English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 18 (2 milliseconds)
English Persian
alternated یک درمیان
alternated یک درمیان امدن متناوب
alternated متناوب کردن متناوب بودن
alternated بنوبت انجام دادن
alternated متبادل
alternated عوض وبدل
alternated راه کار فرعی
alternated تعویض متناوب
alternated یدکی
alternated ذخیره
alternated برنامه کاربردی برای استفاده در محیط چندکاربره
alternated که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
alternated کلید غیراصلی در فایل پایگاه داده ها
alternated مجموعه دوم از حروف خاص که روی صفحه کلید موجودند
alternated مسیر پبشتیبان در سیستم ارتباطی که در صورت مشکل استفاده میشود
alternated آنچه از یکی به دیگری تغییر می یابد
alternated تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternated چندین بار
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com