English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
English Persian
moonlight fliting گریز از خانهای هنگام شب برای رهایی از پرداخت اجاره
Other Matches
to let a house خانهای را اجاره دادن
reddendum موعد یا مهلت پرداخت اجاره
under lease وقتی مستاجر اصلی ملک برای مدتی کمتر از مدت باقیمانده اجاره خودش ملک را اجاره دهد
cash on delivery پرداخت هنگام تحویل
time charter اجاره وسیله نقلیه برای مدت معین اجاره کشتی برای مدت معین
Payment on delivery of goods. پرداخت هنگام ( مشروط به ) تحویل کالا
dead rent اجاره بهایی که در صورت عدم استفاده از عین مستاجره نیز باید پرداخت شود
arrentation پروانه یا جواز بهره برداری ار اراضی جنگلی در ازای پرداخت اجاره سالانه معین
break up value قیمتی که برای رهایی از کالای متروکه یا ازمد افتاده تعیین میشود
cutbacks بازی بدون توپ برای گریز ازچنگ مدافعان
cutback بازی بدون توپ برای گریز ازچنگ مدافعان
holiday cottage ویلای اجاره ای برای تعطیلات
leases واگذاری یا اجاره وسیله برای مدتی
tc اجاره دربست برای مدت معین
What's the charge per day? اجاره آن برای یک روز چقدر است؟
What's the charge per week? اجاره آن برای یک هفته چقدر است؟
lease واگذاری یا اجاره وسیله برای مدتی
charters اجاره وسیله حمل جهت کاری خاص قرارداد اجاره وسیله حمل اجاره کردن کل کشتی
chartering اجاره وسیله حمل جهت کاری خاص قرارداد اجاره وسیله حمل اجاره کردن کل کشتی
charter اجاره وسیله حمل جهت کاری خاص قرارداد اجاره وسیله حمل اجاره کردن کل کشتی
chartered اجاره وسیله حمل جهت کاری خاص قرارداد اجاره وسیله حمل اجاره کردن کل کشتی
voyage charter اجاره دربست کشتی برای سفری مشخص
standstill در کنار یکدیگر رکاب زدن و درانتظار اشتباه حریف بودن برای گریز
time charter اجاره کردن وسیله نقلیه برای مدت معین
ground landlord کسی که زمینی را برای ساختمان کردن اجاره میدهد
these room let well نمیتوانیم برای اطاقهایم اجاره نشین پیدا کنم
leases کانال ارتباطی مثل خط تلفن که برای استفاده اجاره شده است
lease کانال ارتباطی مثل خط تلفن که برای استفاده اجاره شده است
formulae الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formula الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
windage تنظیم کمان هنگام وجود بادعرضی برای دقت در هدفگیری
succour کمک برای رهایی از پریشانی موجب کمک
succor کمک برای رهایی از پریشانی موجب کمک
deflation port سوپاپ بزرگ در بالای بالن برای خروج هوا هنگام نشستن
chater party اجاره نامه یا قرارداد اجاره کشتی تجاری
caught short <idiom> پول کافی برای پرداخت نداشتن
farms اجاره یا مقاطعه کردن اجاره دادن
Lease (rental) agreement. اجاره نامه (قرار داد اجاره )
farmed اجاره یا مقاطعه کردن اجاره دادن
farm اجاره یا مقاطعه کردن اجاره دادن
point of sale محل ای در مغازه برای پرداخت قیمتهای کالاها
cash on the barrelhead <idiom> پولی که برای خرید چیزی پرداخت می شود
write خطای گزارش شده هنگام تلاش برای ذخیره کردن داده روی رسانه مغناطیسی
design landing weight حداکثر وزن پیش بینی شده هنگام فرود هواپیما برای استفاده در محاسبات طراحی
writes خطای گزارش شده هنگام تلاش برای ذخیره کردن داده روی رسانه مغناطیسی
date of grace مدت مجاز برای پرداخت سفته و برات پس از سر رسید
promotion money دستمزدی که به موسسین شرکت برای خدماتشان پرداخت میشود
You will have to pay duty on this. شما برای این باید گمرکی پرداخت کنید.
an insolvent estate دارایی یا ملکی که برای پرداخت بدهی بسنده نباشد
wharfage وجهی که برای استفاده ازبارانداز پرداخت میشود حق باراندازی
toll traverse وجهی که برای عبور از املاک خصوصی پرداخت میشود
telpak سرویسی که توسط شرکتهای همگانی مخابراتی برای اجاره کانالهای با پهنای باندزیاد بین دو یا چندین نقطه ارائه می گردد
appearance money پولی که به افراد مشهور برای حضور در محافل پرداخت میشود
lease نوشتهای برای واگذاری یک قطعه در یک زمانی به جای پرداخت قیمت
buff stick بدان پیچیده است و برای پرداخت کردن بکار میبرند
leases نوشتهای برای واگذاری یک قطعه در یک زمانی به جای پرداخت قیمت
break up point نقطه رهایی هلی کوپتر نقطه رهایی
leases اجاره نامه اجاره دادن
letting اجاره دادن اجاره رفتن
lease اجاره نامه اجاره دادن
let اجاره دادن اجاره رفتن
lets اجاره دادن اجاره رفتن
smoke test بررسی تصادفی برای اینکه ماشین باید در صورتی که هنگام روشن کردن دود ایجاد نشود کار کند
Mandlebrot set تساوی ریاضی که به صورت بازگشتی برای تنظیم مقادیر به کار می رود. هنگام رسم آنرا در تصویر بخش شده
napping waste ضایعات عمل خارزنی [این ضایعات در فرش های دستی بعد از پرداخت و یا در هنگام مقراض کاری بوجود آمده و در فرش های ماشینی پس از خار زدن سطح فرش بوسیله ماشین حاصل می شود.]
bombing height ارتفاع رهایی بمب ارتفاع هواپیماتا هدف در موقع رهایی بمب
licences اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
debt finance افزایش سرمایه از طریق فروش سهام تامین محل برای پرداخت قروض و دیون
licenses اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licence اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
polythalmous چند خانهای
own a house خانهای دارم
quads چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
quad چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
mismatch ناتوانی سیستم مکش توربین گاز برای تامین جریان هوای مورد نیاز موتور به هنگام دور زدن یا سایر حالات اشفته
to inhabit a house در خانهای ساکن شدن
departmental intelligence اطلاعات وزارت خانهای
to have the run of a house اختیار خانهای را داشتن
own a house دارای خانهای هستم
to front a house with marble نمای خانهای رابامرمرساختن
refreshes قطعه RAM پویا که مدار توکار دارد برای تولید سیگنالهای تنظیم که امکان باریابی داده هنگام قط ع برق میدهد بااستفاده از باتری پشتیبان
refreshed قطعه RAM پویا که مدار توکار دارد برای تولید سیگنالهای تنظیم که امکان باریابی داده هنگام قط ع برق میدهد بااستفاده از باتری پشتیبان
refresh قطعه RAM پویا که مدار توکار دارد برای تولید سیگنالهای تنظیم که امکان باریابی داده هنگام قط ع برق میدهد بااستفاده از باتری پشتیبان
ymck تعریف رنگ بر پایه چهار رنگ که در نرم افزار DTP هنگام ایجاد فیلم رنگی مختلف برای چاپ استفاده میشود
progress payment پرداخت مبالغ قرارداد طبق پیشرفت کار پرداخت مرحلهای
matt فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
matte فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
estaminet قهوه خانهای که سیگارکشیدن درانجا ازاداست
interim financing پرداخت اقساط به طور کوتاه مدت پرداخت بینابین
burglars کسی که در شب به قصدارتکاب جرمی وارد خانهای شود
aliases وسیله یا خانهای از صفحه گسترده داده میشود
alias وسیله یا خانهای از صفحه گسترده داده میشود
kheda کدا:خانهای که فیلهای وحشی رادران گرفتارمیسازند
land سطح داخلی لوله بین خانهای تفنگ
burglar کسی که در شب به قصدارتکاب جرمی وارد خانهای شود
leasing اجاره کردن اجاره
rental اجاره بها اجاره
drag حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
usance مهلت پرداخت پرداخت مدت دار
frame house خانهای که کالبدان چوب وپوشش ان تخته باشد خانه چوبی
angular velocity sight زمان سنج رهایی بمب دوربین زمان سنج زاویه رهایی بمب
acrylic lacquer لاک های اکریلیک که دارای حلال های بسیار فرار بوده و برای پرداخت سطح هواپیما بکار میرود
Winsock امکان نرم افزاری برای کنترل مودم هنگام اتصال به اینترنت تحت DOS-MS یا ویندوز که به کامپیوتر امکان ارتباط تحت پروتکل TCP/IP میدهد
cells خط ضخیم تری که اطراف خانهای که باید در آن نوشته شود ایجاد میشود
cell خط ضخیم تری که اطراف خانهای که باید در آن نوشته شود ایجاد میشود
palafitte خانهای که درزمانهای قدیم پیش ازتاریخ روی تیرهای که دردریاچه فرومیکردند
burglarious مرتکب یا وابسته به عمل واردشدن به خانهای درشب بقصد ارتکاب جرم
anchor cell خانهای در برنامه صفحه گسترده که ابتدای مجموعه خانه ها را معرفی میکند
semi detached درباب خانهای گفته میشود:که بادیوارمشترک بخانه دیگری پیوسته باشد
semi-detached درباب خانهای گفته میشود:که بادیوارمشترک بخانه دیگری پیوسته باشد
sets of bill نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
STT نشانه تامین اتصال امن بین جستجوگر کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان پرداخت قیمت برای اینترنت میدهد
piezoelectric ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
fate پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
droppage کسری پرداخت کسر پرداخت
fates پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
secure transaction technology سیستم ساخت ماکروسافت برای ایجار اتصال ایمن بین جستجوگر کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان پرداخت قیمت کالاها روی اینترنت میدهد
power down خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
tax evasion عدم پرداخت مالیات بصورت غیر قانونی فرار از پرداخت مالیات
clear one's ears متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
due bill در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
ransoms وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
ransom وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
pay as you go principle اصلی که بر اساس ان مالیات دریافتی توسط دولت برای سیستم تامین اجتماعی در هرسال به بازنشستگان درهمان سال پرداخت میشود وبنابراین دولت وجوهی را ازاین بابت جمع اوری نمیکند
warehousing system روشی که به موجب ان کالاهای وارداتی بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی به مملکت وارد و انبار میشود و این عوارض درموقع عرضه برای فروش اخذ میشود
relief رهایی
emanacipation رهایی
deliveries رهایی
escapement رهایی
delivery رهایی
extrication رهایی
abandonment رهایی
liveries رهایی
quietus رهایی
rescue رهایی
escape رهایی
escaped رهایی
escapes رهایی
emancipation رهایی
goby رهایی
rescued رهایی
livery رهایی
rescues رهایی
escaping رهایی
deliverance رهایی
riddance رهایی
salvation رهایی
rescuing رهایی
rescuing رهایی دادن
disillusion رهایی از شیفتگی
to extricate oneself رهایی یافتن
rescued رهایی دادن
to get rid of رهایی یافتن از
to get off رهایی یافتن از
emergency relief رهایی از بلایا
rescues رهایی دادن
keep one's head above water رهایی یافتن
get out رهایی یافتن
break up value قیمت رهایی
break off position نقطه رهایی
release point نقطه رهایی
emancipator رهایی دهنده
rescue رهایی دادن
disillusions رهایی از شیفتگی
disillusioning رهایی از شیفتگی
disenchantment رهایی از طلسم
survival رهایی از انهدام
break off رهایی ازدرگیری
survivals رهایی از انهدام
bomb release line خط رهایی بمب
dishallucination رهایی ازشیفتگی
acquittance رهایی بخشودگی
lead us not into temtation ماراازوسوسه شیطان رهایی ده
bailment رهایی به قید ضمانت
impasse حالتی که از ان رهایی نباشد
to save one's neck از دار رهایی یافتن
on one's feet <idiom> رهایی ازبیماری یا مشکلات
dropping angle زاویه رهایی بمب
to escape with life and limb سختی رهایی جستن
to escape [with something] رهایی یافتن [با چیزی]
bomb release point نقطه رهایی بمب
disengagement رهایی از قید یا تعهد
releases منتشر ساختن رهایی
released منتشر ساختن رهایی
release منتشر ساختن رهایی
carnet اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
sublease اجاره فرعی دادن حق اجاره بمستاجر فرعی دادن
saved رهایی بخشیدن نگاه داشتن
angular velocity سرعت زاویهای رهایی بمب
redeem از گرو در اوردن رهایی دادن
released ازاد سازی رهایی واگذاری
redeemed از گرو در اوردن رهایی دادن
releases ازاد سازی رهایی واگذاری
release point نقطه رهایی ستون راهپیمایی
release ازاد سازی رهایی واگذاری
redeeming از گرو در اوردن رهایی دادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com