English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English Persian
letter of even date نامه همین تاریخ
Search result with all words
to date a letter forward کاغذی راتاریخ عقب ترگذاشتن
Other Matches
Get the letter to him . Have the letter handed to him. نامه را بدستش برسان
i wrote letter a letter چندین کاغذ پشت سرهم نوشتم
i wrote letter a letter هی کاغذ نوشتم
Read out the letter. Read the letter aloud. نامه را بلند بخوان
up-to-date تجدید نظر کردن
out of date از مد افتاده
out of date منسوخه
out of date قدیمی
out of date منقضی شده
no date بی تاریخ
up-to-date امروزی تازه مطابق روز
up-to-date حاوی اخرین اطلاعات
up-to-date تصحیح شده
up-to-date مطابق روز
up-to-date متداول
out of date از تاریخ گذشته
of even date دارای همان تاریخ
the date was not specified تاریخ ان معلوم
the date was not specified نشده بود
value date تاریخ ارزش
value date تاریخ اجرا والور
out-of-date <idiom> از مد افتاده (دمد)
to date باهم بیرون رفتن [به عنوان دوست پسر و دختر]
She will only date you if you ... او [زن] فقط به شرطی با تو میرود بیرون اگر تو...
best-by date تاریخ مصرف [روی غذا یا دوا]
up-to-date مطابق اخرین طرز
up-to-date جدید
up to date امروزی تازه مطابق روز
date تاریخ روز و ماه و سال
date قدیمی
date در حال حاضر یا اخیراگ امروزی
date افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
date افزودن آخرین و جدیدتری اطلاعات به چیزی
date موعد
date تاریخ
date سنه
date مدت معین کردن
date تاریخ گذاردن تاریخ گذاشتن
date زمان
date نخل تاریخ
date درخت خرما
date خرما
date قرار دادن داده در یک متن
date فرمان DATE
up to date مطابق اخرین طرز
up to date متداول
up to date مطابق روز
up to date تصحیح شده
up to date جدید
up to date بهنگام
up to date تازه
up to date حاوی اخرین اطلاعات
up-to-date بهنگام
up to date تجدید نظر کردن
up-to-date تازه
expiration date تاریخ انقضا
julain date تقویم ژولین
from the date on wards از این تاریخ به بعد
effective date تاریخ اجرا
expiry date سررسید
effective date تاریخ شروداجرای دستورالعمل
due date موعدمقرر
date of payment موعد پرداخت
date of shipment تاریخ حمل
date palm درخت خرما
date plum خرماندو
delivery date تاریخ تحویل
due date سر رسید
due date موعد مقرر
due date تاریخ سررسید
due date سررسید
due date تاریخ تادیه
julain date تاریخ ژولین
expiry date تاریخ انقضاء
date [appointment] تاریخ
Date of departure . Departure date. تاریخ عزیمت (روز حرکت )
What is todays date ? تاریخ امروز چیست ؟
I have a date with my fiandee. با نامزدم قرار ملاقات دارم
date of birth تاریخ تولد
date [appointment] وعده ملاقات
date [appointment] قرار ملاقات
accommodation date تاریخ آغاز و پایان خوابگاه
sell-by date فروشبراساستاریخمصرف
date of birth تاریختولد
date stamp مهرتاریخ
maturity date تاریخ سررسید
maturity date موعد
date tree درخت خرما
post date تاریخ اینده گذاشتن
post date پیش تاریخ کردن
sailing date تاریخ شروع سفر دریایی زمان حرکت
schedule date موعد طبق برنامه
system date تاریخ سیستم
target date زمان حمله به هدف یا تاریخ حمله به هدف
termination date تاریخ پایان
date-stone [سنگ ترکیب شده در دیوار که تاریخ ساخت آن بنا در آن قید شده است.]
best-before date [BBD] تاریخ مصرف [روی غذا یا دوا]
completion date تاریخ تکمیل
date of acquisition تاریخ خریداری
date labourer معادل daysman
date labourer کارگر روزمزد
date labour کار روز مزد
date of issuance تاریخ صدور
date in issuing تاریخ صدور
current date تاریخ جاری
critical date مدت زمان بحرانی
creation date تاریخ ایجاد
basic date تاریخ ترفیع
basic date تاریخ شروع خدمت در هردرجه
backdating date پیش تاریخ
closing date اخرین روز اخرین فرصت
acceptance date تاریخ قبولی
completion date تاریخ انجام کار
date of acquisition تاریخی که به عنوان شروع دوره استیلای خریدار بر مال دردفتر ثبت و اگر مال استهلاک پذیر باشد
date of maturity موعد
date of grace مدت مجاز برای پرداخت سفته و برات پس از سر رسید
blind date قرار ملاقات میان زن ومردی که همدیگر را نمیشناسند
date of maturity تاریخ انقضاء
creation date تاریخ افرینش
date of maturity موعد پرداخت
closing date تاریخ انقضاء
date of maturity تاریخ سررسید
date of acquisition از آن به بعد استهلاک محاسبه میشود
Date and place of departure. تاریخ ؟ محل حرکت
The date of the meeting has been advanced. تاریخ جلسه جلو افتاده است
automatic release date تاریخ انقضای عمر قانونی وسایل سررسید عمر قانونی
international date line خط تقسیم نیروهای بین المللی
expiry date of the credit تاریخ انقضای اعتبار
international date line خط موافقتنامه بین المللی
date time group گروه تاریخ و زمان
date time group گروه ساعت و زمان
international date line خط بین المللی تغییر تاریخ
date of change of acountability تاریخ تسویه حساب
due at a specified date after sight وعده دار
due at a specified date after sight مدت دار
due at a specified date after sight موجل
date on which a bill falls due موعد پرداخت برات یا سفته
minimum durability date [MDD] تاریخ مصرف [روی غذا یا دوا]
letter نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا..
letter نوشته
letter نامه
letter حروف ارسالی به چندین آدرس با نام بدون تغییر در متن
to a. letter روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
to a. letter فرستادن
to the letter طابق النعل بالنعل
letter سند
to the letter <idiom> طبق قانون
letter حرف
letter for letter <adv.> مو به مو
letter for letter <adv.> کلمه به کلمه
letter for letter <adv.> نکته به نکته
to the letter <adv.> مو به مو
to the letter <adv.> کلمه به کلمه
to the letter <adv.> نکته به نکته
letter حرف چاپی
letter مراسله
letter کاغذ ادبیات
letter اثارادبی
letter معرفت دانش
letter باحروف نوشتن باحروف علامت گذاشتن اجازه دهنده
letter نویسه
letter معرفی نامه
letter حرف الفباء
letter no نامه شماره 5
letter of a اطلاع نامه
d. letter حرفی که درسالنامه دلالت برروز یک شنبه میکند
letter of a اگاهی نامه
letter scale مقیاسنامهها
letter de chancellerie نامه رسمی
letter opener سرنامهبازکن
open letter نامه سر گشاده
To mail a letter. نامه ای رابه پست انداختن
action letter فرم بازرسی ویژه در ردههای بالا
letter lock قفل حروفی
letter carrier چاپار
I have just received your letter. کاغذت تازه به دستم رسیده است
Letter of recommendation. توصیه نامه
letter balance ترازوی نامه کشی
I had a letter from my father . از پدرم کاغذ داشتم
The letter is addressed to you . نامه بعنوان شما نوشته شده است
letter box صندوق پست
This letter has been tampered with . در این نامه دست برده شده
letter drop صندوق پست
The letter is in his own handwriting . نامه بخط خودش است
letter card کاغذ پستی تا شده که لبههای چسب دارانرابهم چسبانده به پست میدهند
letter carrier نامه رسان پستچی
The letter is well typed . نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
letter-bombs بمب نامهای
letter-bomb بمب نامهای
to readdress a letter عنوان نامهای را عوض کردن
an open letter نامهای که بوسیله روزنامه به کسی عنوان شود
letter founder حروف ریز
letter head سر کاغذ
the original letter عین نامه
the letter of the law نص یا لفظ شریعت
the letter of the law عبارت قانون
the letter of the law لفظ یا نص قانون
letter de chancellerie نامهای است که در مناسبات مهم جهانی مورد استفاده قرار می گیرد
under cover of letter no ضمن نامه شماره
four-letter words واژهی قبیح
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com