English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 10 (2 milliseconds)
English Persian
combines باهم پیوستن
combines ملحق شدن متحد شدن
combines امیختن
combines ترکیب شدن
combines ترکیب کردن ماشین درو وخرمن کوبی کمباین
combines ایستگاه کنترل سطح بالا که دستورات و پاسخ ها را پردازش میکند
combines سیستم تشخیص حروف نوری کارا
combines دستگاهی که داده را روی سطح رسانه ذخیره سازی مغناطیسی مثل فلاپی دیسک می خواند و می نویسد
combines ترکیب با یکدیگر
Other Matches
vertical combines ترکیب عمودی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com