Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 20 (3 milliseconds)
English
Persian
helped
کمک کردن
helped
یاری کردن مساعدت کردن
helped
همدستی کردن
helped
مدد رساندن بهترکردن چاره کردن
helped
کمک یاری
helped
مساعدت
helped
مدد
helped
نوکر مزدور
helped
نمایش اطلاعات درباره یک برنامه یا تابع
helped
1-
helped
کلید مخصوص برای نمایش اطلاعات کمکی . 2-
helped
کلید تابع F برای نمایش اطلاعات کمکی
helped
پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
helped
تابعی در برنامه یا سیستم که حاوی اطلاعات مفید درباره برنامه استفاده شده است
helped
روش آسانتر برای انجام کاری
helped
کمک
Other Matches
It cant be helped.
چاره ای نیست
It just cant be helped .
کاریش نمی شود کرد ( چاره یی نیست )
... however sometimes it just can't be helped.
... اما بعضی وقتها واقعا کاریش نمی شه کرد.
He helped me for my fathers sake.
بخاطر پدرم به من کمک کنید
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com