English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (35 milliseconds)
English Persian
go گذشتن عبور کردن
goes گذشتن عبور کردن
Other Matches
to go to رعایت کردن گذشتن از
to go through رسیدگی کردن گذشتن از
brush تماس حاصل کردن واهسته گذشتن
brushes تماس حاصل کردن واهسته گذشتن
challengo ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
wading crossing عبور از اب درقسمتهای قابل عبور
garnished علامت محل عبور سیم مسلح کردن توقیف کردن
garnish علامت محل عبور سیم مسلح کردن توقیف کردن
garnishes علامت محل عبور سیم مسلح کردن توقیف کردن
energy transition عبور انرژی [ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
pass عبور کردن
crosser عبور کردن
cruising عبور کردن
cruises عبور کردن
passes عبور کردن
cruise عبور کردن
traverses عبور کردن
overfly عبور کردن
traversing عبور کردن
traversed عبور کردن
traverse عبور کردن
cross عبور کردن
transit عبور کردن
crosses عبور کردن
crossest عبور کردن
passed عبور کردن
cruised عبور کردن
cuts عبور کردن گذاشتن
cut عبور کردن گذاشتن
traject از محلی عبور کردن
reversion هبه کردن مال غیر منقول بخ کسی به شرط حدوث امری در خارج یا گذشتن مدت معین هبه مشروط
throttled پت پت کردن عبور کم کم روغن یامایع
throttling پت پت کردن عبور کم کم روغن یامایع
throttle پت پت کردن عبور کم کم روغن یامایع
throttles پت پت کردن عبور کم کم روغن یامایع
passage of lines عبور کردن ازخط یک یکان دیگر
ranged عبور کردن مسطح کردن
traverse عبور کردن قطع کردن
traversed عبور کردن قطع کردن
traverses عبور کردن قطع کردن
range عبور کردن مسطح کردن
ranges عبور کردن مسطح کردن
traversing عبور کردن قطع کردن
to run on گذشتن
crosses گذشتن
crossest گذشتن
passed گذشتن
bypassing گذشتن
passes گذشتن
traffics گذشتن
to pass on گذشتن
get through گذشتن از
elapses گذشتن
traverses گذشتن از
overpass گذشتن از
traversed گذشتن از
overpasses گذشتن از
pass on در گذشتن
traverse گذشتن از
go over گذشتن
cross گذشتن
go by گذشتن
crosser گذشتن
traversing گذشتن از
pass گذشتن
bypass گذشتن
intercross از هم گذشتن
bypassed گذشتن
bypasses گذشتن
elapse گذشتن
interpenetrate از هم گذشتن
traffic گذشتن
trafficking گذشتن
to go by گذشتن
blow over گذشتن
trafficked گذشتن
to blow over گذشتن
elapsing گذشتن
forbears گذشتن از
forbear گذشتن از
to pass a way گذشتن
to pound the filed غیر قابل عبور کردن ازحصاری که برای دیگران غیرقابل عبوراست
overrides سواره گذشتن از
fleets بسرعت گذشتن
sweep بسرعت گذشتن از
overgo رسیدن به گذشتن
filrate از صافی گذشتن
override سواره گذشتن از
overridden سواره گذشتن از
overrode سواره گذشتن از
overslaugh نادیده گذشتن
to go over گذشتن گذرکردن
traject از مسیربخصوصی گذشتن
to pass off برگذارشدن گذشتن
fleet بسرعت گذشتن
overdue گذشتن موعد
lapseof centuries مروریا گذشتن قرنها
get over ازروی چیزی گذشتن
to rush a stream از نهری تند گذشتن
exceed the deadline گذشتن از مهلت مقرر
to slice the air هواراشکافتن وازان گذشتن
Passover گذشتن از پشت موج سواردیگر
overleap جستن از روی نادیده گذشتن از
bloop عبور دادن مغناطیس از روی نوار برای پاک کردن سیگنالهایی که نیازی به آنها نیست
pass shooting شکار مرغابی هنگام گذشتن ازبالای موضع شکارچی
toll thorough وجهی که بابت گذشتن ازمعابر عمومی یا شاهراههاپرداخت میشود
to shunt somebody aside کسی را در مورد موضوعی کنار گذشتن [اصطلاح مجازی]
to put [throw] [toss] somebody on to the scrap heap کسی را در مورد موضوعی کنار گذشتن [اصطلاح مجازی]
to put somebody on the back burner کسی را در مورد موضوعی کنار گذشتن [اصطلاح مجازی]
to put somebody in a backwater کسی را در مورد موضوعی کنار گذشتن [اصطلاح مجازی]
reeve ازتنگنا یا جای باریکی گذشتن نخ را از سوراخ سوزن گذراندن
traffic post پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
shed stick چوب هاف [چوبی است نازک تر از کوجی که برای جدا کردن تارها در موقع عبور دادن پود بکار می رود.]
after top center تعداد درجات گردش میل لنگ بعد از گذشتن پیستون از نقطه مرگ بالا
after bottom center تعداد درجات گردش میل لنگ بعد از گذشتن پیستون از نقطه مرگ پایین
byes صعود به دور بعدبه سبب نداشتن حریف گذشتن توپ از خط عرضی دروازه امتیاز بدون توپزن
bye صعود به دور بعدبه سبب نداشتن حریف گذشتن توپ از خط عرضی دروازه امتیاز بدون توپزن
innocent passage مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
taximan متصدی تاکسی کردن هواپیماها متصدی عبور ومرور هواپیماها روی باند
carries گذشتن گوی از یک نقطه یا شی ء مسافتی که گوی در هوا می پیماید
carried گذشتن گوی از یک نقطه یا شی ء مسافتی که گوی در هوا می پیماید
carrying گذشتن گوی از یک نقطه یا شی ء مسافتی که گوی در هوا می پیماید
carry گذشتن گوی از یک نقطه یا شی ء مسافتی که گوی در هوا می پیماید
passage of lines عبور از خط
cross-Channel عبور
alpha canis majoris عبور
tolling حق عبور
tolls حق عبور
rights of way حق عبور
right of passage حق عبور
crossing عبور
transmission عبور
passages عبور
transmissions عبور
road haulage حق عبور
transmittal عبور
transmittance عبور
transit عبور
fording عبور از اب
passages حق عبور
right of way حق عبور
passage عبور
passage حق عبور
transmittancy عبور
toll حق عبور
passwords اسم عبور
light passing عبور نور
trafficking عبور و مرور
shallow fording عبور از اب کم عمق
laissez passer پروانه عبور
toll عوارض عبور
tolling عوارض عبور
communication عبور اطلاعات
trafficked عبور و مرور
safe conduct رخصت عبور
band pass نوار عبور
tolls عوارض عبور
passavani سند عبور
faring هزینه عبور
fares هزینه عبور
fared هزینه عبور
penstock مجرای عبور اب
thoroughfare راه عبور
thoroughfares راه عبور
transit راه عبور
passageways محل عبور
passageway محل عبور
practicableness قابلیت عبور
safe-conducts رخصت عبور
fleet عبور سریع
trafficability قابلیت عبور
transduction انقال عبور
traffic عبور و مرور
traject عبور گذرگاه
through traffic عبور یکسره
fare هزینه عبور
electron transition عبور الکترون
oil passage عبور روغن
tessera کلمه عبور
passable قابل عبور
password اسم عبور
fleets عبور سریع
safe conducts رخصت عبور
passed کلمه عبور
traffics عبور و مرور
transmission grating شبکه عبور
transmission factor ضریب عبور
pass اجازه عبور
transit traffic عبور ترانزیتی
passed گذر عبور
conge اجازه عبور
pass کلمه عبور
pass گذر عبور
transit time زمان عبور
transit time مدت عبور
passed اجازه عبور
crossing the line عبور از خط استوا
current passage عبور جریان
crossing the line عبور از استوا
highway user tax مالیات حق عبور
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com