English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
backpack کوله پشتی مخصوص بارهای پرحجم
backpacks کوله پشتی مخصوص بارهای پرحجم
Other Matches
tump line طناب یا تسمه کوله پشتی مال بند سینه کوله پشتی
climbing sack کوله پشتی
climbing pack کوله پشتی
kits کوله پشتی
kit کوله پشتی
rucksack کوله پشتی
rucksacks کوله پشتی
haversack کوله پشتی
haversacks کوله پشتی
pack کوله پشتی
packs کوله پشتی
swag کوله پشتی
knapsack کوله پشتی
packsack کوله پشتی
kit bag کوله پشتی
knapsacks کوله پشتی
knapsacks کوله پشتی کوچک
knapsack کوله پشتی کوچک
pack frame کوله پشتی زین دار
air delivery container جعبههای مخصوص حمل بارهای هوایی جعبه حامل بار در نقل و انتقال هوایی
bulk پرحجم
one shot یک بارهای
door bundle بارهای دستی
moving loads بارهای متحرک
amphibious pack بارهای اب خاکی
safe loads tables جداول بارهای مجاز
air cargo بارهای محمول هوایی
floating rates نرخهای بارهای دریایی
cross loading تقسیم بارهای هواپیما
unbalanced rolling masses بارهای غلطان نامتعادل
block storing انبار کردن بارهای قوال
nmos مداری که ازجریان تولید شده بارهای منفی استفاده میکندOS
n channel mos مداری که از جریان تولید شده بارهای منفی استفاده میکند
knapsack کوله بار
knapsacks کوله بار
haversack کوله بار
summit pack کوله قله
haversacks کوله بار
fardel کوله بار
load کوله بار
kit bag کوله بار
loads کوله بار
body of carpenter's plane کوله رنده نجاری
colle system سیستم کوله در پیاده وزیر
direct loading مجموعه نیروهائیکه مستقیمابه ساختمان اثر میکند وشامل بارهای زنده و مرده میباشد
electrostatics بخشی از علم فیزیک که درباره پدیدههای قوه جاذبه و دافعه بارهای الکتریکی گفتگومینماید
lutes گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lute گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
write وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
writes وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
typeface مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typefaces مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
graphics کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
coulomb's law نیروی بین دوبار الکتریکی یا مغناطیسی باحاصل ضرب بارهای انهانسبت مستقیم و با مربع فاصله انها از هم نسبت عکس دارد
groupage ادغام نمودن بارهای مختلف جهت حمل ترکیب در حمل
spinal پشتی
posterior پشتی
backs پشتی
back پشتی
backing پشتی
at the back of به پشتی
backpart پشتی
trailng پشتی
backrest پشتی
hindering پشتی
hinder پشتی
hinders پشتی
back door در پشتی
dorsal پشتی
dorsad پشتی
hindered پشتی
tergal پشتی
spinally پشتی
sparsity کم پشتی
pillows پشتی مخده
backing pawl ضامن پشتی
pillow پشتی مخده
density of traffic پر پشتی امد و شد
to give a knee to پشتی کردن
dossel پشتی فهری
dossel پشتی ظهری
dossal پشتی ظهری
bolster پشتی کردن
dorsal fin بالچه پشتی
dorsolateral پشتی و جانبی
dorsomedial پشتی- میانی
dossal پشتی فهری
bolstered پشتی کردن
to keep in countenance پشتی کردن
to stick up for پشتی کردن
bolsters پشتی کردن
negrophilism پشتی از سیاهان
padded پشتی دار
backless بدون پشتی
sparseness کم پشتی پراکندگی
pad لایه پشتی
pads لایه پشتی
trailing edge لبه پشتی
backed پشتی دار
register که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registers که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
swagman مسافرکوله پشتی دار
dossal پشتی صندلی وغیره
dorsomedial thalamus تالاموس پشتی- میانی
pillow [قالیچه اندازه پشتی]
dossel پشتی صندلی وغیره
ladder back دارای پشتی بلند
rear [front] connection اتصال [جلوئی] پشتی
turtle graphics گرافیک لاک پشتی
back پشتی کنندگان تکیه گاه
seat back adjustment knob دکمه تنظیم پشتی صندلی
back پشتی کردن پشت انداختن
windsor chair صندلی دارای پشتی منحنی
benchstool نیمکت [صندلی] بدون پشتی
backs پشتی کردن پشت انداختن
backless bench نیمکت [صندلی] بدون پشتی
backs پشتی کنندگان تکیه گاه
delete کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
granger عضو انجمن پشتی بانان کشاورزی
to stand by a person از کسی پشتی یا حمایت یانگهداری کردن
trailing zeros صفرهای پشتی [دنباله دار] [ریاضی]
dorsiventral دارای قسمت پشتی وشکمی مشخص
wing chair مبل دارای پشتی و دستههای چوبی و سفت
embedded code کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
dispersal airfield فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
ball cushion دیوار پشتی دار در انتهای مسیر گوی بولینگ که مانع برگرداندن میله به مسیر میشود
faldstool صندلی تا شو بدون پشتی صندلی راحتی
to stand up for پشتی یا حمایت کردن از طرفداری کردن از
aerospace projection operations عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
background تصویر نمایش داده شده به عنوان صفحه پشتی در برنامه یا ویندوز GUI. این تصویر حرکت نمیکند و اختلافی در برنامه ایجاد نمیکند
backgrounds تصویر نمایش داده شده به عنوان صفحه پشتی در برنامه یا ویندوز GUI. این تصویر حرکت نمیکند و اختلافی در برنامه ایجاد نمیکند
franchise حق مخصوص
francs حق مخصوص
particular مخصوص
franc حق مخصوص
specifics مخصوص
specific مخصوص
vest pocket مخصوص
franchises حق مخصوص
favorites مخصوص
favourite مخصوص
favourites مخصوص
especial مخصوص
special مخصوص
particulars مخصوص
extra special مخصوص
favourite or vor ویژه مخصوص
favorite مخصوص سوگلی
idiocrasy حالت مخصوص
special passport پاسپورت مخصوص
exempted station یکان مخصوص
special services خدمات مخصوص
special drawing right حق برداشت مخصوص
special damage خسارت مخصوص
g man بازرس مخصوص
resistivity مقاومت مخصوص
selective signalling ارتباط مخصوص
specifics مخصوص معین
marque مدل مخصوص
marque علامت مخصوص
maid in waiting پیشخدمت مخصوص
low resistivity مقاومت مخصوص کم
idoneous مختص مخصوص
habiliments لباس مخصوص
special corrections تصحیحات مخصوص
bluck density وزن مخصوص
special مخصوص خاص
special session جلسه مخصوص
dry gap bridge پل مخصوص اب بریدگی
parts peculiar قطعات مخصوص
Afro pick شانه مخصوص فر
unit weight وزن مخصوص
specific gravity ورن مخصوص
proper مخصوص مقتضی
specific gravity وزن مخصوص
specific gravities ورن مخصوص
bolt پیچ مخصوص قفل کردن در
specific gravities وزن مخصوص
valetdechambre پیشخدمت مخصوص
specific weight وزن مخصوص
specific search شناسایی مخصوص
special sheaf مروحه مخصوص
special troops یکانهای مخصوص
deffered maintenance نگهداری مخصوص
heavy duty مخصوص کارسنگین
heavy-duty مخصوص کارسنگین
specific capacity فرفیت مخصوص
specific energy انرژی مخصوص
idiosyncrasies حال مخصوص
idiosyncrasy حال مخصوص
specific resistivity مقاومت مخصوص
chorea تشنج مخصوص
built in jack جک مخصوص نصب
specific مخصوص معین
density جرم مخصوص
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com