English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 25 (3 milliseconds)
English Persian
expected چشم داشتن
expected انتظار داشتن منتظر بودن
expected حامله بودن
expected پیش بینی کردن
expected انتظارداشتن
expected <adj.> برآورد شده
expected <adj.> تخمین زده شده
expected <adj.> پیش بینی شده
expected <adj.> انتظار می رود
Other Matches
expected value ارزش مورد انتظار
expected value امیدریاضی
expected value مقدار نظری
expected value مقدار امید ریاضی
We expected as much . انتظارش راهم داشتیم
expected value ارزش منتظره
I am not expected to tell you every thing , am I ? مگرتمام چیزها رابایدبه تو گفت
expected time زمان تحمل
expected price قیمت پیش بینی شده
expected price قیمت مورد انتظار
expected frequency فراوانی مورد انتظار
to have arrived [expected moment] رسیدن [به زمان انتظار رفته]
errors and omissions expected باستثنای اشتباهات وچیزهایکه از قلم افتاده این عبارت روی صورت حسابهانوشته میشود و یعنی مسئولیت اشتباهات بعهده شرکت نمیباشد
He is expected to arrive in acople of days. فردا پ؟ فردا قرار است بیاید
expected rate of net profits نرخ سود خالص پیش بینی شده
expected rate of net profits نرخ سود خالص موردانتظار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com