English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
letter quality کیفیت حرفی
Other Matches
floating غیر ثابت . حرفی که جدا از حرفی است که باید به آن وصل باشد
retrain ایجاد مجدد اتصال با کیفیت باتری وقتی که کیفیت خط خیلی بد باشد
garbage اصط لاحی که در آن دقت و کیفیت اطلاع خروجی بستگی به کیفیت ورودی دارد
gigo اصط لاحی که بیان میکند دقت و کیفیت اطلاع خروجی بستگی به کیفیت ورودی دارد
spinwriter چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
letter quality printer چاپگر با کیفیت حروف خوب چاپگر با کیفیت عالی
quality control tests ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
pauciloquy کم حرفی
uniliteral یک حرفی
monomial تک حرفی
reviling بد حرفی
long tongue پر حرفی
taciturnity کم حرفی
incommunicativeness کم حرفی
incommunicatively با کم حرفی
garrulity پر حرفی
lexical حرفی
lettered حرفی
triliteral سه حرفی
pass a remark حرفی زدن
palaver پر حرفی کردن
who said so? که چنین حرفی زد
triliteral کلمه سه حرفی
four-letter word واژهیچهار حرفی
what have you to say? چه حرفی دارید
triliteralism حالت سه حرفی
four-letter words واژهیچهار حرفی
literal حرفی لفظی
To tald someones head off. سر کسی را بردن ( با پ؟ حرفی )
trigram هجای بی معنی سه حرفی
To take offence at something . To take something to heart . حرفی را بدل گرلتن
slip of the tongue <idiom> حرفی رانسنجیده زدن
teragram واژه چهار حرفی
Suit the action to the word. حرفی را فورا" عملی کردن
labialize حرفی را بصورت شفوی اداکردن
null رشتهای که هیچ حرفی ندارد
That is fine by me if you agree. اگر موافقی من هم حرفی ندارم
to insert a letter in a word حرفی را در میان واژهای جادادن
spirant حرفی که بااصطکاک نفس اداگردد
epenthesis الحاق حرفی درمیان کلمه
speak a word چیزی بگویید حرفی بزنید
trigraph سه حرفی که مجموعانمایشگر یک صوت باشد
to gain any ones ear کسیرا اماده شنیدن حرفی
emptied هر متغیری که حاوی هیچ حرفی نیست
emptier هر متغیری که حاوی هیچ حرفی نیست
empties هر متغیری که حاوی هیچ حرفی نیست
emptiest هر متغیری که حاوی هیچ حرفی نیست
empty هر متغیری که حاوی هیچ حرفی نیست
null حرفی که معنای هیچ چیز میدهد.
But no one was ever talking about that! اما هیچکس در آن مورد حرفی نزد!
escape character حرفی که نشان دهنده کد espace باشد
to make a remark حرفی زدن افهار نظری کردن
slides تبدیل تلفظ حرفی به حرف دیگری لغزنده
slide تبدیل تلفظ حرفی به حرف دیگری لغزنده
erase character حرفی که به معنای انجام هیچ کار است
d. letter حرفی که درسالنامه دلالت برروز یک شنبه میکند
ascii حرفی که در لیست ASCII حروف قرار دارد
logograph واژه یا علامت یا حرفی که مخفف کلمات یا کلمهای باشد
new حرفی که نشانه گر یا نوک چاپ را به اول خط بعدی می برد
new- حرفی که نشانه گر یا نوک چاپ را به اول خط بعدی می برد
newer حرفی که نشانه گر یا نوک چاپ را به اول خط بعدی می برد
newest حرفی که نشانه گر یا نوک چاپ را به اول خط بعدی می برد
logogram واژه یا علامت یا حرفی که مخفف کلمات یا کلمهای باشد
quality کیفیت
how کیفیت
color کیفیت
featuring کیفیت
features کیفیت
featured کیفیت
kinds کیفیت
kindest کیفیت
kind کیفیت
feature کیفیت
qualities کیفیت
states کیفیت
modalities کیفیت
modality کیفیت
state کیفیت
stating کیفیت
stated کیفیت
state- کیفیت
fill پر کردن حروف با جای خالی به طوری که هیچ حرفی جا نماند
ends عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد
fills پر کردن حروف با جای خالی به طوری که هیچ حرفی جا نماند
numeric حرفی که در برخی حالت برای نشان دادن یک عدد است .
ended عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد
end عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد
LIST chunk که چهار حرفی LIST که حاوی مجموعهای از زیر عضو است
print quality کیفیت چاپ
quality assurance اطمینان از کیفیت
quality certificate گواهی کیفیت
outness کیفیت خارجی
magnetic quantity کیفیت مغناطیسی
circumstances چگونگی کیفیت
quality engineering مهندسی کیفیت
gestaltqualitat کیفیت گشتالتی
drawing quality کیفیت کشش
cutting quality کیفیت برش
image quality کیفیت تصویر
letter quality کیفیت حرف
qualitatively از لحاظ کیفیت
acceptable quality level کیفیت مناسب
spiritusoity کیفیت معنوی
grades کلاس کیفیت
certificate of quality گواهی کیفیت
quality بهترین کیفیت
ubiety کیفیت مکان
number بیان کیفیت
Quality Control کنترل کیفیت
numbers بیان کیفیت
qualities بهترین کیفیت
quality control کنترل کیفیت
grade کلاس کیفیت
codepages تعریف حرفی که توسط کلیدی از صفحه کلید ایجاد شده است
nundinal letter حرفی برای نامیدن هریک ازهشت روز بازار بکار میرفت
speciality اختصاص کیفیت ویژه
gross national quality کیفیت ناخالص ملی
air quality criterion معیار کیفیت هوا
ambient quality standard استاندارد کیفیت پرمون
specialty اختصاص کیفیت ویژه
nlq کیفیت تقریبا" عالی
high quality steel فولاد با کیفیت خوب
fair average quality کیفیت متوسط مناسب
quality control approval تایید کنترل کیفیت
letter quality چاپ با کیفیت خوب
specialities اختصاص کیفیت ویژه
plays کیفیت یاسبک بازی
signal quality detector اشکارگر کیفیت سیگنال
playing کیفیت یاسبک بازی
played کیفیت یاسبک بازی
play کیفیت یاسبک بازی
speciosity کیفیت معین ومشخص
high quality cast iron چدن با کیفیت عالی
stamping quality کیفیت قالب گیری
tetragraph کلمه رمز چهار حرفی برای اسم گذاری و مشخص کردن وسایل
contractor quality control سیستم کنترل کیفیت پیمانها
control chart جدول کنترل کیفیت تولید
telemetry اندازه گیری یک کمیت یا کیفیت
thread fineness [ضریبی جهت تعیین کیفیت نخ]
photorealistic که کیفیت و روشنایی عکس را دارد
fine کیفیت بسیار بالا و عالی
degradation کیفیت پایین سیگنال یا تصویر
fined کیفیت بسیار بالا و عالی
quality control کنترل کیفیت مواد و یا کالاها
acceptable quality level سطح کیفیت قابل قبول
finest کیفیت بسیار بالا و عالی
high quality sheet steel ورق فولادی با کیفیت خوب
quality assurance عملیات اطمینان از کیفیت جنس
vertical diagraph شکلی از سیستم رمز دو حرفی است که یک حرف بالا و یکی پایین نوشته میشود
layers لایهای که کیفیت اتصال را بررسی میکند
carats معیار اندازه گیری کیفیت طلا
layer لایهای که کیفیت اتصال را بررسی میکند
prints کیفیت متن یا گرافیک چاپ شده
highs وسیله با کیفیت بالا و مشخصات خوب
high وسیله با کیفیت بالا و مشخصات خوب
carat معیار اندازه گیری کیفیت طلا
highest وسیله با کیفیت بالا و مشخصات خوب
print کیفیت متن یا گرافیک چاپ شده
performance قطعه با کیفیت بالا یا با خصوصیات خوب
draft چاپ با کیفیت پایین و سرعت بالا
performances قطعه با کیفیت بالا یا با خصوصیات خوب
printed کیفیت متن یا گرافیک چاپ شده
drafts چاپ با کیفیت پایین و سرعت بالا
drafted چاپ با کیفیت پایین و سرعت بالا
quality بررسی اینکه کیفیت یک محصول خوب است
outwardness کیفیت فاهر دلبستگی بچیزهای خارجی یامادی
qualities بررسی اینکه کیفیت یک محصول خوب است
correspondence quality چاپ با کیفیت بالا توسط چاپگرهای لیزری
zygosity کیفیت تخم لقاح شده پیوند جنسی
draft mode چاپ با کیفیت پایین روی بعضی چاپگرها
clapper بخش مکانیکی چاپگر dot matrix که سوزنهای چاپ را می چرخاند به سوی ریبون تا حرفی را روی صفحه بنویسد
clappers بخش مکانیکی چاپگر dot matrix که سوزنهای چاپ را می چرخاند به سوی ریبون تا حرفی را روی صفحه بنویسد
BMP در گرافیک مشخصه سه حرفی نام فایل برای فایلی که حاوی تصویر گرافیکی -bit map شده است
to effuse از خود بیرون [بروز] دادن [مانند مایع نور بو یا کیفیت]
traffic مط العه زمان , نوع و کیفیت پیام ها و سیگنالهای پردازش شده در یک سیستم
TFT screen روش ایجاد صفحه نمایش LCD با کیفیت بالا در کامپیوترهای Laptop
sub woofer هرتز , که در دستگاههای معمولی برای افزایش کیفیت صدا استفاده میشود
to p off an awkward situation حواس خود را از کیفیت بدی منحرف و به چیز دیگری متوجه کردن
traffics مط العه زمان , نوع و کیفیت پیام ها و سیگنالهای پردازش شده در یک سیستم
trafficking مط العه زمان , نوع و کیفیت پیام ها و سیگنالهای پردازش شده در یک سیستم
CD quality چیزی که میتواند کیفیت ضبط مشابه با دیسک فشرده داشته باشد
trafficked مط العه زمان , نوع و کیفیت پیام ها و سیگنالهای پردازش شده در یک سیستم
redirected حرفی در سیستم عامل برای نشان دادن اینکه خروجی یک برنامه به عنوان ورودی دیگری به کار می رود. در DOS حرف
redirect حرفی در سیستم عامل برای نشان دادن اینکه خروجی یک برنامه به عنوان ورودی دیگری به کار می رود. در DOS حرف
redirecting حرفی در سیستم عامل برای نشان دادن اینکه خروجی یک برنامه به عنوان ورودی دیگری به کار می رود. در DOS حرف
redirects حرفی در سیستم عامل برای نشان دادن اینکه خروجی یک برنامه به عنوان ورودی دیگری به کار می رود. در DOS حرف
echo هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoed هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoes هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoing هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
fills حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
fill حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
question mark " که نشان دهنده این است که یک حرفی در این محل تط ابق ایجاد میکند
question marks " که نشان دهنده این است که یک حرفی در این محل تط ابق ایجاد میکند
images توانایی صفحه نمایش برای تولید تصویر با کیفیت خوب و بدون پرسش
image توانایی صفحه نمایش برای تولید تصویر با کیفیت خوب و بدون پرسش
guarantees متن قانونی که صحت کار ماشین یا کیفیت خوب یک موضوع را تایید میکند
guarantee متن قانونی که صحت کار ماشین یا کیفیت خوب یک موضوع را تایید میکند
guaranteed متن قانونی که صحت کار ماشین یا کیفیت خوب یک موضوع را تایید میکند
literal چاپ خطا وقتی که حرفی با دیگری جایگزین شود و یا وقتی دو حرف منتقل شوند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com