Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (30 milliseconds)
English
Persian
decelerate
کندکردن اهسته کردن
decelerated
کندکردن اهسته کردن
decelerates
کندکردن اهسته کردن
decelerating
کندکردن اهسته کردن
Other Matches
to gear down
باعوض کردن دنده کندکردن
stewed
اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stewing
اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stew
اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stews
اهسته جوشانیدن اهسته پختن
clogged
کندکردن
slackening
کندکردن
slackened
کندکردن
slacken
کندکردن
clogs
کندکردن
slackens
کندکردن
let up
کندکردن
clog
کندکردن
let-ups
کندکردن
let-up
کندکردن
tapping
ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tap
ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tapped
ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
slackened
اهسته کردن
trickle charge
پر کردن اهسته
slackening
اهسته کردن
slacken
اهسته کردن
slackens
اهسته کردن
to slack up
کم کم اهسته کردن
anneal
نرم کردن فلز به وسیله حرارت دادن و سرد کردن اهسته در کوره
decant
اهسته خالی کردن
gentle
اهسته ملایم کردن
gentler
اهسته ملایم کردن
gentlest
اهسته ملایم کردن
slows
اهسته کردن یاشدن
slow
اهسته کردن یاشدن
decanting
اهسته خالی کردن
decants
اهسته خالی کردن
decanted
اهسته خالی کردن
slowed
اهسته کردن یاشدن
slower
اهسته کردن یاشدن
slowest
اهسته کردن یاشدن
slowing
اهسته کردن یاشدن
elutriate
اهسته خالی کردن
cooing
اهسته بازمزمه ادا کردن
coo
اهسته بازمزمه ادا کردن
fudging
فریفتن اهسته حرکت کردن
fudges
فریفتن اهسته حرکت کردن
fudged
فریفتن اهسته حرکت کردن
fudge
فریفتن اهسته حرکت کردن
retard
عقب انداختن اهسته کردن
retarding
عقب انداختن اهسته کردن
retards
عقب انداختن اهسته کردن
coos
اهسته بازمزمه ادا کردن
cooed
اهسته بازمزمه ادا کردن
plodding
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
plod
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
plods
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
plodded
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
instilled
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instil
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instills
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instill
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instilling
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instils
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
pull out
خارج شدن موج سوار ازموج با کندکردن تخته
pull-outs
خارج شدن موج سوار ازموج با کندکردن تخته
pull-out
خارج شدن موج سوار ازموج با کندکردن تخته
paces
باگامهای اهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن
pace
باگامهای اهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن
paced
باگامهای اهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن
parade lap
رژه اهسته دور پیست برای گرم کردن
slow pill
ماده شیمیایی که بطورغیرمجاز به اسب برای کندکردن سرعتش تزریق میشود
pussyfoot
دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
drawls
کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawling
کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawled
کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawl
کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
paced
با قدم اهسته رفتن قدم رو کردن
pace
با قدم اهسته رفتن قدم رو کردن
paces
با قدم اهسته رفتن قدم رو کردن
below ones breath
اهسته
low low
اهسته اهسته
cattish
اهسته رو
slowly
اهسته
tardo
اهسته
catlike
اهسته رو
silently
اهسته
plodder
اهسته رو
at a slow pace
اهسته
largo a
اهسته
fabian
اهسته رو
lentamente
اهسته
lento a
اهسته
indistinct
اهسته
low
اهسته
limper
اهسته رو
ritardando
اهسته تر
languidly
اهسته
gradual
اهسته
slower
اهسته
slowed
اهسته
lightly
اهسته
slow
اهسته
slows
اهسته
slow down
اهسته
slow footed
اهسته
slowing
اهسته
quietly
اهسته
slowest
اهسته
slow paced
اهسته خرام
trudge
قدم اهسته
dogtrot
یورتمه اهسته
trudged
قدم اهسته
trudges
قدم اهسته
dab
اهسته زدن
low
پایین اهسته
lagging
اهسته کند
slid
اهسته رفتن
simmer
اهسته جوشیدن
dead slow
خیلی اهسته
to burn down or low
اهسته ترسوختن
crawls
اهسته خزیدن
softens
اهسته ترکردن
andante
نسبتا اهسته
softened
اهسته ترکردن
soften
اهسته ترکردن
largo
اهسته و مفصل
simmered
اهسته جوشیدن
goose-stepping
قدم اهسته
jog trot
کاریکنواخت و اهسته
slow and steady
اهسته وپیوسته
goose-stepped
قدم اهسته
goose-step
قدم اهسته
piaffer
یورتمه اهسته
pianissimo
بسیار اهسته
jiggle
تکان اهسته
slow paced
اهسته گام
jiggling
تکان اهسته
goose-steps
قدم اهسته
percuss
اهسته زدن به
dabbed
اهسته زدن
simmering
اهسته جوشیدن
mealy mouthed
اهسته حرف زن
dabs
اهسته زدن
mealy-mouthed
اهسته حرف زن
rallenttando
بتدریج اهسته تر
jiggled
تکان اهسته
simmers
اهسته جوشیدن
slow ahead
اهسته به جلو
languid
بی حال اهسته
jiggles
تکان اهسته
crawled
اهسته خزیدن
crawl
اهسته خزیدن
to burn down ar low
اهسته ترسوختن
jogged
اهسته دویدن
jog
اهسته دویدن
goose step
قدم اهسته
dink
ضربه اهسته
tipping
ضربت اهسته
susurration
سخن اهسته
lockstep
قدم اهسته
jogs
اهسته دویدن
tapping
اهسته زدن
tip
ضربت اهسته
jogging
اهسته دویدن
sluggish
بطی اهسته رو
to wear away
اهسته راندن
tap
اهسته زدن
trudging
قدم اهسته
tapped
اهسته زدن
drifted
مقصود جریان اهسته
creeper
گوی غلطان و اهسته
jiggled
اهسته تکان دادن
coddling
اهسته جوشاندن یا پختن
tap
ضربت اهسته شیر
joggers
کسیکه اهسته می دود
coddled
اهسته جوشاندن یا پختن
coddles
اهسته جوشاندن یا پختن
oozed
اهسته جریان یافتن
tapping
ضربت اهسته شیر
clammy
سرد ومرطوب اهسته رو
drift
مقصود جریان اهسته
oozing
اهسته جریان یافتن
tapped
ضربت اهسته شیر
jogger
کسیکه اهسته می دود
drifting
مقصود جریان اهسته
to speak under one's breath
اهسته سخن گفتن
slow burning conductor
سیم اهسته سوز
oozes
اهسته جریان یافتن
coddle
اهسته جوشاندن یا پختن
jiggling
اهسته تکان دادن
indistinct noise
صدای اهسته و نامعلوم
ooze
اهسته جریان یافتن
ruffles
صدای طبل اهسته
ruffling
صدای طبل اهسته
jiggles
اهسته تکان دادن
heavy footed
اهسته وسنگین درحرکت
ruffle
صدای طبل اهسته
whispery
اهسته صحبت کننده
to tread light
اهسته لگد زدن
drifts
مقصود جریان اهسته
creepers
گوی غلطان و اهسته
doggo
اهسته ناپدید شونده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com