
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
basics
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basic
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
go around mode
روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
quality control tests
ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
flight control
دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
airlift control element
عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
custody
مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
tactical air control center
مرکز کنترل نیروی هوایی تاکتیکی کنترل هوایی تاکتیکی
traffic post
پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
controlled net
شبکه مخابراتی کنترل شده مدار کنترل شده مخابراتی
collars
حلقه
collar
حلقه
for/next loop
حلقه NEXT/FOR
strap
حلقه
straps
حلقه
eyeing
حلقه
anadem
حلقه گل
earring
حلقه
metamere
حلقه
cycle
حلقه
cycled
حلقه
lunette
حلقه
hoop
حلقه
hoops
حلقه
whorls
حلقه
eye
حلقه
cycles
حلقه
ring
حلقه
do while loop
حلقه WHILE/DO
curled
حلقه
curls
حلقه
gyre
حلقه
grummet
حلقه
wreath
حلقه گل
wreaths
حلقه گل
eying
حلقه
flower cup
حلقه گل
convolution
حلقه
convolutions
حلقه
coil
حلقه
coiled
حلقه
coils
حلقه
reels
حلقه
eyes
حلقه
reeling
حلقه
ring aperture
حلقه
reeled
حلقه
reel
حلقه
ear ring
حلقه
curl
حلقه
verticil
حلقه
fascia
حلقه
hanks
حلقه
curly
حلقه حلقه
strop
حلقه
fascias
حلقه
volute
حلقه
volution
حلقه
meshing
حلقه
meshes
حلقه
mesh
حلقه
whorl
حلقه
looped
حلقه
wisp
حلقه
bell-flower
حلقه گل
loops
حلقه
loop
حلقه
wisps
حلقه
vortex
حلقه
vortexes
حلقه
vortices
حلقه
hank
حلقه
link
حلقه
ran
حلقه
gird
حلقه
fire control
کنترل کردن اتش کنترل اتش
loop
حلقه دارکردن
loop
حلقه طناب
coil
حلقه شدن
coiled
حلقه شدن
missing links
حلقه مفقوده
loop
حلقه شدن
coils
حلقه شدن
curls
حلقه کردن
loop
حلقه زدن
annulary
حلقه دار
annulate
حلقه دار
annulated
حلقه دار
annulation
تشکیل حلقه
annulose
حلقه دار
annulose
حلقه وار
loops
حلقه زدن
armature loop
حلقه ارمیچر
bale sling strop
حلقه بشکه
annular
حلقه وار
annular
حلقه مانند
swivelled
حلقه گردان
looped
حلقه طناب
annulus
حلقه حلقوی
adaptor piece
حلقه اتصال
looped
حلقه زدن
looped
حلقه شدن
loops
حلقه طناب
loops
حلقه دارکردن
looped
حلقه دارکردن
ringed
حلقه دار
frogs
حلقه کمربند
execute
حلقه اجرا
frog
حلقه کمربند
executed
حلقه اجرا
executes
حلقه اجرا
curl
حلقه کردن
executing
حلقه اجرا
encompassing
حلقه زدن
curl
پیچاندن حلقه
encompasses
حلقه زدن
encompassed
حلقه زدن
curl
حلقه بردار
encompass
حلقه زدن
swivel
حلقه گردان
bullrings
حلقه سینه
swivel
حلقه خودگرد
ran
حلقه کلاف .
horse
خرک حلقه
swivels
حلقه خودگرد
swivels
حلقه گردان
hoop
حلقه زدن به
hoop
حلقه بسکتبال
swivelled
حلقه خودگرد
hoops
حلقه زدن به
hoops
حلقه بسکتبال
bullring
حلقه سینه
encircling
حلقه زدن
encircles
حلقه زدن
ringleader
سر حلقه رهبرشورشیان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com